در جست‌وجوی پایان بدون شکست؛ چرا آتش جنگ ایران همچنان شعله‌ور است؟

پرچم ایران و آمریکا

منبع تصویر، Getty Images

    • نویسنده, شیدا هوشمندی
    • شغل, بی‌بی‌سی
    • در, واشنگتن
  • منتشر شده در
  • زمان مطالعه: ۸ دقیقه

دور تازه‌ای از حملات متقابل ایران و آمریکا در خلیج فارس آغاز شده است. نیمه‌شب سه‌شنبه، ساعاتی پس از آن‌که سپاه پاسداران اعلام کرد یک زیردریایی خودکار آمریکایی را «شکار» کرده و تصاویری از آن منتشر کرد، سنتکام فرماندهی مرکزی آمریکا، گفت در واکنش به حملات ایران به ناوهای آمریکایی، پنج نفتکش ایرانی را هدف قرار داده و «منهدم» کرده است.

سپاه پاسداران نیز در مقابل مدعی شد در حملات موشکی تلافی‌جویانه، دو ناو جنگی آمریکا و هشت نفتکش را هدف قرار داده و به آشیانه جنگنده‌های اف-۱۵، اف-۱۶ و اف-۳۵ آمریکا در اردن «خسارت» وارد کرده است.

اما در حالی که دو طرف بار دیگر به سوی یکدیگر آتش می‌گشایند، بخش مهمی از رسانه‌های آمریکا نگاه خود را از جزئیات آخرین حملات فراتر برده‌اند. در گزارش‌ها و تحلیل‌ها، پرسش اصلی این است که ادامه جنگ چه تغییری در محاسبات ایران، کشورهای عرب خلیج فارس و حتی سیاست داخلی آمریکا ایجاد کرده است.

در حالی که کشورهای خلیج فارس برای دوران طولانی بحران نقشه جایگزین می‌کشند و پرسش‌ها درباره آینده نفوذ منطقه‌ای ایران افزایش یافته، اختلاف بر سر نحوه مواجهه با تهران به آرامی به بخشی از نبرد قدرت در حزب جمهوری‌خواه تبدیل شده است.

واشنگتن‌پست: کشورهای خلیج فارس به دنبال یک راه سوم

واشنگتن پست می‌نویسد کشورهای ثروتمند خلیج فارس دیگر این جنگ را بحرانی موقت با تاریخ پایان مشخص نمی‌بینند. مجید انصاری، سخنگوی وزارت خارجه قطر، به این روزنامه گفته خطر اصلی حالا «عادی شدن» بحران است؛ وضعیتی که دیگر نه آغازی برایش متصور است و نه پایانی.

در واکنش به همین چشم‌انداز، کشورهای منطقه همزمان هم توان نظامی خود را تقویت می‌کنند و هم از وابستگی به تنگه هرمز می‌کاهند.

به‌عنوان نمونه، امارات ساخت خط لوله‌ای حدودا ۳۲۰ مایلی را شتاب داده که قرار است انتقال نفت بیشتری را بدون عبور از تنگه هرمز ممکن کند، و بنادر خارج از تنگه رونقی بی‌سابقه گرفته‌اند. به نحوی که به گفته مدیر بندر خورفکان، شمار کانتینرهایی که این بندر در هفته جابه‌جا می‌کند از حدود هشت هزار در روزهای پیش از جنگ به حدود ۷۰ هزار رسیده است.

اما بخش مهم‌تر گزارش به امنیت مربوط می‌شود، و به رابطه کشورهای منطقه با آمریکا.

از % title % عبور کنید و به ادامه مطلب بروید
خبرنامه بی‌بی‌سی فارسی

گزیده‌ای از مهم‌ترین خبرها، گزارش‌های میدانی و گفت‌وگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.

اینجا مشترک شوید

پایان % title %

انور قرقاش، مشاور دیپلماتیک رئیس امارات، می‌گوید رابطه با واشنگتن همچنان رکن اساسی امنیت کشورش است، اما کشورهای منطقه در عین حال به دنبال «استقلال راهبردی» بیشتری هستند. مقام قطری صریح‌تر حرف می‌زند و می‌گوید حضور نیروهای بین‌المللی و اتحاد راهبردی با آمریکا «بسیار مهم» است، اما «کافی نیست» و منطقه باید توان بیشتری برای تامین امنیت خودش بسازد. در خرید تجهیزات نظامی هم نگاه‌ها بیش از گذشته به شرکایی چون ترکیه، کره جنوبی و اوکراین چرخیده است.

از این منظر، گزارش واشنگتن‌پست به یکی از پیامدهای بلندمدت جنگ اشاره دارد. حتی اگر هدف واشنگتن فشار بر ایران باشد، ادامه بحران متحدان خود آمریکا را هم به این فکر انداخته که اتکای امنیتی‌شان به واشنگتن را کم کنند.

گزارش با اشاره به مانعی دیگر بر سر پایان جنگ تمام می‌شود. مقام قطری که کشورش در میانجیگری نقش داشته می‌گوید مشکل فقط رسیدن به توافق نیست؛ هر دو طرف باید بتوانند نتیجه را در داخل، چیزی جز شکست جلوه دهند. تا وقتی پذیرفتن روایت پیروزی طرف مقابل، شکستی راهبردی تلقی شود، ادامه جنگ از پذیرش سازش آسان‌تر خواهد بود.

بازگشت خطر جنگ بین عربستان و حوثی‌ها

یکی دیگر از ابعاد بحران را نیویورک‌تایمز در تنش بین حوثی‌ها و عربستان می‌بیند، .

این روزنامه می‌نویسد عربستان سعودی پس از حملات حوثی‌ها که به گفته مقامات سعودی ۷۳ غیرنظامی را زخمی کرد، قول تلافی داده و دو طرف بار دیگر به یک درگیری گسترده نزدیک شده‌اند.

در این حملات تاسیسات انرژی عربستان نیز هدف قرار گرفته‌اند.واکنش بازارها فوری بود؛ قیمت نفت برنت پس از این حملات تا ۹۹ دلار در هر بشکه بالا رفت که بالاترین سطح از اواخر ژوئیه به شمار می‌رود.

اهمیت این تحول فقط محدود به جغرافیای یمن محدود نیست.

تحلیلگرانی که نیویورک‌تایمز با آنها گفت‌وگو کرده تصویر امیدوارکننده‌ای ندارند. احمد ناجی از گروه بین‌المللی بحران می‌گوید یمن در حال لغزیدن به سوی جنگی بزرگ است و تنش‌زدایی، هرچند ناممکن نیست، روزبه‌روز دشوارتر می‌شود.

فارع المسلمی از اندیشکده چتم‌هاوس هم معتقد است ریاض تا کنون از جنگ مستقیم با حوثی‌ها پرهیز کرده، اما تحولات اخیر عملا این پرهیز را ناممکن کرده است.

پرسش بی‌پاسخ این است که عربستان از جنگ احتمالی چه می‌خواهد. کمتر ناظری چشم‌اندازی واقع‌بینانه برای ریشه‌کن کردن حوثی‌ها می‌بیند؛ به‌ویژه آنکه تجربه مداخله ۲۰۱۵، با وجود هزینه‌ای سنگین و صدها هزار قربانی، نتوانست موازنه قدرت را به زیان حوثی‌ها تغییر دهد. به همین دلیل، بسیاری از تحلیلگران معتقدند هدف محتمل‌تر ریاض نه حذف حوثی‌ها، بلکه تضعیف آنها و کشاندن‌شان به میز مذاکره از موضعی ضعیف‌تر است.

با اختلال در تردد از تنگه هرمز، مسیرهای صادرات نفت در دریای سرخ اهمیت بیشتری پیدا کرده‌اند. اگر جبهه حوثی‌ها و عربستان نیز به یک جنگ گسترده تبدیل شود، فشار بر مسیر دیگری از تجارت انرژی افزایش پیدا خواهد کرد.

فارن پالیسی: سیاست منطقه‌ای ایران و مدیریت نیابتی‌ها دیگر شبیه قبل نخواهد بود

علی هاشم در مقاله‌ای در فارن پالیسی می‌گوید که یکی از مهم‌ترین ستون‌های راهبرد امنیتی جمهوری اسلامی در چند دهه گذشته عملا فرو ریخته است.

«محور مقاومت» قرار بود خط نخست دفاعی ایران باشد؛ شبکه‌ای از گروه‌های متحد که امکان می‌داد تهران درگیری با اسرائیل و آمریکا را تا حد ممکن دور از خاک ایران نگه دارد.

اما به نوشته فارن پالیسی، جنگ‌های سه سال گذشته این منطق را تغییر داده‌اند. حزب‌الله دیگر نیرویی نیست که پیش از هفتم اکتبر ۲۰۲۳ بود، سقوط حکومت بشار اسد مسیرهای پشتیبانی را تغییر داده و گروه‌های متحد تهران نتوانسته‌اند مانع رسیدن جنگ به داخل ایران شوند.

در نتیجه ایران اکنون بیشتر به آنچه نویسنده «خط دوم و سوم دفاعی» می‌نامد متکی شده است: موشک‌ها و پهپادها از یک سو و موقعیت جغرافیایی ایران، به‌ویژه تنگه هرمز، از سوی دیگر.

فارن پالیسی هم‌چنین می‌نویسد در گذشته گروه‌های متحد ایران قرار بود مانع رسیدن جنگ به ایران شوند؛ حالا در برخی موارد ایران ناچار است برای حفظ همان متحدان مستقیما وارد میدان شود.

نویسنده در پایان می‌پرسد اگر شبکه نیابتی‌ها، موشک‌ها و هرمز سه لایه دفاعی جمهوری اسلامی بوده‌اند، آیا شکست یا محدود شدن این ابزارها می‌تواند ایران را به سوی ایجاد «لایه چهارم» یعنی بازدارندگی هسته‌ای سوق دهد؟

تحریم ایرلاین‌های ایرانی: ماهان همچنان پرواز می‌کند

هواپیماهای فرودگاه مهرآباد

منبع تصویر، Getty Images

توضیح تصویر، آمریکا بسیاری از شرکت‌های هواپیمایی ایران را تحریم کرده و این تحریم‌ها را به مرور گسترش داده است

وال‌استریت ژورنال در گزارشی درباره شرکت هواپیمایی ماهان نوشته که این شرکت با وجود بیش از یک دهه تحریم آمریکا نه تنها همچنان فعالیت می‌کند، بلکه شبکه پروازهایش را نیز گسترش داده است.

آمریکا ماهان را متهم می‌کند که در انتقال نیرو، تجهیزات و منابع مالی برای سپاه پاسداران و گروه‌های متحد ایران نقش داشته است. وزارت دارایی آمریکا اخیرا شبکه‌های بیشتری را که به خرید هواپیما برای ماهان کمک کرده‌اند هدف تحریم قرار داده است.

جزئیات گزارش، شکاف میان هدف تحریم‌ها و واقعیت میدانی را نشان می‌دهد. ناوگان حدود ۳۶ فروندی ماهان عمدتا از هواپیماهای دست‌دوم و سالخورده بوئینگ و ایرباس تشکیل شده و عمر برخی از آنها به ۳۵ سال می‌رسد. مسافران از امکانات محدود پروازها می‌گویند و به دلیل محدودیت‌های مالی، خرید بلیت اغلب به صورت نقدی انجام می‌شود. با این همه، ماهان نه تنها متوقف نشده، بلکه شبکه پروازی خود را نیز گسترش داده است. این شرکت تنها شش روز پس از آغاز کارزار فشار اقتصادی واشنگتن، پروازهای هانوی و هوشی‌مین را افتتاح کرد و اکنون با پروازهای منظم به ۲۰ مقصد، از جمله مسکو، استانبول، مسقط و گوانگژو، همچنان در حال توسعه فعالیت‌های خود است.

وزارت دارایی آمریکا روز سه‌شنبه دامنه فشار بر ماهان را گسترش داد. واشنگتن واسطه‌هایی را تحریم کرد که به گفته مقام‌های آمریکایی در خرید دست‌کم سه فروند بوئینگ ۷۷۷ دست‌دوم برای این شرکت، از طریق امارات و عمان، نقش داشته‌اند. همزمان ۲۷ شرکت هواپیمایی کوچک ایرانی دیگر نیز به فهرست تحریم‌ها اضافه شدند. وال‌استریت ژورنال می‌نویسد آمریکا علاوه بر این، به حدود شش کشور از جمله عمان هشدار داده است که از ارائه خدمات فرودگاهی به ماهان خودداری کنند. این اقدامات قرار است مکمل تلاش آمریکا برای محدود کردن دسترسی ایران به مسیرهای دریایی و هوایی باشد.

گزارش نشان می‌دهد ماهان حتی در میانه جنگ نیز از معادلات منطقه‌ای کنار نرفته است. نمونه آن تابستان امسال بود که نیروهای وابسته به دولت مورد حمایت عربستان در یمن، باند فرودگاه صنعا را هدف قرار دادند تا از فرود هواپیمای ماهانی که مقام‌های حوثی را از مراسم خاکسپاری علی خامنه‌ای بازمی‌گرداند، جلوگیری کنند.

نتیجه‌گیری گزارش اما فراتر از سرنوشت یک شرکت هواپیمایی است: بیش از یک دهه تحریم، فعالیت ماهان را دشوارتر و پرهزینه‌تر کرده، اما متوقف نکرده است. از این منظر، ماهان به آزمونی برای یک پرسش بزرگ‌تر تبدیل می‌شود؛ اینکه آیا افزایش هزینه‌ها لزوما به تغییر رفتار منجر می‌شود؟ وال‌استریت ژورنال پاسخ روشنی نمی‌دهد، اما شواهدی ارائه می‌کند که نشان می‌دهد این دو همیشه مترادف یکدیگر نیستند.

تد کروز: فشار بر ایران باید ادامه پیدا کند

در داخل آمریکا نیز بحث بر سر نحوه ادامه جنگ و برخورد با ایران همچنان میان جمهوری‌خواهان جریان دارد.

تد کروز، سناتور جمهوری‌خواه تگزاس، در گفت‌وگو با کیتلن کالینز در شبکه سی‌ان‌ان بار دیگر از موضع سختگیرانه خود در قبال ایران دفاع کرد.

کروز از حامیان اصلی حملات آمریکا به ایران بوده، اما در ماه‌های گذشته از تلاش دولت ترامپ برای رسیدن به توافق با تهران انتقاد کرده است. اعتراض اصلی او به امتیازهای اقتصادی احتمالی به ایران بوده؛ از جمله امکان فروش دوباره نفت و آزاد شدن دارایی‌های مسدود شده. او پیشتر گفته بود دادن میلیاردها دلار به حکومت ایران می‌تواند به تهران امکان دهد توان نظامی و شبکه منطقه‌ای خود را بازسازی کند.

این موضع در نقطه مقابل استدلال جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور، قرار دارد که گفته بود پس از وارد شدن خسارت گسترده به توان نظامی و هسته‌ای ایران، واشنگتن باید به دیپلماسی نیز فرصت بدهد و از ورود به یک «جنگ بی‌پایان» پرهیز کند.

اختلاف این دو نگاه یکی از بحث‌های مهم در میان جمهوری‌خواهان است: آیا فشار نظامی و اقتصادی باید تا زمانی که ایران امتیازهای بیشتری بدهد ادامه پیدا کند، یا اینکه ادامه جنگ ممکن است دستاوردهای نظامی آمریکا را به یک درگیری طولانی و پرهزینه تبدیل کند.

این اختلاف حالا با از سرگیری حملات متقابل اهمیت بیشتری پیدا کرده است؛ چون توافق موقت پیشین عملاً نتوانسته مانع بازگشت دو طرف به رویارویی نظامی شود.

وال‌استریت ژورنال هفته گذشته گزارش داد که تد کروز به طور جدی احتمال نامزدی خود را بررسی می‌کند. در صورت ورود او به رقابت، جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور، از اصلی‌ترین رقبای احتمالی‌اش در حزب جمهوری‌خواه خواهد بود.

اختلاف بر سر ایران حالا به یکی از نقاط تمایز این دو تبدیل شده است؛ یکی بر تداوم فشار حداکثری تأکید می‌کند و دیگری بر ضرورت گشودن مسیر دیپلماسی.

همین مسئله می‌تواند نشانه‌ای باشد از اینکه چگونه سیاست ایران ممکن است به یکی از موضوعات رقابت بر سر آینده حزب جمهوری‌خواه پس از ترامپ تبدیل شود.

این اختلاف در زمانی رخ می‌دهد که فقط چند هفته تا انتخابات میان‌دوره‌ای باقی مانده است.

اکسیوس نوشت سیاست‌های ترامپ در تابستان، از جنگ تجاری گرفته تا ایران، کار جمهوری‌خواهان را برای ساختن یک پیام انتخاباتی منسجم دشوار کرده است. یکی از مشکلات، قیمت انرژی است.

به نوشته اکسیوس، تشدید دوباره تنش با ایران امید جمهوری‌خواهان برای کاهش محسوس قیمت بنزین پیش از انتخابات نوامبر را کمرنگ کرده است.

بنابراین جنگی که در ابتدا عمدتا به عنوان مسئله امنیت ملی مطرح می‌شد، اکنون از طریق قیمت نفت، بنزین و هزینه زندگی به سیاست داخلی آمریکا نیز وارد شده است.

حالا مسئله فقط پایان دادن به جنگ نیست؛ تهران و واشنگتن هر دو به دنبال راهی هستند که بتوانند پایان آن را در داخل کشور خود پیروزی، یا دست‌کم شکست، جلوه ندهند.