تخریب میراث فرهنگی ایران؛ از بمباران تا حفاریهای غیر مجاز در زمان جنگ

منبع تصویر، TASNIM
- نویسنده, مسعود آذر
- شغل, بیبیسی
- زمان مطالعه: ۹ دقیقه
ایرانشناسان، باستانشناسان و برخی از علاقمندان به حوزه میراث فرهنگی نسبت به گزارشها درباره میزان خسارتهای واردشده به میراث فرهنگی ایران در جریان جنگ ۴۰ روزه ابراز نگرانی کردهاند.
با برقراری آتشبس میان آمریکا و ایران، جزئیات بیشتری از وضعیت شماری از آثار تاریخی و فرهنگی و میزان خسارات واردشده روشن شده است. مقامهای رسمی ایران میگویند در مقایسه با گزارشهای اولیه، آثار تاریخی بیشتری در جریان جنگ اخیر آسیب دیدهاند. در اول اردیبهشتماه، دبیرکل کمیسیون ملی یونسکو ایران اعلام کرد که حدود ۱۶۰ میراث فرهنگی و تاریخی در جنگ ۴۰ روزه آسیب دیده است؛ به عبارتی، به طور متوسط در هر روز جنگ چهار اثر تاریخی آسیب دیدهاند.
به گفته مقامهای مسئول، بررسیها هنوز نهایی نشده و برآورد اولیه از خسارت مالی به آثار تاریخی رقمی در حدود ۷/۵ هزار میلیارد تومان تخمین زده میشود. گفته میشود این خسارتها در ۲۰ استان پراکنده است و بیشترین میزان خسارت به ترتیب در استانهای تهران، اصفهان و کردستان ثبت شده است.
در حالی که جمهوری اسلامی ایران از نظر اقتصادی و مالی با مشکلاتی از جمله تحریمها و پیامدهای جنگ روبهروست، چشمانداز بازسازی آثار تاریخی و فرهنگی میتواند چالشبرانگیز و زمانبر باشد و تاخیر در بازسازی، موجب خسارتهای بیشتر در آینده شود.
نگرانیهای دیگری نیز وجود دارد. کسانی مانند تورج دریایی، ایرانشناس و استاد تاریخ نگران هستند که میراث فرهنگی به یک ابزار یا بازی سیاسی تبدیل شود یا آن را در چارچوب رقابتهای سیاسی ببینند.
آقای دریایی در گفتوگو با بیبیسی فارسی تاکید دارد که میراث فرهنگی نباید به یک «زمین بازی فوتبال» میان جریانهای سیاسی تبدیل شود چرا که به باور او «این آثار بخشی از تاریخ و هویت ما هستند و اگر از بین بروند، جایگزین ندارد.»
مدیر مرکز «مطالعات ایران و فرهنگ» در دانشگاه کالیفرنیا در ارواین میگوید: «مساله میراث فرهنگی اساسا موضوعی سیاسی به معنای جناحی نیست. این موضوع نه به چپ مربوط است، نه به راست، نه به سلطنت و نه به جمهوری اسلامی. این آثار متعلق به تمام مردم ایران، منطقه و در نهایت، بخشی از میراث جهانی هستند.»
همزمان با گزارشهای منتشره درباره تخریب آثار تاریخی، بیش از ۳۲۰ پژوهشگر، استاد دانشگاه و متخصص حوزههای مرتبط با میراث فرهنگی از سراسر جهان با انتشار بیانیهای، حمله به آثار تاریخی را محکوم کردند و از ناکارآمدی نهادهای بینالمللی در حفاظت از این آثار ابراز ناامیدی کردهاند.
امضاء کنندگان بیانیه خواستار توقف فوری حملات، لحاظ شدن حفاظت از میراث فرهنگی در برنامهریزیهای نظامی و پاسخگویی عاملان این خسارتها شدهاند. آقای دریایی یکی از امضاکنندگان این بیانیه بود.
آنها از نهادهایی مانند یونسکو، ایکوموس و شبکه بینالمللی «سپر آبی» نیز خواستهاند که موضعی صریح اتخاذ کرده و از ابزارهای دیپلماتیک و حقوقی برای جلوگیری از ادامه این روند استفاده کنند.

منبع تصویر، TASNIM
کنوانسیون لاهه و نگرانیهای میراث فرهنگی
گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
در بیانیه پژوهشگران، استادان دانشگاه و متخصصان در حوزههای باستانشناسی، تاریخ و رشتههای علوم اجتماعی از داخل و خارج از ایران به کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه برای حفاظت از اموال فرهنگی در شرایط جنگی اشاره شده است و تاکید دارد که حملات صورت گرفته از جانب آمریکا و اسراییل از نظر آنها «ممکن است ناقض حقوق بینالملل باشد».
پس از فجایع گسترده در جنگ جهانی دوم و تخریب میراث فرهنگی در کشورهای مختلف، جامعه جهانی به این نتیجه رسید که برای حفاظت از میراث فرهنگی نیازمند چارچوبی حقوقی و الزامآور است. در نتیجه، کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه برپایه دو اصل «احترام و حفاظت» از میراث تاریخی تصویب و تاکید شد که «آسیب به میراث فرهنگی هر ملت، آسیب به میراث مشترک بشریت است.»
این کنوانسیون به عنوان یکی از مهمترین اسناد حقوق بینالملل در حوزه حفاظت از میراث فرهنگی، مجموعهای از تعهدات مشخص را برای دولتها در «پیش از جنگ»، «حین جنگ» و «پس از جنگ» بیان کرده است.
مهمترین اقدام دولتها برای حفاظت از میراث فرهنگی در زمان صلح است. در مرحله پیش از درگیری، کنوانسیون لاهه، از دولتها میخواهد برای حفاظت از میراث فرهنگی خود برنامهریزی کنند. این برنامهریزی شامل تهیه فهرستهای جامع از آثار مهم، ایجاد نظامهای مستندسازی، پیشبینی پناهگاهها و مکانهای امن برای نگهداری آثار منقول، و همچنین آموزش نیروهای نظامی در زمینه احترام به میراث فرهنگی است.
در زمان جنگ، اصل اساسی کنوانسیون «احترام به اموال فرهنگی» است. این اصل دو تعهد کلیدی را برای دولتها مطرح میکند: نخست، خودداری از هرگونه استفاده نظامی از بناها و محوطههای فرهنگی که ممکن است آنها را به هدف نظامی تبدیل کند و دوم، پرهیز از هرگونه اقدام خصمانه علیه این آثار.
کنوانسیون همچنین تأکید میکند که حتی در صورت وجود اهداف نظامی در نزدیکی این آثار، طرفهای درگیر باید تا حد امکان از وارد کردن خسارت به آنها اجتناب کنند و اصل «تناسب» را رعایت کنند. تنها استثنای محدود در این زمینه، شرایط «ضرورت نظامی اجتنابناپذیر» است که آن هم تفسیر بسیار محدود و سختگیرانهای دارد.
یکی دیگر از مفاد مهم این کنوانسیون، معرفی نشان بینالمللی «سپر آبی» است؛ علامتی که برای شناسایی و حفاظت از اموال فرهنگی در زمان جنگ استفاده میشود. نصب این نشان بر روی بناها و مراکز فرهنگی به نیروهای نظامی هشدار میدهد که این مکانها تحت حمایت حقوق بینالملل قرار دارند.
کنوانسیون همچنین به صراحت غارت، سرقت و تخریب عمدی میراث فرهنگی را ممنوع میداند. این اقدامات نهتنها نقض تعهدات بینالمللی محسوب میشوند، بلکه در چارچوب حقوق بینالملل کیفری میتوانند بهعنوان جنایت جنگی مورد پیگرد قرار گیرند.
در نهایت پس از پایان درگیریها نیز تعهدات دولتها ادامه دارد. کشورها موظفاند اموال فرهنگی منتقلشده را به محل اصلی خود بازگردانند، برای مرمت و بازسازی آثار آسیبدیده اقدام کنند و عاملان تخریب یا قاچاق را تحت پیگرد قانونی قرار دهند. همچنین همکاریهای بینالمللی برای بازسازی و حفاظت بلندمدت از این آثار مورد تأکید قرار گرفته است.

چالش حفاظت از میراث فرهنگی در شرایط جنگی
تورج دریایی، استاد تاریخ و مدیر مرکز «مطالعات ایرانی و فرهنگ» در دانشگاه کالیفرنیا در ارواین، از جمله محققانی است که حمله به میراث تاریخی ایران را محکوم کرده است.
آقای دریایی در گفتوگو با بیبیسی فارسی میگوید: «آثار تاریخی بخشی از هویت ماست و به عنوان یک ایرانی و کسی که میراث فرهنگی، آثار تاریخی و تمدن ایران برای او بسیار با اهمیت است این بیانیه را امضا کرده است.»
او میگوید که حوزه مطالعاتی و کاری او تاریخ و تمدن ایران است: «ما تاریخ را بر مبنای همین آثار و شواهد مادی مینویسیم؛ کاری که نسلهای بعدی هم ادامه خواهند داد. بنابراین نابودی این آثار، هم از نظر حرفهای و هم از نظر احساسی برای من بسیار مهم و نگرانکننده است.»
تورج دریایی در ادامه به تاثیرپذیری میراث فرهنگی در زمان جنگ در عراق، سوریه، لبنان و افغانستان اشاره دارد و میگوید: «در بسیاری از این موارد، صدای باستانشناسان و متخصصان محلی به جایی نرسید و توجه جهانی زمانی جلب شد که بخش بزرگی از میراث از بین رفته بود».
آقای دریایی با اشاره به حمله سال ۲۰۰۳ آمریکا به عراق و «تاراج موزههای این کشور» میگوید: «حتی نیروهای نظامی در برخی موارد به محوطههای باستانی مانند بابل آسیب زدند. بعد از آن هم، در پی بیثباتی در عراق، گروههایی مانند داعش به تخریب گسترده میراث فرهنگی عراق دست زدند.»
او ادامه میدهد: «از همان سالها این احتمال مطرح بود که ایران هدف بعدی حملات آمریکا باشد؛ بنابراین اقداماتی برای حفاظت از موزهها و جلوگیری از تاراج احتمالی آثار انجام شد. با این حال، واقعیت این است که ایران کشوری با هزاران محوطه و بنای تاریخی است و برخی برآوردها از وجود صدها هزار محوطه باستانشناسی خبر میدهند. حفاظت از این حجم عظیم آثار بدون منابع مالی کافی بسیار دشوار است. در شرایطی که بهدلیل مسائل سیاسی، گردشگری محدود شده و درآمدی از این محل وجود ندارد و بودجه دولتی نیز محدود است، میراث فرهنگی با چالشهای جدی مواجه میشود.»
مدیر مرکز مطالعات ایرانی و فرهنگ، میگوید که بخشی از آسیبها اساساً در آمارهای رسمی نمیگنجد. برای مثال، تخریب بافتهای تاریخی شهری یا آسیب به محوطههای تاریخی، لزوماً در قالب شمارش «یک اثر» قابل ثبت نیست، اما تأثیر آنها بسیار عمیق است.
تورج دریایی در پاسخ به اینکه استفاده از آثار تاریخی برای مقاصد نظامی چه پیامدهایی دارد، میگوید: «این موضوع بسیار خطرناک است. اگر از یک مکان تاریخی استفاده نظامی شود، در عمل بهانهای به طرف مقابل داده میشود تا آن مکان را هدف قرار دهد. در چنین شرایطی، بهراحتی میتوانند ادعا کنند که زیر این ساختمان تجهیزات نظامی یا نیروهای نظامی مستقر بوده است. این مسئله خطر تخریب را چند برابر میکند».
در دیماه ۱۴۰۳ معاون توسعه مدیریت و منابع وزارت میراث فرهنگی اعلام کرد که بیش از یک میلیون آثار تاریخی در ایران شناسایی شده است و از این تعداد تنها حدود ۴۰ هزار اثر یعنی چیزی حدود ۴ درصد، به ثبت ملی رسیدهاند.

منبع تصویر، YJC.IR
کدام آثار آسیب دیدهاند؟
مقامهای مسئول در ایران درباره تعداد محوطههای تاریخی و مراکز فرهنگی که آسیب دیدهاند، آمار متفاوتی بین ۱۴۰ تا حدود ۱۶۰ منتشر کردهاند.
در بیانیهای که در ۲۶ فروردینماه به امضای کسانی مانند تورج دریایی، بیژن روحانی، عباس امانت، اروند آبراهامیان، سوزان پولاک، مرجان مشکور و هالی پیتمن رسیده، اشاره به ۱۳۰ اثر شده است و گفته شده است که ۱۰۰ مورد از بناهایی که آسیب دیدهاند مورد «راستیآزمایی» قرار گرفتهاند و در بین آثاری که صدمه دیدند، گفته شده که «کاخ سنا» یا همان ساختمان سابق مجلس شورای اسلامی و محلی که در سالهای اخیر جلسات مجلس خبرگان رهبری برگزار میشد، به صورت مستقیم هدف حملات آمریکا و اسرائیل قرار گرفته است.
خبرگزاری رسمی ایرنا در روز اول اردیبهشتماه از قول حسن فرطوسی، دبیرکل کمیسیون ملی یونسکو در ایران نوشت که برخی از بناهای تخریب شده قدمتی ۴۵۰ تا ۶۰۰ ساله دارند و حتی در صورت مرمت، اصالت اولیه آنها بهطور کامل « قابل بازگشت نیست».
آقای فرطوسی از اعزام هیئتهای تخصصی برای مستندسازی خسارتها به مناطق مختلف از جمله شهرهایی مانند سنندج، کرمانشاه، خرمآباد، اصفهان و تهران برای ارسال به یونسکو خبر داد.
او گفته بود «انتظار میرود کارشناسان یونسکو، بهویژه متخصصان میراث جهانی، در صورت فراهم شدن شرایط امنیتی، برای بررسی میدانی وارد ایران شوند».
وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی در ۲۲ فروردین ماه، سه روز پس از آتشبس، اسامی حدود ١٣٢ بنا و اثر تاریخی را که براثر جنگ آسیب دیدهاند منتشر کرد. بر این اساس استان تهران با بیش از ۶۰ اثر، بیشترین آسیب را در طول جنگ ۴۰ روزه متحمل شد.
در استان تهران میتوان به کاخ گلستان، مجموعه فرهنگی تاریخی سعدآباد (ساختمانها و ١۴ موزه مجموعه)، پادگان ۰۶ و مجموعه سلطنت آباد، دانشگاه جنگ در میدان حر، ساختمان انستیتو پاستور ایران، موزه تاریخ کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در میدان شهدا، عمارت کلاه فرنگی عشرت آباد در میدان سپاه، عمارت کلاه فرنگی زندان قصر در خیابان دکتر شریعتی، کاخ مرمر در خیابان امام خمینی اشاره کرد.
استان اصفهان پس از تهران بیشترین میزان آسیبدیدگی را داشته است. از جمله آثار میتوان به کاخ موزه چهلستون، موزه هنرهای تزیینی (عمارت رکیب خانه)، مسجد جامع عباسی و مجموعه بناهای میدان نقش جهان (مسجد شیخ لطفالله، کاخ عالی قاپو، سردر قیصریه) اشاره کرد.
در استان کردستان میتوان به عمارت سالار سعید (موزه باستانشناسی)، عمارت آصف وزیری (خانه کرد ـ موزه مردمشناسی)، عمارت خسروآباد و عمارت ملکالتجار اشاره کرد. در کرمانشاه نیز مسجد ابوتراب، تکیه بیگلربیگی (موزه خط و کتابت و موزه پارینه سنگی)، دبیرستان کزازی (موزه آموزش و پرورش) و خانه سوری دچار آسیبدیدگی شدهاند.
همچنین مجموعه فلکالافلاک و موزه مردمشناسی و باستانشناسی آن، مسجد توسلی، خانه آخوند ابو (موزه زبان و فرهنگ لرستان)، قلعه مظفری در استان لرستان در اثر موج انفجارها آسیب دیدهاند.

منبع تصویر، TASNIM
«گنجیابی در سایه جنگ»
نگرانیها درباره تخریب آثار تاریخی در زمان جنگ فقط معطوف به بمباران نیست و بر اساس گزارشها، حفاریهای غیرمجاز نیز میتوانند خسارتهای قابل توجهی وارد کنند. بر اساس کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه، غارت، سرقت و تخریب عمدی میراث فرهنگی میتوانند بهعنوان جنایت جنگی محسوب شوند.
روزنامه «پیام ما» در ۲۵ فروردین در گزارشی با عنوان «گنجیابی در سایه جنگ» گزارش داده است که آثار تاریخی از یکسو با بمباران روبهرو بودهاند و از سوی دیگر، عدهای از افراد سودجو از فضای جنگی کشور استفاده کرده و با حفاری در محوطههای تاریخی به دنبال اشیای عتیقه و قدیمی میگردند.
روزنامه «پیام ما»، از قول سیاوش آریا، پژوهشگر و کنشگر میراثفرهنگی استان فارس از گسترش کندوکاوهای غیرمجاز در مناطقی چون فیروزآباد، فراشبند، داراب، نورآباد و رستم خبر داده و گفته است که «حفاریها در دوران جنگ شدت گرفته و در روزهای آتشبس نیز ادامه یافته است.»
روزنامه پیام ما نوشته است که در استان خراسان رضوی، ایلام، اندیمشک و کرمان خبرهایی از افزایش حفاریها در این مناطق گزارش شده و تاکید کرده است که «جویندگان گنج، در پی چیزی هستند که در اغلب موارد وجود خارجی ندارد، اما در این مسیر، چیزی را از بین میبرند که کاملاً واقعی و غیرقابلجایگزین است.»
































