پشت پرده ربوده شدن آستین تایس؛ راننده‌ خبرنگار‌آمریکایی چطور او را به نیروهای اسد تحویل داد؟

    • نویسنده, جاش بیکر - سارا عبیده
  • منتشر شده در
  • زمان مطالعه: ۶ دقیقه

تحقیقات بی‌بی‌سی نشان می‌دهد ربوده شدن آستین تایس، روزنامه‌نگار آمریکایی که در سال ۲۰۱۲ در سوریه ناپدید شد، عملیاتی حساب‌شده بود و بیش از یک ماه برای آن برنامه‌ریزی کرده بودند.

یکی از اعضای گروهی که تایس را به اسارت گرفت نیز مدعی شده است که بشار اسد، رئیس‌جمهور وقت سوریه، این آدم‌ربایی را تایید کرده بود.

تایس را هنگام سوار شدن به خودروی راننده‌ای دیده بودند که او را می‌شناخت و به او اعتماد داشت. سال‌ها بسیاری تصور می‌کردند که آن دو به‌طور اتفاقی به یک ایست بازرسی دولتی رسیده بودند و نیروهای حکومتی از فرصت استفاده کرده و این روزنامه‌نگار را ربوده بودند.

اما ما شواهدی یافته‌ایم که نشان می‌دهد ناپدید شدن او به‌هیچ‌وجه اتفاقی نبوده است.

بی‌بی‌سی در پادکست تازه خود، «آستین تایس کجاست؟»، فصل سوم از مجموعه «من هیولا نیستم، تقدیم می‌کند...»، یافته‌های تحقیق چندین‌ساله‌اش را درباره سرنوشت تایس، روزنامه‌نگاری باز گو می‌کند که آن زمان از جنگ داخلی سوریه گزارش تهیه می‌کرد.

رسانه‌های بین‌المللی پرونده او را به‌دقت دنبال کرده‌اند و روسای جمهور آمریکا نیز یکی پس از دیگری از آن سخن گفته‌اند.

آقای تایس دانشجوی حقوق دانشگاه جورج‌تاون بود و پیش‌تر با درجه سروانی در سپاه تفنگداران دریایی آمریکا خدمت کرده بود. آخرین تصاویر او مربوط به ویدئویی است که بیش از یک ماه پس از به اسارت درآمدنش منتشر شد. در این ویدئو چشم‌هایش بسته بود و ظاهرا حال پریشانی داشت.

دوازده سال بعد، با سقوط حکومت، ده‌ها هزار نفر از زندان‌های سوریه بیرون آمدند. تایس در میان آن‌ها نبود.

یک منبع اطلاعاتی مختصات جغرافیایی چند محل را در اختیار ما گذاشت. مقام‌های آمریکایی احتمال می‌دادند تایس را در این محل‌ها نگه داشته باشند. بیش از یک ماه در جست‌وجوی او بودیم، اما هیچ نشانی از او نیافتیم.

یکی از فرماندهان پیشین سوری گفته است تایس اعدام شده است. دیگران این روایت را زیر سوال برده‌اند و هیچ بقایایی از پیکر او پیدا نشده است.

بااین‌حال، پس از سقوط بشار اسد، به پرونده‌های محرمانه دستگاه اطلاعاتی سوریه درباره تایس دست یافتیم: صدها صفحه سند داخلی که برای نخستین بار به‌طور قطعی ثابت می‌کرد این حکومت بود که روزنامه‌نگار آمریکایی را در اسارت نگه داشته بود.

اما دو پرسش اساسی همچنان بی‌پاسخ مانده بود: تایس در آغاز دقیقا چگونه به اسارت درآمده بود؟ و چه کسانی مسئول ربودن او بودند؟

ما با شماری از افراد وابسته به حکومت که در بازداشت تایس نقش داشتند، گفت‌وگو کرده‌ایم و مکالمات ضبط‌‌شده درباره این موضوع را نیز بررسی کرده‌ایم. یکی از این افراد، ابوعلی، عضو پیشین نیروهای دفاع ملی است؛ گروهی شبه‌نظامی که سرسختانه به اسد وفادار بود.

او می‌گوید عملیات ربودن تایس زمانی آغاز شد که راننده‌اش به یکی از اعضای ارشد نیروهای دفاع ملی خبر داد تایس در مناطق تحت کنترل شورشیان رفت‌وآمد می‌کند و درباره مخالفان حکومت گزارش می‌نویسد. به گفته چندین منبع، این راننده از مدتی پیش اطلاعات در اختیار حکومت می‌گذاشت.

تایس به مناطقی رفته بود که بیشتر روزنامه‌نگاران آن‌ها را بیش از حد خطرناک می‌دانستند و گزارش‌هایش در صفحه اول واشنگتن‌پست چاپ می‌شد. حکومت اسد هر کسی را که موارد نقض حقوق بشر در این کشور را برجسته می‌کرد، سرکوب می‌کرد.

به ما گفته‌اند آن عضو نیروهای دفاع ملی که راننده تایس با او صحبت کرده بود، صقر رستم نام داشت. او فراتر از یک رابط معمولی در این گروه بود: رستم خواهرزاده یا برادرزاده بسام حسن بود. حسن ریاست نیروهای دفاع ملی را بر عهده داشت و از چهره‌های امنیتی بود که اسد بیش از همه به آن‌ها اعتماد داشت.

به گفته ابوعلی، اطلاعات مربوط به تایس به حسن رسید. گفته می‌شود حسن پس از آن تلفنی با اسد تماس گرفت.

ابوعلی مدعی است اسد در پاسخ گفت: «او را پیش ما بیاورید.»

ابوعلی می‌گوید سپس او را به دفتر حسن فراخواندند و به او گفتند رئیس‌جمهور عملیات را تایید کرده است.

اما تایس بلافاصله ربوده نشد. به گفته ابوعلی، راننده پیشنهاد کرد که او و نیروهای دفاع ملی همچنان تایس را زیر نظر بگیرند تا اطلاعات بیشتری درباره کارهای او به دست آورند.

ابوعلی به یاد می‌آورد که راننده گفته بود: «او به من اعتماد دارد.»

به گفته ابوعلی، مدتی بعد راننده خبر داد که رفتار تایس مشکوک به نظر می‌رسد.

چند نفر از کسانی که با آن‌ها صحبت کردیم می‌گویند تایس، که دوره‌های آموزشی تفنگداران دریایی را گذرانده بود، گاهی از تجربه نظامی‌اش برای جنگجویان شورشی می‌گفت و اشتباهات آن‌ها را در استفاده از سلاح اصلاح می‌کرد.

در نگاه کسانی که او را زیر نظر داشتند، این رفتارها تایس را بیشتر به فردی وابسته به سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، سیا، شبیه می‌کرد تا یک روزنامه‌نگار.

بی‌بی‌سی هیچ مدرکی پیدا نکرده که چنین ارتباطی را نشان دهد. یک مقام ارشد پیشین آمریکایی نیز که مسئول رسیدگی به بخشی از پرونده تایس بود، این موضوع را که او مامور اطلاعاتی بوده، رد کرده است.

به گفته چندین منبع، در روزهای پیش از ناپدید شدن تایس، راننده‌اش دست به کاری بسیار جسورانه زد. هنگامی که تایس با جنگجویان شورشی مصاحبه می‌کرد، راننده مخفیانه کوله‌پشتی او را برد تا ماموران حکومت محتویات آن را بررسی کنند. لپ‌تاپ مک‌بوک، یک فرستنده ماهواره‌ای و دیگر وسایل شخصی تایس در این کوله‌پشتی بود.

تایس در ۱۱ اوت ۲۰۱۲، تولد ۳۱سالگی خود را در خانه‌ای امن در حاشیه غربی دمشق جشن گرفت. این خانه متعلق به شورشیان بود و چند مایل با کاخ ریاست‌جمهوری اسد فاصله داشت. او در آخرین توییت خود نوشت که در آنجا استخر، جنگجویان ارتش آزاد سوریه، موسیقی تیلور سوئیفت و ویسکی بود.

او نوشت: «بی‌تردید بهترین تولد عمرم بود.»

سپس زمان خروج تایس از سوریه فرا رسید. او به افراد مختلف گفته بود قصد دارد مدتی برای استراحت به لبنان برود.

بااین‌حال، تایس به جایی امن نمی‌رفت. به گفته چندین منبع، مقصد او یک مرکز دولتی در منطقه طاحونه در حومه دمشق بود؛ حسن در آنجا دفتر داشت. ابوعلی آنجا منتظر تایس بود.

ابوعلی می‌گوید راننده تایس به او گفته بود که وقتی خودرو را مقابل دروازه‌های آن مرکز متوقف کرد، اسلحه‌اش را بیرون کشید.

ابوعلی از قول راننده نقل می‌کند که تایس ابتدا خندید؛ ظاهرا فکر می‌کرد مردی که به او اعتماد داشت، شوخی می‌کند. اما به گفته ابوعلی، راننده به تایس گفت جدی است و تایس فهمید چه اتفاقی دارد می‌افتد.

به روایت ابوعلی، تایس دسته‌چک خود را بیرون آورد و به راننده التماس کرد او را تحویل ندهد و در عوض بگوید چقدر پول می‌خواهد.

ابوعلی می‌گوید سپس شبه‌نظامیان نیروهای دفاع ملی تایس را گرفتند و چشم‌هایش را بستند.

یکی دیگر از اعضای این گروه به ما گفت هرگز حالت چهره تایس را در لحظه‌ای که فهمید به او خیانت شده است، فراموش نمی‌کند. به گفته ابوعلی، حسن بلافاصله با بشار اسد، رئیس جمهور سوریه، تماس گرفت و خبر داد که فرد آمریکایی را گرفته‌اند.

هویت راننده تایس سال‌ها ناشناخته ماند.

بی‌بی‌سی برای شناسایی او با بیش از ۲۰ نفر گفت‌وگو کرد. سرنخ‌ها سرانجام ما را به شهر حمص و خانواده مردی به نام حمید ابوعبید رساند.

خانواده‌اش تایید کردند که او همان کسی بود که تایس را با خودرو برده بود؛ روایتی که چندین عضو نیروهای دفاع ملی نیز آن را تایید کردند. بااین‌حال، زمانی که هویتش را شناسایی کردیم، ابوعبید ناپدید شده بود.

خانواده‌اش می‌گویند نمی‌دانند او کجاست و نگران جانش هستند. آن‌ها می‌گویند از نقش حمید در پرونده تایس خبر نداشتند و بعدا خود او ماجرا را برایشان تعریف کرد.

بااین‌حال، آن‌ها انگیزه‌ای برای خیانت او به تایس بیان کردند.

اعضای خانواده ابوعبید پناهندگان فلسطینی اهل غزه‌اند و در فقر زندگی می‌کنند. بر اساس قوانین سوریه، آن‌ها حق دریافت تابعیت این کشور را ندارند و با محدودیت‌های گسترده‌ای زندگی می‌کنند.

به گفته برادر حمید، به او وعده گذرنامه، تابعیت سوری، خانه و اسلحه داده بودند تا تایس را تحویل دهد. این پاداش‌ها می‌توانست زندگی‌اش را دگرگون کند. اما به گفته خانواده‌اش، پس از آدم‌ربایی فقط یک تپانچه نصیب او شد.

همسر ابوعبید می‌گوید پس از سقوط حکومت اسد، مردی که از نقش شوهرش در پرونده تایس خبر داشت، با او تماس گرفت و تهدید کرد ماجرا را به سفارت آمریکا خواهد گفت. آن مرد امیدوار بود این کار به او کمک کند پناهندگی بگیرد.

ابوعبید از او خواست این کار را نکند. سپس مقداری پول برداشت و به همسرش گفت برای خرید بیرون می‌رود. همسرش می‌گوید از آن زمان دیگر او را ندیده است. نمی‌داند پنهان شده، بازداشت شده یا به قتل رسیده است.

به گفته او، کمی پس از ناپدید شدن شوهرش، مردانی نقاب‌دار که بعضی از آن‌ها لباس نظامی به تن داشتند، به خانه آمدند و شماری از وسایل ابوعبید، از جمله لپ‌تاپ و دیگر دستگاه‌هایش را با خود بردند.

اکنون خواسته همسر ابوعبید شباهتی هولناک به خواسته مادر تایس پیدا کرده است. این دو زن در دو سوی ماجرایی قرار دارند که بیش از یک دهه پیش با ربوده شدن تایس آغاز شد. یکی در جست‌وجوی پسرش و دیگری به‌دنبال شوهرش؛ هر دو می‌خواهند بدانند چه بر سر آن‌ها آمده است.