داویده آنچلوتی: پدرم، تاکتیکهایم و رویای برزیل در جام جهانی

- نویسنده, عمیر عرفان
- شغل, بیبیسی
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۹ دقیقه
داویده آنچلوتی به شکلی کمنظیر در فضای فوتبال رشد کرده است. او در ششسالگی همراه پدرش، کارلو آنچلوتی (سرمربی وقت پارما) به تمرینات تیم میرفت و اولین بازیکنی که در خاطر دارد، جانلوئیجی بوفون بود؛ دروازهبانی که بعدها یکی از بزرگترین چهرههای تاریخ فوتبال شد.
داویده کوچک به بوفون شوت میزد و در همان زمین تمرین، مدافعانی مثل لیلیان تورام و فابیو کاناوارو را میدید که هنوز در آغاز مسیر حرفهای بودند و با تمرین روی مهارتهایشان، خود را برای تبدیل شدن به قهرمانان آینده جام جهانی با فرانسه و ایتالیا آماده میکردند.

منبع تصویر، Corriere della Sera
او خیلی پیش از آنکه مدارک مربیگری بگیرد یا وارد دنیای مربیگری شود، در فضای فوتبال زندگی کرده بود.
بعدها این فرصت را پیدا کرد که به عنوان دستیار پدرش، کارلو آنچلوتی، مربی پرافتخاری که پنج بار لیگ قهرمانان اروپا را فتح کرده در تیمهای بایرن مونیخ، ناپولی، اورتون و رئال مادرید فعالیت کند.
داویده حالا پس از نخستین تجربه سرمربیگریاش در بوتافوگو، در آستانه جام جهانی به کادر فنی تیم ملی برزیل پیوسته و بار دیگر در کنار پدرش خواهد بود.
آنچه در ادامه میخوانید، حاصل گفتوگویی با داویده آنچلوتی درباره فلسفه فوتبالی او و نگاهش به تاکتیکهای امروز و آینده فوتبال است.

الهامها و طرز تفکر
داویده که اکنون ۳۶ ساله است، میگوید: «در فوتبال سخت است که بگوییم یک مربی خاص الهامبخش تو بوده است. در حقیقت از مربیهای مختلف، نکات گوناگونی را یاد میگیرید.»
«پپ گواردیولا، یک مربی پیشرو و نوآور بود. از پرسینگ شدید و نقاط شروع پرس یورگن کلوپ هم نمیتوان گذشت. اگر درباره ایجاد برتری در جریان بازی صحبت کنیم، باید از روبرتو دزربی نام برد؛ مربیای که در پیدا کردن بازیکن سوم و توجه به جزئیات کوچک، ایدههای خاصی ارائه کرده است.
«من همینطور به ساختار دفاعی دیهگو سیمئونه، اونای امری و البته پدرم هم علاقه زیادی دارم. پدرم از مکتب آریگو ساکی آمده است؛ دفاع منطقهای و سیستم ۴-۴-۲.»
«همه این ایدهها روی هویت مربیگریام تاثیر گذاشتهاند و این فرآیند ساخت هویت همچنان ادامهدار است. برخی فکر میکنند شبیه پدرم هستم ولی در واقع دقیقا مثل او نیستم. شخصیت مشابهی داریم اما من مربی متفاوتی هستم.»
نسخه ایدهآل شما چطور تیمی است؟
«رویای من داشتن تیمی است که بتواند کارهای مختلف را در بالاترین سطح انجام دهد. برای مثال آخرین قهرمان لیگ قهرمانان، پاریسنژرمن، تیمی است که میتواند همه چیز را انجام دهد.»
«آنها اگر در شروع بازی برتری عددی را بهدست آورند، میتوانند بازیکن آزاد داشته باشند. همچنین میتوانند بازی مالکانه مبتنی بر موقعیت داشته باشند و هم وقتی در فاز حمله و رو به بالا هستند، آزاد باشند.»
«درست است که خط حمله با کیفیتی دارند اما اگر نیاز باشد، بدون توپ هم میتوانند پرس کنند و تشخیص دهند چه زمانی باید نفر به نفر پرس کنند. در عمق بلوک دفاعی هم بسیار سازمانیافته هستند.»
«به نظرم این از ویژگیهای یک تیم کامل است.»

گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
«در فاز دفاعی، من به دفاع منطقهای در نیمه خودی اعتقاد دارم. بهترین روش دفاع این است که دو خط چهار نفره و یک خط دو نفره داشته باشید؛ میتواند ۴-۴-۱-۱ یا ۴-۴-۲ باشد.»
«اما فقط فرم کافی نیست؛ شما نیاز به اصول دارید. امروز دفاع در آخرین خط با چهار نفر بسیار دشوار است. چیدمان ۴-۴-۲ هست، بله، اما همیشه تغییر میکند.»
«فکر کنم این را از ژوزه مورینیو، دیهگو سیمئونه و اونای امری یاد گرفتهام که در مقطعی از بازی باید یک خط پنج نفره را شکل داد.»
در این لحظه ما تخته تاکتیکی را تغییر دادیم و یکی از هافبکهای حریف را بین مدافع کناری و مدافع میانی قرار دادیم.
داویده میگوید: «برای مثال، اگر این بازیکن حرکت کند، تو هم باید او را دنبال کنی. همه چیز به موقعیت توپ بستگی دارد اما میتوانی برای مقابله با او، یک خط پنج نفره با شماره شش یا گوش (وینگر) خودت ایجاد کنی.»
«وقتی صحبت از دفاع از دروازه و محوطه جریمه است، من همچنان به دفاع منطقهای اعتقاد دارم. مهارت امروز مربیان در فاز دفاعی این است که به بازیکنان بفهمانند بلوک میانی در حال ناپدید شدن است.»
«مدرک مربیگریام را در آلمان گرفتم. در آلمان دو خط میکشند و به آن پرس میانه زمین (mittelfeldpressing) میگویند. به این شکل که خط دفاعی را بالا نگه میدارند اما توپ را پرس نمیکنند.»
«اگر به لیورپول یورگن کلوپ که قهرمان لیگ قهرمانان شد، دقت کنید، این را میبینید. در بازی خارج از خانه مقابل بارسلونا، فشاری روی توپ نبود اما خط دفاعی بالا بود.»
«به عنوان مربی باید بازیکنان را توجیه کنی که این وضعیت موقتی است و پس از آن یا باید عقب برویم و یا پرس از بالا کنیم و بازیکنان باید آن لحظه را به خوبی تشخیص دهند.»

چگونه مقابل تیمهای گواردیولا دفاع کنیم؟
بعد از گوش دادن به توضیح داویده درباره تاکتیکهای دفاعی، چالشی برایش مطرح کردم.
در برد منچسترسیتی مقابل لیورپول در لیگ برتر در فوریه، آرنه اسلات تیمش را با سیستم ۴-۴-۲ چید. اما پاسخ گواردیولا، قرار دادن برناردو سیلوا بین دو هافبک میانی لیورپول بود، در حالی که هافبکهای هجومی سیتی در چپ و راست او بودند.
دلیلش این بود که اگر هافبکهای میانی لیورپول روی سیلوا تمرکز کنند و به این ترتیب هافبکهای هجومی فضای بیشتری داشته باشند، اگر دو هافبک لیورپول بخواهند برای پوشش آنها در عرض بازی کنند، فضا برای سیلوا باز خواهد شد.
از داویده پرسیدم چگونه میتوان با این تاکتیک گواردیولا را که ظاهرا علیه سیستمی که توضیح داد، موثر بوده است، مقابله کرد.

داویده میگوید: «بله، بهترین راه حمله در مقابل سیستم ۴-۴-۲، افزایش نفرات در میانه زمین است.»
«گواردیولا این کار را وقتی در اورتون بودیم، مقابل ما انجام داد. در اورتون با آرایش ۴-۴-۲ دفاع میکردیم و تصمیم گرفتیم دو هافبک آنها را با عبدولایه دوکوره و آلان پوشش دهیم ولی او بازیکن سوم را قرار داد و کار بسیار سخت شد. اما بعد ما شماره ۱۰ خودمان را حرکت دادیم تا این بازیکن را بگیرد.»
«او این کار را با جان استونز در لیگ قهرمانان هم تکرار کرد. فکر کنم در مسابقهای که ۱-۱ در برنابئو مساوی کردیم. ما از چهار بازیکن خط میانیمان انتظار زیادی داریم. راه مقابله این است که گوشها فضا را ببندند و بسیار جمع بازی کنند.»
«هر وقت توپ در یک سمت زمین قرار دارد، گوش سمت مقابل یکی از هافبکهای میانی را کنترل میکند؛ اما چون بازیکنان سیتی صبور هستند و توپ را از یک سمت به سمت دیگر میبرند، در نهایت در مرکز زمین فضا باز میشود. در آن لحظه، شماره ۱۰ باید عقب بیاید.»
اما وقتی کیلیان امباپه و وینیسیوس جونیور را بهعنوان مهاجم نوک داری و نیاز به بازیکنی داری که عقب بیاید، چه کار میکنید؟»
چگونه بازیکنانی مثل امباپه و وینیسیوس جونیور را هدایت میکنی؟
«باید راهی پیدا کنی. در بالاترین سطح بازیکنانی داری که نمیتوانی از آنها استفاده نکنی، چون میتوانند بازی را برای تو در بیاورند.»
«وقتی در ۲۰۲۴ مقابل سیتی بازی کردیم، فصل موفقی با بلینگام در هافبک چپ و وینیسیوس و رودریگو در حمله داشتیم اما نیاز به بازیکنی داشتیم که بهعنوان هافبک سوم عقب بیاید. نمیتوانستیم وقتی دفاع میکنیم، دو بازیکن را بالا نگه داریم.»
«راهحل ما این بود که بلینگام را به مرکز ببریم تا پشت وینیسیوس بازی کند و هافبک سوم سیتی را پوشش دهد. بعد رودریگو را به چپ بردیم که عملکرد دفاعی بهتری از وینیسیوس داشت. آن بازی ۳-۳ شد. شاید از نظر تاکتیکی بهتر بود گوش دفاعیتری در چپ داشتیم، اما در نهایت رودریگو گل زد.»

مربی بزرگ چگونه ساخته میشود؟
«در نهایت، مربیگری یعنی آموزش دادن.»
«تو باید از طریق دانش و آگاهیات، بازیکنان را قانع کنی که هنوز برای پیشرفت جا دارند و از همین طریق میتوانی باعث شوی که تو را قبول داشته باشند، حتی اگر از تو بزرگتر باشند یا لیگ قهرمانان بیشتری نسبت به تو برده باشند.»
«در روش کاری من، نقطه شروع همیشه رابطه انسانی است. یکی از الگوهایم فیل جکسون، مربی بسکتبال انبیای، است. او جلوتر از زمان خودش فکر میکرد. اگر کتابهایی را که در دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ نوشته بخوانید، میبینید ایدههایی دارد که حتی امروز هم در دنیای فوتبال، پیشرو محسوب میشوند.»
«او به بازیکنانش کتاب هدیه میداد.»
«این کاری است که من هم در دوران مربیگریام در بوتافوگو انجام دادم. وقتی بازیکن و شخصیتش را بشناسی، به کتابی فکر میکنی که شاید برای او مناسب باشد. شاید هرگز آن را نخواند ولی همین کار، راه خوبی برای ارتباط گرفتن با بازیکنان است. اگر شخصیت، پیشینه یا مشکلات او را بدانی، خواندن یک داستان میتواند کمکش کند.»
«کتابها، فیلمها، طبیعت، همهچیز میتواند برای یک تیم فوتبال الهامبخش باشد، اگر بتوانی راهی برای روایت یک داستان پیدا کنید.»

منبع تصویر، Getty Images
رویکرد برزیل در جام جهانی
«مردم برزیل عاشق فوتبال هستند، دوست دارند «ژوگو بونیتو» (فوتبال زیبا) بازی کنند ولی در عین حال خیلی هم دوست دارند برنده شوند.»
«الان برزیل مدافعان خیلی خوبی دارد، بازیکنانی که در فاز انتقال عالی هستند. گوشها، هافبکهای مرکزی و مهاجمان نوک هم بهترینهای دنیا هستند.»
«این ویژگیها به تو نشان میدهد که چه نوع فوتبالی میتوانی ارائه بدهی اما در کنار آن باید فرهنگ آن کشور را هم در نظر بگیری؛ فوتبالی هجومی، برنده و همراه با لذت و لبخند. این بخشی از هویت برزیل است و نمیشود نادیدهاش گرفت.»
«تو باید علاوه بر حفظ هویت، خودت را هم تطبیق بدهی. باید بتوانی بین ایدههای خودت، ویژگیهای بازیکنان و سپس هویت ملی آن کشور تعادل برقرار کنی.»
با وجود اینکه برزیل در هر تورنمنتی از مدعیان اصلی به شمار میرود، آخرین قهرمانی آنها به سال ۲۰۰۲ برمیگردد و اکنون فشار زیادی روی کارلو آنچلوتی است تا به این انتظار، در تابستان امسال پایان دهد.
در پایان گفتوگو به او گفتم: «کار آسانی نیست.»
داویده پاسخ داد: «نه، اصلا کار آسانی نیست… و بعدش تازه باید جام جهانی را هم ببریم!»


































