شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
زوج بریتانیایی زندانی در ایران: احتمالا مدت طولانی اینجا خواهیم بود
- نویسنده, کارولین هالی
- شغل, خبرنگار دیپلماتیک بیبیسی
- زمان مطالعه: ۶ دقیقه
یک زوج بریتانیایی که در ایران زندانی هستند گفتهاند به این نتیجه رسیدهاند که احتمالاً برای مدت طولانی در زندان باقی خواهند ماند. لیندزی فورمن، که به همراه همسرش کریگ در زندان اوین زندانی است، پس از حدود ۱۶ ماه حبس میگوید که در حال کنارآمدن با این واقعیت است که آزادی آنها به این زودیها اتفاق نخواهد افتاد.
لیندزی فورمن میگوید که برای حفظ سلامت روانش سعی میکند با مطالعه، قدم زدن در حیاط زندان و هر زمان که بتواند با انجام حرکات یوگا خود را سرگرم نگه دارد.
او میگوید که ورزش همیشه «نجاتدهنده» او بوده است اما حالا پس از گذراندن ۱۶ ماه حبس در ایران در حال دست و پنجه نرم کردن با شرایط است.
او از داخل زندان اوین در تهران، که شرایط سخت آن مشهور است، در یک تماس تلفنی میگوید: «دارم با این واقعیت کنار میآیم که احتمالا قرار است مدت طولانی اینجا بمانیم.»
لیندزی، مربی ۵۳ ساله سبک زندگی و همسرش کریگ، ۵۲ ساله، زمانی که در سفر دوردنیا با موتورسیکلت بودند، در ژانویه سال ۲۰۲۵ در ایران بازداشت و به جاسوسی متهم شدند. اتهامی که آنها آن را قاطعانه رد میکنند.
'اینجا زندگیمان هدر میرود و به تدریج میپوسیم'
پس از تجربه کردن جنگ اخیر در ایران، این زوج اهل شرق ساسکس بریتانیا اکنون با واقعیت تلخ حکم ۱۰ سال زندان که در فوریه (زمستان گذشته) برایشان صادر شده، روبرو شدند.
کریگ میگوید: «فقط احساس میکنم زندگیمان اینجا هدر میرود و به تدریج میپوسیم. ما آدمهای بیگناهی هستیم. هیچ جرمی مرتکب نشدیم.»
او از دولت بریتانیا خواست: «فقط اقدام کنید. صدایتان را بلند کنید. ما را بیرون بیاورید. به نظرم مثل طعمههای بیدفاع هستیم.»
این نخستین بار است که این زوج از زمان بازداشتشان، از طریق دو خط تلفن جدا، همزمان با رسانهها مصاحبه میکنند.
آنها در سلولهای جداگانه اما در یک زندان حبس شدند و ماهها امکان ارتباط با دیگران را نداشتند. اما حالا جو بنت، پسر لیندزی به طور مرتب تماسهای تلفنی از مادر و ناپدریاش دریافت میکند.
این تماسها از طریق تلفنهای عمومی پولی زندان اوین و از طریق وزارت امور خارجه بریتانیا برقرار میشود. وزارت خارجه بریتانیا بازداشت این دو را «وحشتناک و «غیرقابل توجیه» توصیف کرده است.
تماسهای تلفنی راحت نیست. تلفن مرتب قطع میشود و کاملا کنترل میشود. هر دو دقیقه یکبار، صدایی ضبط شده به زبان فارسی پخش میشود که میگوید «این تماس از زندان اوین است و تماس گیرنده یک زندانی است.»
جو میگوید: «خیلی آزاردهنده است، اما این تماسها برای آنها و برای ما مثل یک شریان حیاتی است.»
او به ما اجازه داد که هنگام تماس تلفنی والدینش با آنها مصاحبه کنیم.
این زوج میگویند که زندگی آنها در زندان پس از دوران وحشت شدید ناشی از جنگ اسرائیل و آمریکا با ایران، دوباره به یکنواختی معمول خود بازگشته است.
در حال حاضر آتشبسی شکننده در این جنگ برقرار است.
لیندزی در حال حاضر کتاب «راه کمگذر» نوشته اسکات پک را میخواند، کتابی درباره رشد فردی در زمانهای دشوار. او نگران است که به زودی کتابهای موجود در کتابخانه زندان تمام شود.
دیدارهای کنسولی، دیگر انجام نمیشود؛ سفارت بریتانیا در تهران با آغاز جنگ به طور موقت تعطیل شده و هنوز بازگشایی نشده است.
پس از بمبارانهایی که اخیرا در نزدیکی زندان رخ داد، لیندزی همچنان نسبت به هر صدای بلند حساس است. او میگوید: «با جو در حال گفتوگوی تلفنی بودم که یکی از آن انفجارها آنقدر نزدیک بود که پنجرهها از جا کنده شدند.»
کریگ همراه با چند زندانی خارجی دیگر، یک مرد اهل اکوادور، یک آلمانی و یک رومانیایی با هم در یک سلول نگهداری میشوند و همین باعث شده که نوعی احساس همراهی و دوستی داشته باشد اما لیندزی تنهاتراست.
او میگوید که در سلولش هیچ انگلیسیزبانی نیست و او روی یک تخت فلزی میخوابد.
روزهایی سرشار از ناامیدی شدید
لیندزی با وجود اینکه دکترای روانشناسی مثبتگرا دارد، که به گفته خودش به او در تحمل این رنج مداوم کمکهای زیادی میکند، اما روزهایی هم هست که به شدت دچار ناامیدی و اندوه میشود.
او در حالی که گریه میکند، به من میگوید: «افرادی هستند که سالهاست اینجا هستند و این واقعا ظالمانه است.»
کریگ که از طریق گوشی تلفن دیگری که جو روی بلندگو قرارداده، صدای او را میشنود، فورا برای آرام کردنش وارد صحبت میشود.
کریگ میگوید: «ما میتوانیم این را پشت سر بگذاریم. با هم از پسش برمیآییم. بالاخره یک روز، امیدوارم به زودی. از پشت این دیوارها بیرون خواهیم رفت. پس قوی بمان، عشق من.»
این زوج میگویند که با موتورسیکلت در حال سفر از اروپا به استرالیا بودند که از ارمنستان وارد ایران شدند و قصد داشتند فقط چند روز در این کشور بمانند.
لیندزی در طول مسیر از مردم درباره اینکه «زندگی خوب چیست» سوال میکرد و قرار بود نتایج پژوهش خود را در کنفرانسی در بریزبن استرالیا ارائه دهد.
به نظر میرسد همین نوع پرسشها باعث شده توجه مقامات ایرانی به این زوج جلب شود و آنها دچار مشکل شوند.
این زوج از توصیه وزارت خارجه بریتانیا آگاه بودند که شهروندان بریتانیایی نباید به ایران سفر کنند.
لیندزی میگوید: «من و کریگ خطر را ارزیابی کرده بودیم و فکر نمیکردیم گردشگران بیگناه، بدون هیچ مدرکی اینقدر طولانی زندانی شوند. من مسئولیت تصمیمی را که برای آمدن به اینجا گرفتم، میپذیرم و باید با پیامدهای آن سرکنم.»
او میگوید که درک کامل این پیامدها برای هر کسی که تجربه زندان در ایران را نداشته باشد، بسیار دشوار است.
'بالاخره یک روز این به پایان خواهد رسید'
لیندزی، ۵۷ روز اول بازداشتش را در سلول انفرادی در زندانی در شهر کرمان گذراند. کریگ هم در دوران انفرادی، با چشمبند بازجویی میشد، تجربهای که آن را «هولناک» توصیف میکند.
این دو نفر تابستان گذشته، ماه ژوئیه به تهران، پایتخت منتقل شدند و به آنها گفته شده بود که آزاد خواهند شد اما در عوض از زندان اوین در تهران سر درآوردند.
این زندان بدنام، همان جایی است که نازنین زاغری راتکلیف، شهروند بریتانیایی-ایرانی هم شش سال حبس خود را در ایران در آن گذراند.
لیندزی و کریگ میگویند شرایط در زندان اوین نسبت به سلول انفرادی بهتر است، اما همچنان بسیار سخت و دشوار است.
کریگ میگوید: «بهداشت وجود ندارد. هیچ نوع خدمات درمانی یا دندانپزشکی وجود ندارد. درگیریهای زیادی بین زندانیان رخ میدهد. باید سعی کنی از آنها دور بمانی چون سلاحهای دستساز و چیزهای دیگری هم وجود دارد.»
هر دو تاکید میکنند که به خوبی میدانند که بسیاری از زندانیان ایرانی در مقایسه با آنها، شرایط بسیار بدتری را تجربه میکنند.
یکی از همبندیهای لیندزی به دلیل شرکت در اعتراضات سراسری دی ماه به اعدام محکوم شده است، اعتراضاتی که حکومت با خشونتی مرگبار سرکوب کرد و گفته میشود که هزاران نفر طی آن کشته شدند.
او میگوید: «ترسناک است. وقتی به وضعیت خودم نگاه میکنم، با خودم میگویم: خدا را شکر که اینجا بزرگ نشدم. برای ما یک روزی این وضعیت به پایان خواهد رسید اما برای بعضی از این افراد، پایانی در کار نخواهد بود.»
کریگ میگوید که از تابستان که به زندان اوین منتقل شده است، چهار نفر از همبندیهایش برای اجرای حکم اعدام برده شدند.
او میگوید: «میدانم که اعدام شدند چون روز بعدش در تلویزیون اعلام میکنند.»
او ادامه میدهد: «الان در وضعیت وحشتناکی هستیم، اما در این مسیر با آدمهای فوقالعادهای هم آشنا شدیم. ما دو روی این کشور را از نزدیک دیدیم، هم روی تاریک و هم روی روشنش را.»