پرواز ۹۰۱؛ معمای هواپیمایی که در آسمان منفجر شد

    • نویسنده, لیر ونتاس
    • شغل, بی‌بی‌سی موندو
    • در, لس‌آنجلس
  • منتشر شده در
  • زمان مطالعه: ۱۱ دقیقه

خوزه آنتونیو گونسالس تصور می‌کرد پرواز ۹۰۱ در عصر ۱۹ ژوئیه ۱۹۹۴ نخستین پرواز از سفرهای بی‌شماری خواهد بود که در پیش دارد.

مارتا مارکز، مادر او، می‌گوید: «تونی در ماه مه ۱۹ ساله شده بود. او به‌تازگی دوره خلبانی خود را در آمریکا به پایان رسانده بود و راه پدرش را دنبال می‌کرد. تازه آموزش‌هایش را به عنوان ناظر پرواز آغاز کرده بود و هیجان فوق‌العاده‌ای داشت.

برای سائول شوارتز، بازرگان ۳۵ ساله‌ای که در منطقه آزاد کولون در دومین شهر بزرگ پاناما تجارت می‌کرد، این تنها یک پرواز عادی دیگر بود.

پروازی کوتاه و روزمره که او را، مانند بیشتر ۱۸ مسافری که سوار هواپیمای شرکت «آلاس چیریکاناس» شدند، از دومین منطقه آزاد تجاری بزرگ جهان و مهم‌ترین مرکز توزیع کالا در آمریکای لاتین به خانه‌اش در پاناماسیتی می‌رساند.

اما تنها ۱۰ دقیقه پس از برخاستن از فرودگاه «فرانس فیلد»، هواپیما در آسمان منفجر شد و بقایای آن بر دامنه‌های کوه سانتا ریتا پراکنده شد. هیچ‌ کس زنده نماند.

پس از بیش از سه دهه ابهام و بی‌پاسخ ماندن پرسش‌ها، اکنون احتمال کشف حقیقت در این پرونده بیش از هر زمان دیگری به نظر می‌رسد.

با استرداد یک متهم از ونزوئلا که اسرائیل او را به حزب‌الله مرتبط می‌داند، دادستانی پاناما این حادثه را به عنوان «اقدامی با ویژگی‌های متعارف تروریسم» بررسی می‌کند.

اگر این فرضیه تایید شود، این حادثه به مرگبارترین حمله از این نوع در تاریخ پاناما تبدیل خواهد شد.

گئومارا گوئرا، دادستان پرونده، به بی‌بی‌سی موندو گفت: «به شواهد تازه‌ای دست یافته‌ایم که به باور ما برای روشن شدن حقیقت ضروری هستند. ما در مسیر درستی قرار داریم.»

نخستین تحقیقات؛ بدون پیشرفت قابل‌ توجه

یکی از نخستین کسانی که در آن روز مرگبار، ۱۹ ژوئیه، برای یافتن بستگانش به دامنه‌های سانتا ریتا رفت، آبنر بنائیم، فیلمساز پانامایی و خواهرزاده سائول شوارتز بود.

او به بی‌بی‌سی موندو می‌گوید: «باران می‌بارید و همه جا گل و لای بود. خیلی راه رفتم. هنوز هم نمی‌دانم چقدر. بعضی‌ها می‌گویند حتی از یک رودخانه هم عبور کردیم. سرانجام به مزرعه‌ای رسیدیم که هواپیما در آن سقوط کرده بود.»

پلیس از قبل در محل حضور داشت و یکی از ماموران به او گفت اجازه ورود ندارد.

او به یاد می‌آورد: «به او گفتم یکی از بستگان مسافران هستم و می‌خواهم کمک کنم. جواب داد: نه، نه... همه مرده‌اند.»

همین جمله بذر ساخت مستندی شد که سال‌ها بعد شکل گرفت و امروز هم اثری کاملا شخصی و هم تلاشی سرسختانه برای یافتن پاسخ به پرسش‌هایی است که هنوز درباره این پرونده باقی مانده‌اند.

آبنر بنائیم در صحنه‌ای از مستند خود با عنوان «بهشت استوایی» که امسال اکران شد، به روانشناسش می‌گوید: «ناگهان اتفاقی که می‌توانست در سال ۱۹۹۴ برای دایی‌ام افتاده باشد، به مهم‌ترین موضوع زندگی من تبدیل شد. انگار هواپیما روی سر خودم منفجر شده بود.»

چه اتفاقی واقعا رخ داد؟ چه کسی پشت آن بود؟ چه کسانی همکاری کردند؟ هدف چه کسی یا چه کسانی بود؟ چرا این حادثه در پاناما رخ داد؟

با گذشت زمان، برخی از پرسش‌ها پاسخ خود را یافته‌اند، اما برخی دیگر همچنان در هاله‌ای از ابهام باقی مانده‌اند؛ ابهامی به غلظت مهی که در فصل بارندگی تپه‌های ساحل کارائیب را در بر می‌گیرد.

آنچه خیلی زود مشخص شد این بود که از میان ۲۱ قربانی، ۱۲ نفر عضو جامعه یهودیان پاناما بودند که سائول شوارتز نیز یکی از آن‌ها بود. همچنین سه شهروند آمریکایی نیز در میان کشته‌شدگان بودند.

چند روز بعد همه اجساد توسط خانواده‌ها تحویل گرفته شدند، به جز یک جسد.

به دلیل جراحات و آثار شدیدی که روی بقایای جسد دیده می‌شد و همچنین شواهد دیگر، تحقیقات پزشکی قانونی به این نتیجه رسید که این پیکر احتمالا متعلق به فردی بوده است که ماده منفجره را حمل می‌کرد؛ ماده‌ای که گمان می‌رود باعث انفجار هواپیما شده بود. بعدها هویت او «لیا جمال» یا «علی حوا جمال» اعلام شد؛ همان مسافری که روی صندلی شماره ۶ نشسته بود و گفته می‌شود بمب پنهان‌شده در یک دستگاه بی‌سیم را فعال کرده بود.

این موضوع، همراه با این واقعیت که حادثه تنها ۲۴ ساعت پس از بمب‌گذاری مرگبار مرکز همیاری یهودیان آرژانتین (آمیا) در بوئنوس آیرس رخ داد، تحقیقات را بیش از پیش پیچیده کرد. در آن حمله که ۸۵ نفر کشته شدند و پرونده آن همچنان بدون نتیجه قطعی باقی مانده است، خودرویی بمب‌گذاری‌شده منفجر شده بود.

دو فرضیه مطرح بود، یکی اینکه این حادثه حمله‌ای علیه جامعه یهودیان بوده که احتمالا توسط حوثی‌ها، جنبش شیعه انصارالله در یمن با پیوندهایی با حزب‌الله، انجام شده است و دیگری اینکه ماجرا به یک «تسویه‌حساب» با فردی مربوط می‌شده که احتمالا با کارتل‌های مواد مخدر کلمبیا ارتباط داشته، تحقیقات در پاناما بارها مسیر خود را تغییر داد و سرانجام بدون دستیابی به نتایجی چشمگیر بسته شد.

بی‌بی‌سی موندو برای گفت‌وگو با خوان آنتونیو تجادا، دادستان وقت پرونده، درخواست مصاحبه کرد، اما او این موضوع را به مقام‌های فعلی دادستانی ارجاع داد.

در همین حال، دستگاه قضایی آرژانتین نیز تحقیقات مستقلی انجام داد که نتایج آن در یک پرونده محرمانه ثبت شده است.

سال‌ها بعد، اطلاعات ارائه‌شده از سوی سرویس‌های اطلاعاتی اسرائیل و اداره تحقیقات فدرال آمریکا (اف‌بی‌آی) باعث شد دولت پاناما در سال ۲۰۱۸ خواستار بازگشایی پرونده شود.

بازگشایی پرونده

موضوع برای خوان کارلوس وارلا، رئیس‌جمهور وقت پاناما، نیز جنبه‌ای شخصی داشت.

او به بی‌بی‌سی موندو می‌گوید: «مائوریسیو هاروش، همکلاسی دوران دانشگاه من، در همان هواپیما بود. چهار سال در دانشگاه جورجیا تک در آتلانتا با هم درس خواندیم. اتاق‌هایمان کنار هم بود و در سال آخر با من زندگی می‌کرد.»

وارلا می‌گوید پس از بازگشت هر دو خانواده به پاناما، روابطشان نزدیک‌تر شد.

او توضیح می‌دهد که وقتی در سال ۲۰۰۹ معاون رئیس‌جمهور شد، پیگیری پرونده را آغاز کرد و با ماموران موساد در بوگوتا در تماس بود.

بعدها نیز از طریق یکی از ماموران اف‌بی‌آی که روی این حادثه تحقیق کرده بود و هنگام ریاست‌جمهوری با او آشنا شد، به اطلاعات بیشتری دست یافت.

علاوه بر این، نامه‌ای که هنگام سفر رسمی به اسرائیل از بنیامین نتانیاهو دریافت کرد، او را به درخواست برای بازگشایی پرونده ترغیب کرد.

در این نامه، نتانیاهو نوشته بود که سرویس‌های اطلاعاتی اسرائیل مدارکی در اختیار دارند که نشان می‌دهد انفجار هواپیما «به‌وضوح یک حمله تروریستی» بوده است.

خوان کارلوس وارلا در ماه مه ۲۰۱۸، در پی این تحولات، در یک نشست خبری اعلام کرد: «قرار است با مقام‌های پانامایی و همچنین نهادهای بین‌المللی دیدار کنیم تا به‌طور رسمی درخواست بازگشایی پرونده «آلاس چیریکاناس» را مطرح کنیم و عاملان این حمله را شناسایی و تحت پیگرد قرار دهیم.»

رئیس جمهور پیشین پاناما به بی‌بی‌سی موندو گفت: «اجرای عدالت برای دوستم چیزی است که من به عنوان یک هدف تعیین کردم.» او خود نیز در پرونده اودبرشت، یکی از بزرگ‌ترین و جنجالی‌ترین پرونده‌های فساد در آمریکای لاتین، به دادگاه احضار شده بود؛ پرونده‌ای که به‌گفته دادستانی، یک شرکت ساختمانی برزیلی و شماری از سیاستمداران، مقام‌های دولتی و فعالان اقتصادی در حدود ۱۰ کشور را در فاصله سال‌های ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۴ در بر می‌گرفت.

خوان کارلوس وارلا در آن زمان دریافت «پرداخت‌های نامناسب» از اودبرشت یا هر پیمانکار دولتی دیگری را تکذیب کرد و ابراز تمایل کرد که در دادگاهی که به دلیل جایگاه او به عنوان عضو پارلمان آمریکای مرکزی باید در دیوان عالی عدالت رسیدگی شود، «با عواقب آن روبرو شود».

تحقیقات اف‌بی‌آی و اسرائیل

هم‌زمان با تحولات رخ‌داده در پاناما، اف‌بی‌آی نیز به تحقیقات خود درباره «پرونده آلاس» ادامه داده است و از ۲۹ مه ۲۰۲۴ در وب‌سایت خود درخواست عمومی برای دریافت اطلاعات درباره این پرونده را حفظ کرده است.

در این صفحه، طرحی از چهره علی حوا جمال منتشر شده که از او به عنوان مظنون حمل بمب در هواپیما یاد می‌شود. همچنین سه تصویر سیاه‌ و سفید برگرفته از دوربین‌های امنیتی منتشر شده که چند مرد ناشناس را نشان می‌دهد و احتمال می‌رود با این حادثه مرتبط باشند.

بر اساس اطلاعات منتشرشده، در روزهای ۲۷ و ۲۸ مه ۱۹۹۴ مردی ناشناس با تبار خاورمیانه‌ای از کارت اعتباری سرقت‌شده یک شهروند آمریکایی استفاده کرده و دو خودروی شاسی‌ بلند و یک سامانه تلفنی دو خطی را در پاناماسیتی اجاره کرده بود.

این خودروها بعدا در نزدیکی فرودگاه توکومن پیدا شدند.

در این گزارش آمده است: «مشخص نیست مردان ناشناس موجود در تصاویر، همدستان علی حوا جمال بوده‌اند یا نه. گمان می‌رود آن‌ها به کلمبیا، ونزوئلا، کاستاریکا و لبنان سفر کرده باشند. همچنین گفته می‌شود با افرادی در ارتباط بوده‌اند که به قاچاق اسلحه مرتبط شناخته شده‌اند.»

اف‌بی‌آی همچنین اعلام کرده که وزارت خارجه آمریکا برای اطلاعاتی که به بازداشت یا محکومیت عاملان، طراحان یا همدستان انفجار پرواز ۹۰۱ آلاس چیریکاناس منجر شود، تا پنج میلیون دلار جایزه در نظر گرفته است.

در سال ۲۰۲۰ نیز اف‌بی‌آی پوستر دیگری منتشر کرد و خواستار دریافت اطلاعات درباره محل اقامت علی زکی جلیل شد؛ مردی حدودا ۵۲ ساله، با وزن ۹۱ کیلوگرم و قد ۱۸۰ سانتی‌متر که به ورزش چتربازی علاقه داشت، زیاد سفر می‌کرد و مالک چند بار و رستوران در جزیره مارگاریتا در ونزوئلا بود.

اف‌بی‌آی معتقد بود او ممکن است «اطلاعات حیاتی» درباره پرونده در اختیار داشته باشد.

دفتر مطبوعاتی اف‌بی‌آی در پاسخ به بی‌بی‌سی موندو اعلام کرد جزئیات بیشتری برای انتشار ندارد، اما تائید کرد که جایزه همچنان پا برجاست.

با این حال، مایک بنهام از واحد مبارزه با تروریسم اف‌بی‌آی در میامی به آبنر بنائیمُ مستندساز گفته است که این پرونده همچنان فعال است، تحقیقات بر اساس چند فرضیه مختلف ادامه دارد و سه فرد مورد توجه شناسایی شده‌اند.

نظریه حزب‌الله

آبنر بنائیم برای گفت‌وگو با همه منابع ممکن، به تل‌آویو نیز سفر کرد.

در مستند او، شبتای شاویت، رئیس موساد بین سال‌های ۱۹۸۹ تا ۱۹۹۶، در برابر دوربین می‌گوید نمی‌تواند درباره این موضوع صحبت کند، چون این پرونده «تابو» محسوب می‌شود و از سوی دیگر پس از گذشت این‌ همه سال جزئیات زیادی را به خاطر نمی‌آورد.

اما یعقوب پری، رئیس پیشین شین‌بت، و یورام شوایتزر، مدیر برنامه مطالعات تروریسم در موسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل، هر دو معتقد بودند حزب‌الله در پشت این عملیات قرار داشته است.

شوایتزر می‌گوید: «در ابتدا هیچ‌ کس نمی‌دانست که این یک حمله تروریستی بوده است و بنابراین با آن مانند یک حمله تروریستی برخورد نشد. وقتی از طریق جسد عامل انتحاری و دیگر شواهد پزشکی قانونی متوجه واقعیت شدند، تحقیقات آغاز شد، اما زمانی که از دست رفت بر توانایی یافتن شواهد تاثیر گذاشت. زمان عامل بسیار مهمی است.»

یعقوب پری نیز تاکید کرد: «هر حمله تروریستی در هر نقطه جهان برای جامعه اطلاعاتی اسرائیل اهمیت دارد. اما این تحقیق در اختیار مقام‌های پاناما قرار داشت و آن‌ها در همکاری با طرف آرژانتینی کار قابل قبولی انجام داده‌اند.»

استرداد متهم و پرونده «پیچیده»

بازداشت علی حاج جلیل، شهروند کلمبیایی‌الاصل تابعیت‌ گرفته از ونزوئلا با تبار لبنانی، در نوامبر ۲۰۲۵ در جزیره مارگاریتا فصل تازه‌ای در این پرونده گشود.

او در آوریل امسال از ونزوئلا به پاناما مسترد شد و به عنوان متهمی که احتمالا در آنچه دادستانی پاناما «اقدامی با ویژگی‌های متعارف تروریسم» می‌خواند، نقش داشته، تحت پیگرد قرار گرفت.

کوین مارینو کابررا، سفیر آمریکا، در آن زمان اعلام کرد: «این استرداد پیامی روشن دارد: دولت دونالد ترامپ حافظه‌ای طولانی و دامنه عملیاتی حتی طولانی‌تر دارد.»

او افزود: «امیدواریم روند قضایی و نتیجه نهایی آن برای خانواده‌هایی که بیش از ۳۰ سال در انتظار عدالت بوده‌اند، آرامش به همراه آورد.»

گئومارا گوئرا، دادستان پرونده، می‌گوید اکنون تمرکز تیم او بر نقاط ضعف تحقیقات گذشته و جمع‌آوری شواهد تازه است.

او توضیح می‌دهد: «توانستیم حضور فردی را که ظاهرا بمب را حمل می‌کرده در مکان‌هایی پیش از حادثه شناسایی کنیم و دو فرد دیگر را نیز به پرونده مرتبط کنیم.»

با این حال او می‌پذیرد که گذشت بیش از سه دهه کار را دشوار کرده است.

«ما تلاش می‌کنیم تحقیقات گسترده‌ای انجام می‌دهیم، اما بسیاری از شواهد دیگر قابل دسترسی نیستند؛ از جمله شیوه ارتباط افراد و مکالمات آن‌ها.»

از جمله اسنادی که به دست آمده، بیانیه‌ای است که گفته می‌شود گروه انصارالله پنج روز پس از این حادثه در یکی از روزنامه‌های لبنان منتشر کرده و در آن مسئولیت حمله را بر عهده گرفته است. به گفته گوئرا، همین بیانیه به تنها فرضیه‌ای که اکنون در این پرونده دنبال می‌شود، اعتبار بیشتری می‌بخشد.

این پرونده همچنین بار دیگر توجه‌ها را به احتمال فعالیت شبکه‌های فراملی شبه‌نظامی در آمریکای لاتین جلب کرده است. مقام‌های آمریکایی و منطقه‌ای سال‌هاست هشدار می‌دهند گروه‌هایی مانند حزب‌الله در برخی نقاط این منطقه زیرساخت‌های مالی و لجستیکی دارند که اغلب از طریق شرکت‌های تجاری و جوامع مهاجر فعالیت می‌کنند.

در جلسه دادرسی ماه آوریل، علی حاج جلیل با استناد به حق قانونی خود از ادای توضیح خودداری کرد.

وکلای او نیز خواستار مختومه شدن پرونده شدند و استدلال کردند که بیش از ۲۰ سال از وقوع حادثه گذشته است و طبق قانون کیفری زمان وقوع حادثه، مجازات قابل اعمال همین مدت بوده است.

در اوایل ژوئن، دادگاه عالی رسیدگی به دعاوی کیفری پاناما بنا به درخواست دادستانی، این پرونده را در رده «پرونده پیچیده» قرار داد.

این تصمیم به دادستان‌ها ۱۲ ماه دیگر فرصت می‌دهد تا تحقیقات را گسترش دهند و سپس کیفرخواست صادر کنند.

گوئرا می‌گوید: «البته این به آن معنا نیست که حتما تمام یک سال را صرف کنیم. تلاش خواهیم کرد در کوتاه‌ترین زمان ممکن به نتیجه برسیم.»

پیامدهای عمیق خشونت

مارتا مارکس، مادر تونی، خلبان جوانی که در پرواز ۹۰۱ شرکت آلاس چیریکاناس جان باخت، می‌پرسد: «اما پس از ۳۲ سال و با وجود همه این تحقیقات، آیا هنوز هم می‌توان مدرک تازه‌ای پیدا کرد؟»

او می‌گوید: «هیچ‌وقت امیدوار نبودم کسی را بازداشت کنند یا این پرونده دوباره به جریان بیفتد. فکر می‌کردم قرار است همه‌چیز به همین شکل رها شود، بنابراین، وقتی شنیدم این پرونده از بایگانی خارج شده و شاید سرانجام به اجرای عدالت منجر شود، بسیار خوشحال شدم. این می‌تواند تا حدی به ما آرامش خاطر بدهد، حتی اگر عزیزانمان را به ما بازنگرداند.»

آبنر بنائیم نیز تاکید می‌کند که هنوز پرسش‌های زیادی بی‌پاسخ مانده است: «دلیل این کار چه بود؟ چه هدفی دنبال می‌شد؟ چرا پاناما؟»

او می‌گوید هنگام نمایش مستندش برای مردم متوجه شد که روند التیام عاطفی این حادثه هنوز پایان نیافته است؛ چه برای کسانی که آن را به‌خوبی به یاد دارند و چه برای نسل‌هایی که هرگز درباره آن نشنیده بودند.

او توضیح می‌دهد: «هدف من همین بود؛ اینکه بفهمم چرا آن اتفاق رخ داد، اما در عین حال نشان دهم رویدادهایی از این دست چگونه در گذر زمان و حتی در طول نسل‌ها، پیامدهایی عمیق بر جای می‌گذارند و زندگی انسان‌ها را تغییر می‌دهند.»

او می‌افزاید: «اهل نتیجه‌گیری‌های کلی و شعارگونه نیستم، اما این حرف که خشونت همه ما را تحت تاثیر قرار می‌دهد، هرچند کلیشه‌ای به نظر برسد، حقیقت دارد. تا زمانی که خودت آن را تجربه نکنی، واقعا نمی‌توانی عمق آسیبی را که خشونت به یک جامعه وارد می‌کند، درک کنی.»