روایت حمله به مرکز بازپروری معتادان کابل؛ شبی که مرکز درمان به میدان مرگ تبدیل شد

- نویسنده, یما بارز
- شغل, بیبیسی
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۹ دقیقه
سید محمد، ۲۶ ساله، پنج ماه را در مرکز بازپروری معتادان «امید» در کابل، پایتخت افغانستان، گذرانده بود و به گفته دکترها و مددکاران، او تمامی مراحل ترک اعتیاد را با موفقیت پشت سر گذاشته و اجازه یافته بود که تا به خانه بازگردد.
او به مادر و همسرش گفته بود که برای پیوستن دوباره به خانوادهاش لحظهشماری میکند و روز عید فطر با آنها خواهد بود.
اما در روز اول عید، مادر سید محمد بهجای استقبال از پسرش در خانه، به دنبال جسد او دربیمارستانها میگشت.
یک روز پس از حمله هوایی پاکستان بر مرکز بازپروری معتادان در کابل، که حدود دو ماه پیش رخ داده بود و در اواخر ماه رمضان در مقابل همان مرکز با مادر سالخوردهٔ سید محمد روبهرو شدم. او با چشمان اشکآلود برای یافتن پسرش به بیمارستانها رفته بود، اما مسئولان پاسخی برای او نداشتند.
روزالدین ملاخیل، پسرعموی سید محمد، گفت: «دختر چهار ساله، پسر دو ساله، همسر و مادرش همه در انتظار او (سید محمد) بودند. همه آماده بودند که سید محمد این عید را با آنها در خانه سپری کند.»
سید محمد یکی از ۱۷ نفری بود که داوطلبانه در آشپزخانهٔ این مرکز بازپروری کار میکرد. اکنون تنها چهار نفراز آنها زنده ماندهاند گرچه بر اثر شدت حمله مجروح شدند.
سازمان ملل متحد در گزارشی شمار قربانیان را ۲۶۹ نفر اعلام کرد، اما اذعان دارد که رقم واقعی احتمالا بهمراتب بالاتر است. حکومت طالبان میگوید که در این حمله چهارصد نفر کشته شدند.
همچنین درخواستهایی مطرح شده تا این حمله بهعنوان یک جنایت جنگی مورد تحقیق قرار گیرد.
گزارش سازمان ملل متحد درباره این حمله اشاره میکند که «اصلیترین علت آسیب به کشتهشدگان و مجروحان، جراحات ناشی از ترکش و سوختگی بوده است.»
این گزارش میافزاید که «هویت چندین جسد بهدلیل نوع جراحات یا به این علت که بدنها به قطعات متلاشیشده تبدیل شده بودند، قابل شناسایی نبوده است.»
«شاید جسد از شدت سوختگی قابلشناسایی نباشد»

به گفتهٔ آقای ملاخیل، نام سید محمد در فهرست کشتهشدگان دیده نشد، اما به خانواده گفتند که احتمال دارد جسد قابلشناسایی نباشد.
یکی از داوطلبان کارمند در این مرکز بازپروری که از حمله جان سلام بدر برده بود گفت: «بروید آشپزخانه (ساختمان مرکز بازپروری) را ببینید؛ اگر ویران شده باشد، خودتان میفهمید چه اتفاقی افتاده است. رفتیم و دیدیم که بمب در نزدیکی آن اصابت کرده، سقفها فرو ریخته و کاملا نابوده شدهاند.»
خانواده سید محمد ناچار شدند مراسم فاتحه برای او برگزار کنند گرچه جسدی وجود نداشت؛ اما مادرش هنوز امیدوار است که پسر گمشدهاش روزی بازگردد.
درخواست حکومت طالبان از روسیه برای اعزام تیم تحقیقی
گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
حکومت طالبان، ارتش پاکستان را مقصر میداند، اما پاکستان ادعا میکند که در این حمله تاسیسات نظامی را هدف قرار داده و مرکز درمان معتادان در اثر انفجارهای ثانوی ویران شده است.
در آن زمان وزارت اطلاعات پاکستان در شبکه اجتماعی ایکس، اعلام کرد که پاکستان «تاسیسات نظامی» و «زیرساختهای پشتیبانی تروریستی» را در کابل و ننگرهار هدف قرار داده است.
در این بیانیه آمده است که مکانهای هدف قرارگرفته شامل تاسیساتی بودهاند که مهمات و تجهیزاتی را در خود جای داده بودند که توسط جنگجویان طالبان افغان و نیروهای «فتنه الخوارج» استفاده میشد؛ اصطلاحی که پاکستان برای اشاره به شبهنظامیان گروه طالبان پاکستانی (تیتیپی) به کار میبرد.
درگیری بین این دو کشور همسایه از ماه گذشته آغاز شد. دولت پاکستان گروه طالبان را متهم کرد که به گروههای شبهنظامی که به خاک پاکستان حمله میکنند، پناه داده است. کابل این موضوع را رد میکند.
ریچارد بنت، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر برای افغانستان در پیامی در شبکه ایکس از گزارشهای مربوط به حملات هوایی پاکستان به افغانستان و کشتهشدن غیرنظامیان «به شدت ابراز نگرانی و تاسف» کرد و به خانواده قربانیان این حمله تسلیت گفت.
حکومت طالبان در افغانستان از روسیه خواسته است که برای بررسی این ادعاها و ارزیابی محل حادثه، یک تیم اعزام کند. روسیه تنها کشوری است که حکومت طالبان را در افغانستان به رسمیت شناخته است.
سهیل شاهین، سفیر حکومت طالبان در قطر، به بیبیسی گفت:« علاوه بر روسیه، این درخواست از نهادهای حقوق بشری و دیگر سازمانهای بینالمللی نیز مطرح شده است.»
گزارشی از اعزام چنین تیمی به افغانستان و یا نتیجه احتمالی تحقیقات تا کنون منتشر نشده است.

روز ۱۶ مارس، حدود ۴۰ دقیقه پس از حمله، به محل رویداد رسیدم. حمله حدود ساعت ۹ شب به وقت محلی انجام شده بود و هنگامی که من به آنجا رسیدم شعلههای آتش درمانگاه معتادان فرا گرفته بود و با شنیدن خبر حمله بسیاری، در مراکز درمانی پایتخت تجمع کرده بودند و با نگرانی و ناامیدی تلاش میکردند که خبری از عزیزان خود پیدا کنند.
به گفته مقامات محلی بیش از دو هزار نفر در این مرکز تحت درمان بودند.
مشاهدات عینی از محل رویداد

منبع تصویر، Anadolu via Getty Images
این محوطه تا سال ۲۰۱۴ پایگاه نیروهای ناتو بود، اما حدود ۱۰ سال پیش حکومت وقت تصمیم گرفت آن را به مرکز درمان و بازپروری معتادان تبدیل کند.
در دسامبر ۲۰۱۵، اشرف غنی، رئیس جمهوری پیشین کشور، دستور داد که این کمپ به مرکز مداوا و آموزش معتادان به مواد مخدر تبدیل شود، و در ماه مه ۲۰۱۶، تحت عنوان مرکز ترک اعتیاد «احیای امید» رسما افتتاح شد.
ژنرال احمد شریف چودهری، سخنگوی ارتش پاکستان، در گفتگو با یکی از رسانههای پاکستانی ادعا کرد که در این محل «ذخایر پهپاد» وجود داشته است.
به گفته او، جنگندهها این ذخایر را هدف قرار دادهاند و مرکز درمان معتادان در نتیجهٔ انفجار مواد منفجره موجود در آن ذخایر تخریب شده است.
ما برای بررسی این ادعاها، بار دیگر به این مرکز رفتیم تا ببینم که بمب دقیقاً در کجا اصابت کرده و احتمال وجود تأسیسات نظامی را تا حد امکان تفحص کنیم.

این مرکز درمان بهطور کامل ویران شده بود. مسئولان کمپ و شاهدان عینی گفتند که جنگندهای دستکم «دو بمب» را بر این محوطه پرتاب کرد.
سردار، که از ماهها پیش در کمپ امید بستری بود و اکنون به مرکز ترک اعتیاد ابنسینا منتقل شده است، میگوید جنگنده را با چشم خود دیده است:
«همان لحظه داشتم از توالت برمیگشتم که دیدم جنگنده در ارتفاع پایین آمد، بمب انداخت و به سرعت دوباره بالا رفت. من خودم دیدم. در این سو و آن سو کانتینرها را هدف گرفت و بر سالن بمب پرتاب کردو سقف آن فورا فروریخت.»
چالهای که در اثر اصابت بمب در کف سالنی که محل تجمع معتادان است، ایجاد شده، هنوز دیده میشود و از آب باران که آن روز باریده بود، پر شده بود.
حافظ مزمل، مسئول کمپ، میزان ویرانیها را به ما نشان داد. او با اشاره به مکانی که از آن بهعنوان مسجد استفاده میشد، گفت: «آنها پس از نماز تراویح اینجا جمع شده بودند که حمله صورت گرفت. »
آقای مزمل ما را به سالن غذاخوری معتادان برد؛ جایی که اکنون به یک ویرانهٔ کامل تبدیل شده بود. در آشپزخانه، سبزیهای آماده پخت هنوز در دیگها باقی مانده بودند.

او محل اصابت بمب دوم را نیز نشان داد و گفت، بمب دوم به جایی اصابت کرده که «اتاقهای جوانان معتاد بود. نزدیک به ۲۰ نوجوان معتاد در اینجا بودند، اما اکنون هیچ اثری از این ساختمانها باقی نمانده است.»
کمی دورتر، کانتینرهای سوخته و ویرانشده دیده میشد که در آنها مواد غذایی مانند لوبیا، رب گوجه فرنگی و چای وجود داشت و اکنون همه سوخته بودند.
به بخش دیگری از کمپ رفتیم؛ جایی که معتادان در آن خیاطی میآموختند و در کنار آن ذخایر مواد سوخت زمستانی مانند چوب و زغال نگهداری میشد.
یک هفته پس از حمله، هنوز هم از آن محل دود بلند میشد.

از آقای مزمل دربارهٔ ساختمانهای اطراف کمپ پرسیدم، در سمت شمال، آنسوی دیوار چه ساختمانهایی قرار دارند؟
«آنطرف دیوار شرکتهای خصوصی ذخیره و تولید آب هستند.»
- آیا میتوانم به آنجا بروم؟
- «بله، هیچ محدودیتی وجود ندارد.»
- در سمت غرب و شرق آنها چه هست؟
- «ساختمان شرکت افسوتر است و در شرق، منازل مسکونی.»
- آیا جایی هست که به دلیل ممنوعه بودن، اجازه ندارم از آن دیدن کنیم؟
- «به هر بخشی که بخواهید میتوانید بروید.»
ساختمانها یا هنگرهایی که در سمت غرب کمپ قرار داشتند، توجه مرا جلب کردند. اجازهٔ ورود خواستیم؛ اجازه داده شد و وقتی وارد هنگرها شدیم چنین به نظر میرسید که ماهها از آنها استفاده نشده است.

هنگام ورود به کمپ، دیدیم که نگهبانان محوطه از نیروهای طالبان هستند. از آقای مزمل دربارهٔ تعداد نگهبانان پرسیدم.
- «حدود ۴۰ تا ۵۰ نفر.»
او در پاسخ به این سئوال که چرا به این تعداد نگهبان نیاز است، گفت:
«مساحت این محل حدود ۵۰ تا ۶۰ جریب است و در اینجا تعداد زیادی معتاد حضور دارند که برخی قصد فرار دارند.»
وقتی ما در محوطهٔ درمانگاه قدم میزدیم، دکتر ولیمحمد یوسفزی، مسئول صحی کمپ امید را دیدیم که او نیز در شب حمله در محل حضور داشت. آقای یوسفزی میگوید وضعیت بسیار تکاندهنده بود:
«من همان شب در دفترم بودم. وقتی بیرون رفتم، همهجا را آتش گرفته بود.»
او به سمت سالن تخریبشدهٔ تجمع معتادان اشاره کرد و گفت:
«از آنجا صدای فریاد شنیده میشد. ما در ابتدا فرار کردیم، چون نگران بودیم که هواپیما برگردد و بمب پرتاب کند. تا بلاک ۳۰ رفتیم. پانزده دقیقه بعد دوباره برگشتیم تا به زخمیها کمک کنیم.»

نظر محمد، که ۱۰ سال است در این مرکز بهعنوان پرستار کار میکند، ادعای وجود تأسیسات نظامی را رد کرد:
«در اینجا هیچ تأسیسات نظامی وجود ندارد؛ نه در کمپ امید، نه در کمپ فینیکس و نه در بیمارستان ابنسینا. آن زمان هم نبود و در زمان امارات اسلامی هم نیست.»
«امارت اسلامی» نامی است که حکومت طالبان از آن برای خود استفاده میکند.
ما از بخشها و مناطق دورافتاده محوطه، دیدن کردیم و ممانعتی هم وجود نداشت به هر طرف که میرفتم. چیزی که به چشم نیامد که دال بر وجود تأسیسات نظامی باشد.
قطعات بمب و درختان سوخته در فاصلهای دورتر از محوطه
در بیرون کمپ نیز گشت زدیم و اطراف آن را بررسی کردیم. در سمت شمال کمپ، در پارک صنعتی، با نگهبانان کارخانههای خصوصی روبهرو شدیم.
یکی از نگهبانان اجازه داد تا به بام کارخانه برویم و محل را از بالا ببینیم.
احمد الکوزی، که نگهبان کارخانهٔ بیسکویت است، ساختمانهای اطراف را نشان داد:
«آنجا فابریکهٔ (کارگاه) ملی است، کنارش ادارهٔ ملی استاندارد قرار دارد، و آنطرف کارخانهٔ ساخت تانکرهای آب است.»

در حالی که سرگرم صحبت با احمد بودیم که گلالی، نگهبان دیگر کارخانه، با تکهٔ کوچکی از بمب به سوی ما آمد:
«این تکهٔ بمب روی همین بام افتاده بود، و حتی تا کوچهٔ چهارم هم ترکشهای بمب رسیده بودند.»
در فاصله شش یا هفتصد متری کمپ امید نیز یک تکهٔ کوچک بمب و چند درخت سوخته را مشاهده کردیم.
سپس به سمت شرق و مناطق مسکونی رفتیم. مردم مشغول کارهای روزمرهٔ خود بودند.
در مورد هدف اصلی این حمله، احتمالاً جدال لفظی میان پاکستان و افغانستان ادامه خواهد یافت؛ اما واقعیتی که اکنون دیده میشود، ویرانی کامل یک مرکز درمان معتادان و کشته و زخمی شدن صدها غیرنظامی است.
در این میان خانوادههای داغدیده ای همچنان چشم انتظار عزیزان خود هستند.
خانوادهٔ سید محمد ناچار شدند مراسم فاتحهٔ او را برگزار کنند، اما مادرش هنوز امیدوار است که پسر گمشدهاش روزی بازگردد.































