شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
سرنوشت دلار در پی جنگ آمریکا با ایران؛ افول پترودلار، طلوع پترو یوآن؟
- نویسنده, آلکسی کالمیکوف
- شغل, بیبیسی
- زمان مطالعه: ۹ دقیقه
حمله آمریکا به ایران بار دیگر بحثها درباره افول قریبالوقوع دلار بهعنوان ارز ذخیره و مبادلاتی جهان را زنده کرده است. ایران تنگه هرمز را مسدود کرده و از نفتکشها با یوآن چین و استیبلکوینها عوارض دریافت کرده است.
تهدید علیه مهمترین ارز جهان تا چه حد جدی است و آیا در پی جنگ ایران، «پترو یوآن» (یوآن نفتی) جایگزین «پترودلار» (دلار نفتی) خواهد شد؟
قیمت نفت از دیرباز بر پایه دلار تعیین شده و اکنون نیز حدود ۸۵ درصد نفت و فرآوردههای نفتی جهان با ارز آمریکا معامله میشود. این سهم در دهههای اخیر، با وجود تلاش روسیه، چین، ایران و دیگر کشورها برای پایان دادن به سلطه دلار در مبادلات، تغییری نکرده است.
در مورد ذخایر ارزی نیز وضعیت مشابهی برقرار است. جهان معمولا داراییهای خود را به دلار نگهداری میکند. سهم دلار در ذخایر بینالمللی حدود ۶۰ درصد است، در حالی که یورو ۲۰ درصد را به خود اختصاص داده و مابقی مربوط به ارزهای دیگر کشورهای توسعهیافته غربی مانند بریتانیا، ژاپن، کانادا و استرالیا است. تنها حدود ۲ درصد از این ذخایر به یوآن چین نگهداری میشود.
این وضعیت تا حد زیادی به این دلیل است که آمریکا بزرگترین و پیشرفتهترین اقتصاد جهان به شمار میرود. این کشور بازار مالی عظیمی دارد، حاکمیت قانون در آن برقرار است، جریان سرمایه آزاد است، بانک مرکزی مستقلی دارد و شرکتهایش از سودآورترین و نوآورترین بنگاههای اقتصادی در غرب هستند.
اما با بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید برای دومین دوره در سال گذشته، برخی از این مزیتها با تهدید مواجه شده و جایگاه دلار متزلزل شده است.
در سال گذشته ارزش دلار ۸ درصد کاهش یافت. همزمان، در سطح جهانی از راهبرد مالی تازهای با عنوان «فروش آمریکا» سخن به میان آمد. برخی تحلیلگران این افت را نشانه رویگردانی سرمایهگذاران از داراییهای دلاری دانستند؛ روندی که به جنگ تجاری ترامپ با جهان، فشار بر متحدان و آمادگی او برای بهکارگیری قدرت مالی و نظامی آمریکا برای اعمال فشار سیاسی و اقتصادی بر دیگر کشورها نسبت داده میشود.
کاهش ارزش دلار در آغاز سال ۲۰۲۶ نیز ادامه یافت تا زمان حمله به ایران. اما بهمحض آنکه ترامپ با بیثبات کردن مهمترین منطقه تولید نفت و گاز جهان، اقتصاد جهانی را در آستانه بحران قرار داد، روند نزولی دلار متوقف شد و ارزش آن دوباره افزایش یافت.
آیا دلار تا پایان دوره ترامپ دوام میآورد؟
برد ستسر، تحلیلگر ارزی آمریکایی، میگوید: «جهان به دلایل مختلف بخش عمده ثروت خود را در داراییهای دلاری آمریکا نگه میدارد. پرسش اصلی این است که اگر ما سیاستهای دیوانهواری در پیش بگیریم، آیا این روند ادامه خواهد یافت؟»
او میافزاید: «تا اینجا پاسخ این پرسش مثبت بوده است.»
به گفته رابین بروکس از موسسه بروکینگز در آمریکا، افزایش ۲ درصدی ارزش دلار پس از حمله به ایران نشان میدهد که جایگاه این ارز بهعنوان ذخیره جهانی، دستکم در حال حاضر، با تهدید جدی روبهرو نیست.
او مینویسد: «ورود سرمایه خارجی به بازار سهام و اوراق قرضه آمریکا به بالاترین سطح در ۲۵ سال گذشته رسیده است. افزایش اخیر ارزش دلار نیز نشان میدهد که سرمایهگذاران همچنان در دورههای بحران، داراییهای دلاری را گزینهای مطمئن برای حفظ سرمایه میدانند.»
مانند بحرانهای گذشته، با آغاز بمباران ایران، سرمایهگذاران پول خود را از کشورها و مناطقی بیرون کشیدند که بیش از همه در معرض پیامدهای جنگ قرار دارند، از جمله آسیا، خاورمیانه و تا حدی اروپا. آنها این سرمایهها را به داراییهای دلاری تبدیل کردند، زیرا این داراییها نقدشوندگی و بازدهی بالاتری دارند. مهمتر از آن، اقتصاد آمریکا بارها نشان داده است که در مقایسه با دیگر اقتصادها، سریعتر از بحرانهای دشوار بیرون میآید. افزون بر این، آمریکا بهعنوان بزرگترین تولیدکننده نفت و گاز جهان، در برابر بحران کنونی انرژی نیز از بسیاری کشورها آسیبپذیری کمتری دارد.
پل کروگمن، اقتصاددان آمریکایی و برنده جایزه نوبل، این پرسش را مطرح میکند: «منتقدان ترامپ میگویند افول دلار میتواند یکی از پیامدهای ناگوار بیمسئولیتی آمریکا و سوءاستفاده از قدرت باشد. اما آیا واقعا دلار با تهدیدی اجتنابناپذیر برای از دست دادن جایگاه ویژه خود روبهرو است؟ و آیا از دست دادن این جایگاه به ایالات متحده ضربه خواهد زد؟»
او میافزاید: «به نظر من پاسخ هر دو پرسش یکی است؛ نه.»
افول پترودلار، طلوع پترو یوآن؟
حتی اگر ایران، روسیه و حتی عربستان سعودی نفت خود را به یوآن بفروشند، جایگاه دلار متزلزل نخواهد شد. در مقیاس بازار جهانی نفت، تحویلهای واقعی فیزیکی تنها چند درصد از کل معاملات را تشکیل میدهد. بخش عمده معاملات مربوط به قراردادهای مالی برای تحویل نفت اصطلاحا مجازی است که این معاملات در آمریکا و با دلار انجام میشود.
یکی از دلایل سلطه دلار در بازار نفت این است که پس از نخستین بحران نفتی دهه ۱۹۷۰، که ابتدا در پی جنگ کشورهای عربی با اسرائیل و سپس انقلاب اسلامی ایران رخ داد، آمریکا و عربستان سعودی توافق کردند قیمت نفت را بر اساس دلار تعیین کنند.
از آن زمان این روند ادامه یافته است. اما به گفته برد ستسر، دلیل اصلی برتری دلار در مبادلات و ذخایر ارزی به این موضوع محدود نمیشود.
او مینویسد: «آمریکا در دهه ۱۹۳۰ بزرگترین تولیدکننده نفت جهان بود و در سالهای جنگ جهانی دوم به بریتانیا نفت میداد. بهطور کلی، صنعت نفت در آمریکا شکل گرفت و نفت همواره با دلار معامله شده است.»
پس از بحران نفتی دهه ۱۹۷۰، درآمدهای نفتی هنگفتی روانه کشورهای خلیج فارس شد. این کشورها در آن زمان هنوز اقتصادهای چندان توسعهیافتهای نداشتند و نمیتوانستند همه این درآمدهای اضافی را در داخل هزینه کنند. بنابراین شروع به انباشت ذخایر و سرمایهگذاری در خارج کردند.
سودآورترین و امنترین راه برای افزایش این درآمدها، اعطای وام به آمریکا و سپردهگذاری در بانکهای آمریکایی بود. اما از آنجا که آمریکا از اسرائیل حمایت میکرد، برای شیوخ عرب دشوار بود بهطور علنی به این کشور وام دهند. در نتیجه، این کار بهصورت غیرمستقیم انجام شد. به این ترتیب، مراکز مالی جهانی در لندن، زوریخ و بعدها در هنگکنگ و دبی شکل گرفتند.
اما آن سیل عظیم پترودلارها مدتهاست متوقف شده است. بسیاری از کشورهای خلیج فارس به افزایش هزینهها روی آورده و در حال آمادهسازی اقتصاد خود برای دوران پس از نفت هستند. در نتیجه، عربستان سعودی از یک صادرکننده سرمایه به یک بدهکار تبدیل شده است؛ این کشور دیگر پسانداز نمیکند و اکنون با اتکا به بدهی زندگی میکند.
در نتیجه، جریان ورود پترودلارها به آمریکا کاهش یافته، اما دلار همچنان در موقعیت قدرتمندی قرار دارد. چرا؟
نخست، آمریکا دیگر به واردات نفت نیاز ندارد. در ابتدای قرن حاضر، این کشور بزرگترین واردکننده نفت در جهان بود و عربستان سعودی بزرگترین صادرکننده. اما اکنون آمریکا، به لطف انقلاب فناوری و نظام سرمایهداری، دو برابر عربستان نفت تولید میکند و دیگر برای خرید نفت از خاورمیانه به دلار نیاز ندارد.
دوم، در منطقه خلیج فارس کشورهای دیگری نیز وجود دارند که بیش از میزان هزینه خود درآمد دارند، از جمله امارات متحده عربی. این کشورها دارای صندوقهای ثروت ملی هستند که برای نسلهای آینده و شرایط بحرانی ذخیره شدهاند. عربستان سعودی نیز با وجود کمبود منابع، صندوق مشابهی دارد. این سرمایهها برای کسب سود به کار گرفته میشوند و به دلایل یادشده، سرمایهگذاری در آمریکا همچنان سودآورترین گزینه است.
و سوم، و مهمتر از همه، پترودلارها مدتهاست دیگر نقش تعیینکنندهای در اقتصاد جهانی ندارند. در ۲۰ تا ۳۰ سال گذشته، کشورهایی که از صادرات بیش از میزان هزینههایشان درآمد داشتهاند، دیگر پادشاهیهای نفتی خاورمیانه نبودهاند، بلکه چین و اقتصادهای پیشرفته آسیایی مانند کره جنوبی، ژاپن، تایوان و سنگاپور بودهاند.
اکنون این کشورها هستند که داراییهای دلاری میخرند، نه شیوخ عرب. کنار گذاشتن این روند برای آنها آسان نیست، چون باید الگوی اقتصاد صادراتمحور خود را تغییر دهند؛ تغییری پرهزینه که میتواند پیامدهای اجتماعی داشته باشد. افزون بر این، دلار برای این کشورها فقط وسیلهای برای حفظ ثروت نیست، بلکه مبنایی برای مدیریت نرخ ارز و مداخله در بازار ارز است. بدون این ابزارها، حفظ ثبات اقتصاد کلان بسیار دشوارتر خواهد شد.
چرا فعلا خطری دلار را تهدید نمیکند
برد ستسر محاسبه کرده است که مازاد منابع مالی (مازاد حساب جاری) کشورهای صادرکننده نفت و گاز در خلیج فارس و نروژ، که بزرگترین تامینکننده اتحادیه اروپا به شمار میرود، در سال گذشته حدود ۲۰۰ میلیارد دلار بوده است.
این رقم در مقایسه با مازاد ۱۵۰۰ هزار میلیارد دلاری چین و دیگر کشورهای جنوبشرق آسیا که بهجای نفت، کالا به غرب صادر میکنند، ناچیز است.
از این رو، حتی اگر جنگ ایران برای سالهای طولانی منابع مالی اضافی کشورهای نفتخیز خلیج فارس را از بین ببرد، چون به دلیل مسدود شدن تنگه هرمز قادر نخواهند بود از افزایش قیمتها بهره ببرند، دلار دو پایه اصلی جایگاه ویژه خود را از دست نخواهد داد.
پایه نخست، نبود گزینهای همسنگ برای سرمایهگذاری در این مقیاس است. چین، از طریق بانکهای دولتی، و کشورهای دیگر همچنان برای ذخایر خود داراییهای دلاری میخرند. حتی کشورهایی که زیر تحریماند و در ظاهر سلطه آمریکا را محکوم میکنند، در عمل بیش از آنکه با دلار بجنگند، به دنبال رفع تحریمها و بازگشت به اقتصاد جهانیاند.
دومین عامل، انگیزه سودآوری است.
شرکتهای آمریکایی همچنان سود و بازدهی بیشتری نسبت به رقبای اروپایی یا ژاپنی خود برای سهامداران ایجاد میکنند. از این رو، سرمایهگذاری در سهام شرکتهایی مانند آمازون، گوگل و اپل بازده بالاتری دارد. همچنین سرمایهگذاری در اوراق قرضه دولتی آمریکا سودآورتر است، چون نرخ بهره در این کشور بالاتر از اروپا و بهمراتب بالاتر از ژاپن است. در عین حال، نقدشوندگی و عمق بازار مالی آمریکا با دیگر کشورهای توسعهیافته قابل مقایسه نیست؛ کشورهایی که در آنها سرمایهگذاران میتوانند بدون محدودیت سرمایهگذاری کرده و هر زمان که بخواهند سرمایه خود را خارج کنند. چین در این دسته قرار نمیگیرد.
در نتیجه، هم کسانی که قصد حفظ داراییهای خود را دارند و هم کسانی که به دنبال افزایش آن هستند، سرمایههای خود را به دلار نگهداری میکنند. حتی دونالد ترامپ نیز نتوانسته این خریداران ارز آمریکا را از بازار دور کند.
رابین بروکس میگوید: «با وجود تمام آشفتگیهای سال گذشته ریاستجمهوری ترامپ، میزان سرمایهگذاری خارجی در دلار به بالاترین سطح خود از ابتدای قرن رسیده است. بنابراین، سلب جایگاه ارز ذخیره از دلار کار سادهای نخواهد بود. این موضوع تعجبآور نیست؛ چنین جایگاهی طی دههها شکل گرفته و از بین بردن آن در کوتاهمدت ممکن نیست.»
اما او معتقد است بهمحض پایان جنگ با ایران، روند کاهش ارزش دلار از سر گرفته خواهد شد.
نخست به این دلیل که خریداران سنتی دلار، یعنی صادرکنندگان نفت خلیج فارس و واردکنندگان نفت در آسیا، منابع مالی کمتری خواهند داشت. گروه نخست باید برای بازسازی و تقویت توان نظامی هزینه کند و گروه دوم ناچار است هزینه انرژی گرانتر، پر کردن دوباره ذخایر و اصلاح ساختار اقتصاد برای کاهش وابستگی به واردات سوختهای فسیلی را بپردازد.
دوم آنکه ترامپ همچنان به تضعیف پایههای سلطه ارزی آمریکا در جهان ادامه میدهد؛ از جمله استقلال بانک مرکزی، نظام قضایی و مجموعه سازوکارهای نظارتی که آزادی فعالیت اقتصادی و جریان سرمایه را در ایالات متحده تضمین میکنند.
اما پل کروگمن تاکید میکند که کنار گذاشتن دلار بهعنوان ابزار اصلی پرداخت در تجارت جهانی، به همان اندازه دشوار است که جایگزین کردن زبان چینی بهجای انگلیسی در ارتباطات بینالمللی.
او مینویسد: «با توجه به رفتار کنونی آمریکا، شاید این کشور شایسته حفظ جایگاه صادرکننده اصلیترین ارز جهان نباشد. اما اقتصاد و اخلاق دو مقوله متفاوت هستند.»
او میافزاید: «برخی معتقدند دلار بهزودی سقوط خواهد کرد و همه استفاده از آن را متوقف خواهند کرد. اما حتی اگر آمریکا دچار بحران جدی شود، تحقق چنین سناریویی بسیار دشوار خواهد بود. همه از دلار استفاده میکنند، چون دیگران هم از آن استفاده میکنند.»