از نطنز تا تنگه هرمز؛ پنج محور اختلاف ایران و آمریکا چیست؟

طرح گرافیکی
زمان مطالعه: ۹ دقیقه

روابط ایران و آمریکا در یکی از پیچیده‌ترین بن‌بست‌های دهه‌های اخیر گرفتار شده است. پس از گذشت بیش از ده هفته از آغاز حملات آمریکا و اسرائیل علیه ایران و در حالی که آتش‌بسی شکننده برقرار است، دو طرف از طریق میانجی‌هایی مانند پاکستان همچنان در حال چانه‌زنی هستند.

تبادل پیشنهادها و پاسخ‌ها در حالی انجام می‌شود که پنج موضوع محوری، به عنوان موارد اصلی اختلافات حل‌نشده میان ایران و آمریکا مطرح است: برنامه غنی‌سازی اورانیوم، سرنوشت ذخایر اورانیوم غنی‌شده در ایران، کنترل و آزادی تردد در تنگه هرمز، فعالیت‌های گروه‌های نیابتی ایران در منطقه و برنامه موشکی بالستیک.

دونالد ترامپ،‌ رئیس‌جمهور آمریکا، پاسخ ایران به آخرین پیشنهاد آمریکا را «کاملا غیرقابل قبول» خوانده و بار دیگر تاکید کرده است که آمریکا هرگز اجازه نخواهد داد ایران به سلاح هسته‌ای دست یابد.

بر اساس گزارش‌ها، طرح ۱۴ بندی واشنگتن شامل توقف غنی‌سازی اورانیوم، خروج یا رقیق‌سازی کامل ذخایر اورانیوم ۶۰ درصدی و بازگشایی بی‌قیدوشرط تنگه هرمز است. همچنین این طرح با ایجاد یک بازه زمانی ۳۰ روزه، مسیری را برای مذاکره درباره مسائل دیگری مانند نیروهای نیابتی طرفدار ایران در منطقه و برنامه موشکی جمهوری اسلامی باز می‌کند.

ایران پذیرش پیشنهادهای آمریکا را به معنای تسلیم در جنگی می‌داند که به باور این کشور در میدان نبرد آن را به دو قدرت بزرگ نظامی جهان «نباخته» و نتیجه کار را به میز مذاکره بازگردانده است. به همین دلیل جمهوری اسلامی به دنبال گرفتن امتیاز است و گفته می‌شود در پاسخ خود، بر پایان فوری جنگ - از جمله در لبنان - رفع کامل تحریم‌ها، پرداخت غرامت، به رسمیت شناختن حاکمیت بر تنگه هرمز و جداسازی مسائل فوری مانند بازگشایی تنگه از مذاکرات هسته‌ای اصرار دارد.

بنا بر گزارش‌ها ایران در پاسخ خود برای رقیق‌سازی یا انتقال بخشی از ذخایر اورانیوم غنی‌شده به کشور ثالث اعلام آمادگی کرده، اما تحویل کامل آن را رد کرده و بر «حق غنی‌سازی صلح‌آمیز» تاکید کرده است.

بن‌بست مذاکرات به دلیل پنج نقطه اختلاف اصلی، فراتر از دو کشور، امنیت انرژی جهان، قیمت نفت و ثبات خاورمیانه را تحت تاثیر قرار داده است.

برنامه غنی‌سازی اورانیوم

غنی سازی اورانیوم

غنی‌سازی اورانیوم یکی از مهم‌ترین و قدیمی‌ترین محورهای اختلاف در مذاکرات ایران و آمریکا است، زیرا از دید واشنگتن به این پرسش مربوط می‌شود که ایران تا چه اندازه با توانایی فنی تولید سلاح هسته‌ای فاصله دارد.

از % title % عبور کنید و به ادامه مطلب بروید
خبرنامه بی‌بی‌سی فارسی

گزیده‌ای از مهم‌ترین خبرها، گزارش‌های میدانی و گفت‌وگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.

اینجا مشترک شوید

پایان % title %

اورانیوم طبیعی به تنهایی کارایی چندانی ندارد. در فرآیند غنی‌سازی، غلظت بخش انرژی‌زای اورانیوم (ایزوتوپ ۲۳۵) را افزایش می‌دهند تا ماده خام به سوختی قابل استفاده در راکتورهای هسته‌ای تبدیل شود اما هرچه درصد غنی‌سازی اورانیوم بالاتر باشد، خطر استفاده نظامی از آن نیز بیشتر می‌شود.

ایران بر اساس پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (ان‌پی‌تی) بر حق غنی‌سازی صلح‌آمیز برای تولید سوخت، تحقیقات و نیازهای پزشکی تاکید دارد. با این حال، آمریکا و اسرائیل این برنامه را پوششی برای دستیابی به قابلیت تسلیحاتی می‌دانند.

در حالی که غنای ۳ تا ۵ درصد برای نیروگاه‌های برق و اورانیوم غنی‌شده تا ۲۰ درصد برای مصارف تحقیقاتی کاربرد دارد، افزایش این میزان به سطوح بالاتر، مسیر رسیدن به سطح تسلیحاتی را هموار می‌کند. از نظر فنی، اورانیوم ۶۰ درصدی فاصله بسیار کوتاهی تا غنای ۹۰ درصد یا همان سطح مورد نیاز برای بمب هسته‌ای دارد.

تا پیش از جنگ ۱۲ روزه در تابستان گذشته، ایران به سطح ۶۰ درصد غنی‌سازی رسیده بود سطحی که کاربرد غیرنظامی بسیار محدودی دارد و به گفته مقام‌های آمریکا و اسرائیل و برخی کارشناسان، زمان «گریز هسته‌ای» ایران را به چند هفته کاهش داده بود. هم‌زمان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی گزارش می‌داد که تهران هزاران سانتریفیوژ پیشرفته نصب و ذخایر قابل توجهی انباشت کرده بود.

پس از حملات اسرائیل و آمریکا به تاسیسات نطنز، فردو و اصفهان در سال ۱۴۰۴، فعالیت غنی‌سازی عملا متوقف شد و بسیاری از تجهیزات آسیب جدی دیدند.

در مذاکرات اخیر برای پایان دادن به جنگ، دونالد ترامپ خواهان توقف کامل غنی‌سازی در خاک ایران برای مدت طولانی (بنا بر گزارش‌ها برای دوره‌ای ۲۰ ساله یا دائمی) شده و تاکید کرده «ایران هرگز نباید به سلاح هسته‌ای برسد».

بنا بر گزارش‌ها تهران آماده پذیرش محدودیت‌های موقت، کاهش سطح غنی‌سازی و نظارت آژانس برای مصارف صلح‌آمیز است، اما تعطیلی کامل برنامه یا انتقال همه فعالیت‌ها به خارج را رد کرده و آن را نقض حق حاکمیتی خود می‌داند.

این شکاف ریشه در یک بی‌اعتمادی عمیق تاریخی دارد: غرب به سابقه پنهان‌کاری ایران مشکوک است و ایران خروج آمریکا از برجام در دوره اول ریاست جمهوری دونالد ترامپ و جنگ‌های اخیر را دلیل بی‌اعتمادی به تعهدات واشنگتن می‌داند.

ذخایر اورانیوم غنی‌‌شده در ایران

رد شدن از پست YouTube
اجازه نشان دادن محتوای Google YouTube را می دهید؟

این مطلب شامل محتوایی از Google YouTube است. قبل از بارگیری این محتوا از شما اجازه می گیریم، زیرا ممکن است این سایت ها از کوکی ها و یا سایر انواع فن آوری استفاده کنند. می توانید سیاست Google YouTube را درباره کوکی ها و سیاست مربوط به حفظ حریم خصوصی را پیش از موافقت بخوانید. برای دیدن این محتوا روی "موافقت و ادامه"‌کلیک کنید.

توضیح: بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست. محتوای YouTube ممکن است شامل آگهی باشد.

پایان پست YouTube

دومین نقطه اختلاف، سرنوشت ذخایر اورانیوم غنی‌شده باقی‌مانده ایران است. پیش از جنگ ۱۲ روزه، آژانس بین‌المللی انرژی اتمی گزارش داده بود که ایران حدود ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده تا سطح ۶۰ درصد در اختیار دارد. این سطح، نزدیک به درجه تسلیحاتی است و کارشناسان می‌گویند در صورت غنی‌سازی بیشتر، می‌تواند مواد لازم برای ساخت چند سلاح هسته‌ای را فراهم کند.

بر اساس گزارش‌‌ها بخش قابل‌توجهی از ذخایر استراتژیک اورانیوم ایران در تاسیسات زیرزمینی و دالان‌های عمیق مجتمع هسته‌ای اصفهان نگهداری می‌شود که به دلیل عمق زیاد، هدف اصلی حملات سنگین با بمب‌های سنگرشکن قرار گرفته‌اند. گزارش‌های اطلاعاتی نشان می‌دهد که بخشی از ذخایر اورانیوم غنی‌شده زیر آوار تونل‌های تخریب‌شده مانده است. رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، گفته است که به دلیل قطع دسترسی به تجهیزات نظارتی و تداوم شرایط جنگی، این نهاد از زمان آغاز درگیری‌ها عملا هیچ توانایی فنی برای راستی‌آزمایی مقدار یا وضعیت کنونی این مواد ندارد.

آمریکا و اسرائیل این ذخایر را جدی‌ترین تهدید باقی‌مانده می‌دانند؛ چرا که از دست دادن این حجم از اورانیوم غنی‌شده، بازسازی توان هسته‌ای ایران را به فرآیندی بسیار طولانی تبدیل می‌کند و «زمان گریز» هسته‌ای را به شکل قابل‌توجهی افزایش می‌دهد.

دونالد ترامپ بارها تاکید کرده که آمریکا «به هر شکل» این ذخایر را خواهد گرفت. گفته می‌شود پیشنهادهای آمریکا شامل تحویل کامل آن به ایالات متحده یا کشور ثالث، رقیق‌سازی کامل یا خروج همه مواد از خاک ایران است.

تهران تحویل کامل ذخایر اورانیوم غنی‌شده را رد کرده است. اما به گزارش وال‌استریت ژورنال در پاسخ اخیر خود به پیشنهاد آمریکا، برای رقیق‌سازی بخشی از این مواد به سطوح پایین‌تر و انتقال بخشی دیگر به یک کشور ثالث اعلام آمادگی کرده بود؛ مشروط بر آنکه در صورت شکست مذاکرات یا خروج دوباره آمریکا از توافق، این مواد به ایران بازگردانده شوند.

تاسیسات هسته‌ای اصفهان

تنگه هرمز

تنگه هرمز، به عنوان حیاتی‌ترین گذرگاه انرژی جهان، سومین محور اصلی اختلافات ایران و آمریکاست. این آبراه راهبردی که مسیر عبور بیش از ۲۰ درصد نفت خام و بخش عمده‌ای از گاز مایع جهان است، در مذاکرات مه ۲۰۲۶ به یک بن‌بست جدی تبدیل شده است.

بعضی تحلیلگران بر این باورند که تحولات دو ماه اخیر نشان داد که کنترل تنگه هرمز از نظر قدرت بازدارندگی برای ایران می‌تواند نقشی هم‌سنگ یک سلاح راهبردی ایفا کند.

واشنگتن بازگشایی کامل و تحت نظارت آن را پیش‌شرط هرگونه توافق می‌داند، در حالی که به نظر می‌رسد تهران از آن به عنوان اهرم فشار نهایی استفاده می‌کند. تداوم انسداد یا اختلال در این گلوگاه، همراه با جهش قیمت انرژی، ثبات اقتصاد جهانی را با تهدیدی کم‌سابقه روبه‌رو کرده است.

واشنگتن باز شدن تنگه هرمز را مصداق «آزادی ناوبری بین‌المللی»، و هرگونه تهدید یا محدودیت از سوی ایران را غیرقابل قبول می‌داند. پیشنهاد آمریکایی‌ها این است که این مسئله جدا از مذاکرات هسته‌ای حل شود و با تضمین‌های نظامی و بین‌المللی همراه باشد.

به گزارش رسانه‌های ایران،‌ جمهوری اسلامی نیز در پاسخ به طرح پیشنهادی آمریکا، تمرکز اصلی خود را بر «خاتمه جنگ و امنیت دریانوردی در خلیج فارس و تنگه هرمز» گذاشته است. در همین حال مقام‌های سیاسی و نظامی ایران کنترل تنگه را خط قرمز خود دانسته‌اند. تهران پیشنهاد داده که در ازای رفع فشارها و تحریم‌ها، امنیت عبور کشتی‌های تجاری را تضمین کند، اما حق کنترل و پاسخ به تهدیدات را حفظ نماید.

ایران در دوره‌های مختلف تنش با آمریکا و افزایش تحریم‌ها بارها هشدار داده بود که در صورت تهدید جدی، عبور نفت از تنگه را متوقف خواهد کرد؛ هرچند این تهدیدها تا پیش از جنگ اخیر بیشتر جنبه بازدارنده داشت و به انسداد کامل تنگه منجر نشده بود.

«محور مقاومت» و نقش ایران در منطقه

فعالیت گروه‌های هم‌پیمان ایران در منطقه، یکی دیگر از محورهای اصلی اختلاف تهران و واشنگتن است. آمریکا می‌گوید جمهوری اسلامی از گروه‌هایی مانند حزب‌الله لبنان، حوثی‌های یمن و شماری از گروه‌های مسلح شیعه در عراق حمایت مالی، تسلیحاتی و آموزشی می‌کند و با گسترش نفوذ خود از طریق این شبکه، تهدیدی جدی برای اسرائیل و منافع و نیروهای آمریکایی ایجاد کرده است.

تهران این گروه‌ها را بخشی از «محور مقاومت» می‌داند و می‌گوید آن‌ها بازیگران مستقلی هستند که در مخالفت با اسرائیل و حضور نظامی آمریکا در منطقه عمل می‌کنند.

پس از آغاز جنگ غزه در اکتبر ۲۰۲۳، حملات این گروه‌ها در چند جبهه افزایش یافت؛ از جمله درگیری‌های حزب‌الله و اسرائیل در مرز لبنان، حملات حوثی‌ها به کشتی‌ها در دریای سرخ و حملات گروه‌های مسلح عراقی به پایگاه‌های آمریکایی در عراق و سوریه.

آمریکا همواره خواهان کاهش حمایت نظامی ایران از این گروه‌ها و توقف حملات آن‌ها علیه منافع آمریکا و اسرائیل بوده است، اما ایران تاکنون هرگز حاضر نشده این خواسته را بپذیرد.

موضوع فعالیت این گروه‌ها در جریان جنگ و تنش‌های اخیر مطرح شده، اما به نظر می‌رسد برخلاف پرونده هسته‌ای و تنگه هرمز، هنوز در مرکز گفت‌وگوهای فوری قرار ندارد.

برنامه موشکی

ماکت موشک درتهران

منبع تصویر، Majid Asgaripour/WANA via REUTERS

توضیح تصویر، نمایش ماکت موشک خیبرشکن در تهران - ۷ اردیبهشت ۱۴۰۵

برنامه موشکی ایران یکی از مهم‌ترین و حساس‌ترین محورهای اختلاف میان تهران و واشنگتن است. جمهوری اسلامی طی دو دهه گذشته زرادخانه گسترده‌ای از موشک‌های بالستیک و کروز با بردهای مختلف توسعه داده است؛ از موشک‌های تاکتیکی کوتاه‌برد تا موشک‌هایی که می‌توانند اهدافی در فاصله حدود ۲۰۰۰ کیلومتری را هدف قرار دهد. ایران هم‌زمان شبکه‌ای از پایگاه‌ها و «شهرهای موشکی» زیرزمینی نیز ایجاد کرده است.

جمهوری اسلامی این برنامه را یکی از ستون‌های اصلی دفاعی و بازدارندگی خود می‌داند، به ویژه در شرایطی که در مقایسه با آمریکا و اسرائیل از نیروی هوایی و سامانه‌های پیشرفته دفاعی بسیار محدودتری برخوردار است.

آمریکا و متحدانش اما می‌گویند زرادخانه موشکی ایران، همراه با توسعه پهپادها و موشک‌های با دقت بالاتر، تهدیدی مستقیم برای اسرائیل، پایگاه‌های آمریکایی و کشورهای عرب منطقه است.

در جریان جنگ اخیر، ایران صدها موشک و پهپاد به سمت اسرائیل، پایگاه‌های آمریکا در منطقه و همین طور اهدافی در کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس، به ویژه امارات متحده عربی، شلیک کرد. بخشی از این حملات رهگیری شد، اما برخی از آن‌ها تلفات و خسارات قابل توجهی به بار آورد.

با وجود حملات گسترده به مراکز نظامی و موشکی ایران در جریان جنگ اخیر و پیش از آن در جنگ ۱۲ روزه، هنوز برآورد دقیقی از میزان موشک‌ها، سکوهای پرتاب متحرک و ذخایر باقی‌مانده جمهوری اسلامی وجود ندارد و همین ابهام یکی از نگرانی‌های اصلی آمریکا و اسرائیل است.

با این حال رسانه‌ها گزارش داده‌اند که برخلاف پرونده هسته‌ای، نشانه‌ای از طرح این موضوع در طرح اخیر آمریکا برای دستیابی به تفاهم بر سر ادامه مذاکرات دیده نمی‌شود. این در حالی است که آمریکایی‌ها همواره خواهان محدود شدن توان موشکی ایران بوده‌اند، و تهران هم در پاسخ گفته است که برنامه موشکی را بخشی از حق دفاع مشروع خود می‌داند و بر سر آن مذاکره نمی‌کند.

برخی از پیشرفته‌ترین و دوربردترین موشک‌های بالستیک ایرانی