مهدی خانبابا تهرانی، از چهرههای سرشناس جنبش چپ ایران

منبع تصویر، khanbabatehrani.com
- نویسنده, فرج بالافکن
- شغل, بیبیسی
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۱۱ دقیقه
پروین وفایی، همسر مهدی خانبابا تهرانی، از چهرههای باسابقه جنبش چپ ایران، که صبح سهشنبه خبر درگذشت او را به بیبیسی فارسی اعلام کرده بود، در تماس تازهای گفت که همسرش همچنان در قید حیات است، اما به گفته او، پزشکان امیدی به بهبود وضعیت جسمیاش ندارند.
خانبابا تهرانی که سالها در جریانهای مختلف چپ فعالیت داشت، در دهههای اخیر به بازنگری در اندیشهها و تجربههای سیاسی گذشته خود پرداخت و به دفاع از دموکراسی و تقویت جامعه مدنی روی آورد.
زندگی مهدی خانبابا تهرانی با بخش مهمی از تاریخ جنبش چپ ایران گره خورده است؛ از سالهای پرآشوب پس از جنگ جهانی دوم و مبارزات ملی شدن صنعت نفت تا کودتای ۲۸ مرداد، اختلافات درونی حزب توده، ظهور مائوئیسم، جنبش دانشجویی ایرانیان در خارج از کشور و انقلاب اسلامی ۱۳۵۷.
او در بسیاری از این رویدادها تنها شاهد و ناظر نبود، بلکه خود در شکلگیری برخی از جریانها و سازمانهای سیاسی نقش داشت. بااینحال، آنچه زندگی سیاسیاش را از بسیاری از همنسلانش متمایز میکند، تنها سابقه طولانی فعالیت نیست؛ او در سالهای بعد بسیاری از باورها و تجربههای گذشته خود را نیز به نقد کشید.
خانبابا تهرانی از نسلی برخاسته است که انقلاب را راهی برای دگرگونی جامعه میدانست؛ نسلی که بخشی از آن، در جستوجوی عدالت و آزادی، ابتدا به الگوی اتحاد جماهیر شوروی گرایش یافت و سپس به چین مائوئیستی روی آورد و با پرسشهایی درباره آزادی فردی، دموکراسی و نسبت میان آرمانهای سیاسی و واقعیت قدرت روبهرو شد.
از حزب توده تا کودتای ۲۸ مرداد

منبع تصویر، khanbabatehrani.com
مهدی خانبابا تهرانی در اردیبهشت ۱۳۱۳ در ناحیه ۴ تهران به دنیا آمد. او دوران کودکی و نوجوانی را در سالهایی گذراند که پس از کنارهگیری رضاشاه از سلطنت در شهریور ۱۳۲۰، فضای سیاسی ایران دگرگون شده و فعالیت احزاب و سازمانهای سیاسی گسترش یافته بود.
خود او در روایت زندگیاش گفته بود که از دوازدهسالگی، از طریق یکی از عموهایش، با اندیشهها و محافل نزدیک به حزب توده آشنا شد و در هجدهسالگی به سازمان جوانان این حزب پیوست.
حزب توده ایران در آن سالها یکی از مهمترین تشکیلات سیاسی کشور بود و توانسته بود شمار زیادی از روشنفکران، دانشجویان، کارگران و جوانان علاقهمند به اندیشههای چپ را جذب کند.
خانبابا تهرانی در مبارزات مربوط به ملی شدن صنعت نفت نیز حضور داشت.
کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و سرکوب نیروهای مخالف حکومت، نقطه عطفی در زندگی سیاسی او بود. خانبابا تهرانی پس از کودتا بازداشت و به زندان لشکر دو زرهی منتقل شد. او چهار ماه در زندان بود و به گفته زندگینامه منتشرشده در تارنمای شخصیاش، در این مدت مورد شکنجه قرار گرفت.

منبع تصویر، khanbabatehrani.com
پس از آزادی، در تیرماه ۱۳۳۳ بار دیگر بازداشت و این بار به زندان قزلقلعه منتقل شد و سه ماه دیگر را در زندان گذراند.
خانبابا تهرانی در سال ۱۳۳۵ برای ادامه تحصیل راهی آلمان شد و در دانشگاه مونیخ به تحصیل پرداخت. اما فعالیت سیاسی را کنار نگذاشت و در سازماندهی جنبش دانشجویی ایرانیان در خارج کشور مشارکت کرد. او از جمله کسانی بود که در شکلگیری کنفدراسیون محصلین و دانشجویان ایرانی نقش داشت.
فعالیتهای سیاسی او در آلمان نیز به بازداشتش انجامید. بر اساس زندگینامه منتشرشده در تارنمای شخصیاش، او در سال ۱۳۴۱، در پی همکاری ساواک با سازمان امنیت آلمان، به اتهام فعالیتهای غیرقانونی دستگیر شد و چهار ماه را در زندان مونیخ گذراند.
او پس از آزادی به فعالیتهای سیاسی خود ادامه داد، اما اختلاف با رهبری حزب توده، بهویژه بر سر مناسبات این حزب با اتحاد جماهیر شوروی، بهتدریج زمینه جدایی او از حزب و گرایشش به جریان تازهای در جنبش چپ ایران را فراهم کرد.
از مسکو تا پکن؛ جستوجوی راهی دیگر

منبع تصویر، khanbabatehrani.com
اختلافات میان اتحاد جماهیر شوروی و چین در دهه ۱۹۶۰ میلادی تنها رقابتی میان دو قدرت کمونیستی نبود. این اختلافات بسیاری از احزاب و سازمانهای چپ جهان، از جمله نیروهای ایرانی، را نیز تحت تاثیر قرار داد.
در میان فعالان جوانتر، کسانی بودند که رهبری حزب کمونیست شوروی را به فاصله گرفتن از آرمانهای انقلابی متهم میکردند و الگوی چین تحت رهبری مائو تسهتونگ را راهی تازه برای مبارزه میدانستند.
خانبابا تهرانی از جمله کسانی بود که به این گرایش پیوست. او در پایهگذاری سازمان انقلابی حزب توده ایران مشارکت کرد که در مخالفت با رهبری این حزب شکل گرفت.
این سازمان با الهام از اندیشههای مائوئیستی، خود را مدافع مبارزه انقلابی میدانست و از سیاستهای حزب توده و وابستگی آن به اتحاد جماهیر شوروی انتقاد میکرد.
گرایش خانبابا تهرانی به چین تنها در حد حمایت نظری باقی نماند. او در سال ۱۹۶۴ به جمهوری خلق چین رفت و در بخش فارسی رادیو پکن مشغول به کار شد.

منبع تصویر، khanbabatehrani.com
گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
خانبابا تهرانی در سال ۱۳۴۴ در رأس هیئتی از نویسندگان ایرانی در اجلاس نویسندگان آسیا و آفریقا در چین شرکت کرد. او سالها بعد در تارنمای شخصیاش با انتشار تصاویری از آن سفر نوشت که در این اجلاس، با حضور بیش از ۵۰ هیئت نمایندگی از کشورهای آسیایی و آفریقایی، در حمایت از مبارزات مردم ویتنام سخنرانی کرده و خواستار به رسمیت شناختن کانون نویسندگان ایران شده بود.
اقامت حدود چهارساله او در چین با آغاز انقلاب فرهنگی این کشور در سال ۱۳۴۵ همزمان شد؛ دورهای پرآشوب که در آن مائو تسهتونگ با بسیج نیروهای جوان و حمله به نهادهای سیاسی و فرهنگی، دگرگونی گستردهای را در ساختار قدرت دنبال میکرد.
او بعدها تجربه حضور در چین و آشنایی با رهبران آن کشور را در گفتوگوهای خود بازگو کرد. خانبابا تهرانی از جمله فعالان ایرانی بود که با چوئن لای، نخستوزیر وقت چین، دیدار کرده بود.
او در حدود سال ۱۳۴۷ به اروپا بازگشت. اختلافات درونی سازمان انقلابی حزب توده و انتقادهای او از سیاستهای چین سرانجام به جداییاش از این سازمان انجامید. خانبابا تهرانی پس از آن در تشکیل جریان موسوم به «کادرها» نقش داشت.
این جداییها و تغییر مواضع، بخشی از مسیری بود که در سالهای بعد او را به تجدیدنظر گستردهتر در اندیشههای سیاسی گذشتهاش رساند.
جنبش دانشجویی و سالهای مبارزه در اروپا
این مطلب شامل محتوایی از Google YouTube است. قبل از بارگیری این محتوا از شما اجازه می گیریم، زیرا ممکن است این سایت ها از کوکی ها و یا سایر انواع فن آوری استفاده کنند. می توانید سیاست Google YouTube را درباره کوکی ها و سیاست مربوط به حفظ حریم خصوصی را پیش از موافقت بخوانید. برای دیدن این محتوا روی "موافقت و ادامه"کلیک کنید.
پایان پست YouTube, 1
دهههای ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ دوران گسترش جنبش اعتراضی دانشجویان ایرانی در اروپا و آمریکا بود. کنفدراسیون جهانی محصلان و دانشجویان ایرانی، که به کنفدراسیون دانشجویان شهرت داشت، به یکی از مهمترین تشکیلات مخالف نظام پادشاهی در خارج از کشور تبدیل شد.
خانبابا تهرانی از چهرههای شناختهشده محافل سیاسی ایرانیان در اروپا بود و در تظاهرات، نشستها و مناقشات سیاسی آن دوران مشارکت داشت. او با جریانهای گوناگون چپ و نیروهای مخالف سلطنت ارتباط داشت و دامنه آشناییهایش به فعالان ایرانی محدود نمیشد.
عباس میلانی، تاریخپژوه و رئیس مرکز مطالعات ایرانشناسی دانشگاه استنفورد، در سال ۱۴۰۰ در یادداشتی درباره خانبابا تهرانی در بیبیسی فارسی، از گفتوگویی با یوشکا فیشر، وزیر خارجه پیشین آلمان، یاد کرد. به نوشته میلانی، فیشر از آشنایی خود با خانبابا تهرانی در دوران دانشجویی سخن گفته بود.
فرانکفورت، شهری که خانبابا تهرانی سالهای طولانی در آن زندگی کرد، به یکی از مراکز معاشرت و فعالیتهای سیاسی او تبدیل شد؛ جایی که فعالان سیاسی، نویسندگان و روشنفکران ایرانی در رفتوآمد بودند.
انقلاب ۱۳۵۷؛ بازگشت به ایران و آغاز اختلافی تازه
خانبابا تهرانی روز ۲۱ بهمن ۱۳۵۷، تنها یک روز پیش از پیروزی انقلاب، پس از سالها اقامت در خارج کشور به ایران بازگشت.
او که سالها برای براندازی نظام سلطنتی فعالیت کرده بود، اکنون با واقعیت تازهای روبهرو میشد: انقلابی که به سقوط سلطنت انجامیده بود، اما قدرت سیاسی در آن بهتدریج در اختیار نیروهای مذهبی نزدیک به آیتالله روحالله خمینی قرار میگرفت.
خانبابا تهرانی پس از بازگشت به ایران در شکلگیری جبهه دموکراتیک ملی ایران و سازمان اتحاد چپ مشارکت کرد. او در این دوره برای همکاری میان نیروهای ملی، چپ و دموکرات تلاش میکرد؛ درحالیکه اختلاف بر سر آزادیهای سیاسی، حقوق شهروندی و شکل حکومت، نیروهای شرکتکننده در انقلاب را بهتدریج از یکدیگر جدا میکرد.
پس از رویدادهای خرداد ۱۳۶۰ و تشدید سرکوب مخالفان، خانبابا تهرانی زندگی مخفیانهای در پیش گرفت و سرانجام در آذر همان سال همراه با شماری از فعالان سیاسی از مرزهای غربی ایران خارج شد.
او در خارج کشور به فعالیت علیه جمهوری اسلامی ادامه داد و به شورای ملی مقاومت پیوست؛ ائتلافی از سازمانها و چهرههای مخالف حکومت که پس از تحولات سیاسی سال ۱۳۶۰ شکل گرفته بود.
خانبابا تهرانی بیش از دو سال نماینده شورای ملی مقاومت در آلمان و اتریش بود، اما این همکاری نیز پایدار نماند.
بر اساس زندگینامه منتشرشده در تارنمای شخصیاش، او در ۱۵ فروردین ۱۳۶۴، در اعتراض به آنچه انحراف در مشی سیاسی سازمان مجاهدین خلق و گرایش این سازمان به سازش با حکومت بعث عراق میدانست، از شورای ملی مقاومت کنارهگیری کرد.
خانبابا تهرانی در طول زندگی سیاسی خود بارها از سازمانهایی که در شکلگیری یا فعالیت آنها نقش داشت جدا شد. این جداییهای مکرر گاه از اختلافات ایدئولوژیک سرچشمه میگرفت و گاه از نارضایتی او از شیوه اداره تشکیلات و رفتار رهبران آنها.
بازنگری در گذشته؛ از انقلاب تا دموکراسی

منبع تصویر، AFP via Getty Images
یکی از مهمترین تحولات زندگی سیاسی خانبابا تهرانی، بازنگری در اندیشههایی بود که دههها برای تحقق آنها مبارزه کرده بود.
او بهتدریج از مارکسیسم لنینیسم و الگوهای انقلابی مبتنی بر رهبری متمرکز فاصله گرفت و بر ضرورت دموکراسی، آزادیهای فردی، جامعه مدنی و مشارکت سیاسی شهروندان تاکید کرد.
خانبابا تهرانی در گفتوگویی با ماندانا زندیان، منتشرشده در فصلنامه «رهآورد» در بهار ۱۳۸۹، به بررسی انقلاب ۱۳۵۷ و نقش نیروهای سیاسی در سرنوشت آن پرداخت.
او با دو برداشت رایج از انقلاب مخالفت میکرد: اینکه انقلاب از ابتدا ماهیتی کاملاً اسلامی داشت یا اینکه نیروهای مذهبی بعداً انقلابی غیرمذهبی را از دیگران ربودند. از نگاه او، هر دو برداشت واقعیت پیچیده تحولات آن دوران را بیش از اندازه ساده میکردند.
خانبابا تهرانی معتقد بود که بخشی از نیروهای ملی و چپ، قدرت و نفوذ روحانیون را دستکم گرفتند و برخی دیگر نیز برای حفظ وحدت مخالفان شاه، به اختلافات بنیادی میان گرایشهای مذهبی و غیرمذهبی توجه کافی نکردند.
این ارزیابی، از زبان کسی که خود سالها در مبارزه انقلابی حضور داشت، بازتابی از تغییر نگاه او به سیاست بود. او در بازنگری گذشته، نهفقط عملکرد سازمانهای سیاسی، بلکه نقش نیروهای مخالف شاه در ناکامی تحقق دموکراسی پس از انقلاب را نیز مورد توجه قرار داد.
در نوشتهای با عنوان «تأملاتی بر ویژگیهای اپوزیسیون کنونی ایران» در سال ۱۳۹۵، خانبابا تهرانی ضعف فرهنگ سیاسی و تشکیلاتی مخالفان حکومت را موضوع بررسی قرار داد.
او استدلال میکرد که سالها حکومت اقتدارگرا در ایران، مانع شکلگیری احزاب و نیروهای سیاسی مستقل و برخوردار از تجربه همکاری و رقابت دموکراتیک شده است.
از نظر او، بخشی از مخالفان حکومت نیز همچنان به جای پذیرش اختلاف دیدگاهها و تلاش برای همکاری، با نوعی مطلقنگری و جزماندیشی به مسائل سیاسی نگاه میکردند.
در این نگاه تازه، سیاست دیگر صرفاً عرصه مبارزه برای تصرف قدرت نبود؛ پذیرش تکثر، گفتوگو و حق حضور نیروهای مختلف در جامعه نیز اهمیتی اساسی داشت.

منبع تصویر، khanbabatehrani.com
مردی با خاطرات فراوان و روایتی شیرین
با وجود سالها حضور در سازمانها و مناقشات سیاسی، خانبابا تهرانی تنها در میان فعالان جنبش چپ شناختهشده نبود. او با شماری از نویسندگان، هنرمندان و روشنفکران ایرانی، از جمله شاهرخ مسکوب و فروغ و فریدون فرخزاد، دوستی و معاشرت داشت.
خانبابا تهرانی در گفتوگویی با صادق صبا در برنامه «میزبان» رادیو فردا، از خاطرات و آشناییهای خود سخن گفت. در این برنامه که سال ۱۳۹۵ منتشر شد، او شاهرخ مسکوب، فروغ و فریدون فرخزاد، نورالدین کیانوری و هانس هاینتس هلدمن را بهعنوان مهمانان خیالی میز شام خود انتخاب کرد.
این انتخابها گوشهای از گستردگی ارتباطات و خاطرات مردی را نشان میداد که بخش بزرگی از زندگیاش با سیاست گره خورده بود، اما دنیای معاشرتهایش به سیاست محدود نمیشد.
عباس میلانی نیز در یادداشت خود در بیبیسی با عنوان «مهدی خانبابا تهرانی، چهرهای یکتا در جنبش چپ»، از شخصیت خوشصحبت، طنزپرداز و مهماننواز او نوشته است.
میلانی از چلوکبابهای معروف خانه خانبابا تهرانی در فرانکفورت یاد میکند؛ خانهای که به گفته او، برای بسیاری از ایرانیان اهل سیاست و فرهنگ، یکی از محلهای دیدار و گفتوگو بود.
به روایت میلانی، خانبابا تهرانی با وجود سالها پایبندی به اندیشههایی که بر جمعگرایی تاکید میکردند، شخصیت مستقل و فردگرای خود را حفظ کرده بود.
میلانی در توصیف جایگاه او در تاریخ سیاسی معاصر ایران نوشت: «مهدی خان باباتهرانی دیگر نه یک فعال سیاسی که یک نهاد است.»
راوی تاریخی که خود در آن حضور داشت
این مطلب شامل محتوایی از Google YouTube است. قبل از بارگیری این محتوا از شما اجازه می گیریم، زیرا ممکن است این سایت ها از کوکی ها و یا سایر انواع فن آوری استفاده کنند. می توانید سیاست Google YouTube را درباره کوکی ها و سیاست مربوط به حفظ حریم خصوصی را پیش از موافقت بخوانید. برای دیدن این محتوا روی "موافقت و ادامه"کلیک کنید.
پایان پست YouTube, 2
یکی از جنبههای مهم زندگی سیاسی خانبابا تهرانی، خاطرات و گفتوگوهایی است که درباره تجربههای خود ثبت کرده است.
کتاب «نگاهی از درون به جنبش چپ ایران»، حاصل گفتوگوهای مفصل حمید شوکت با او، نخستین بار در سال ۱۳۶۸ در آلمان منتشر شد و بعدها در ایران نیز به چاپ رسید. این کتاب بخشی از تاریخ اختلافات، انشعابها و تجربههای جنبش چپ ایران را از زبان یکی از فعالان آن بازگو میکند.
از دیگر آثار مرتبط با او میتوان به «چهرهها و گفتهها»، شامل مجموعهای از گفتوگوهای رادیویی با حسین مهری، اشاره کرد. او همچنین در تهیه مجموعه «نگاهها و دیدگاهها» مشارکت داشت.
خانبابا تهرانی در پروژه تاریخ شفاهی ایران در دانشگاه هاروارد نیز درباره رویدادهای سیاسی و تجربههای خود سخن گفت و در سالهای بعد همچنان در گفتوگوهای رادیویی و تلویزیونی حضور داشت.
او از جمله در برنامه «به عبارت دیگر» بیبیسی فارسی با عنایت فانی به مرور زندگی خود پرداخت. بیبیسی فارسی همچنین در مستند «خانبابا، مروری بر یک زندگی سیاسی» به تهیهکنندگی عنایت فانی، زندگی و فعالیتهای او را از دوران حزب توده تا تحولات پس از انقلاب بررسی کرد.
اهمیت این روایتها در آن است که خانبابا تهرانی تنها به بازگویی رویدادهای تاریخی بسنده نکرد، بلکه درباره اختلافات، اشتباهات و ناکامیهای جنبشی که سالها در آن حضور داشت نیز سخن گفت.
او که زندگی سیاسیاش با فعالیت در حزب توده آغاز شده بود، از سازمان انقلابی و تجربه مائوئیسم گذشت و در سالهای بعد به نقد مارکسیسم و تأکید بر دموکراسی و جامعه مدنی رسید.
خانبابا تهرانی سالهاست در فرانکفورت زندگی میکند؛ شهری که بخش بزرگی از خاطرات، دوستیها و فعالیتهای دوران تبعید او با آن پیوند خورده است.
زندگی او با چندین دهه فراز و فرود جنبش چپ ایران گره خورده است؛ فعال سیاسیای که نهتنها در بخشی از این تاریخ نقش داشت، بلکه در سالهای بعد کوشید تجربهها، اختلافات و ناکامیهای آن را نیز از نگاه خود برای نسلهای بعد بازگو کند.
بیبیسی فارسی صبح سهشنبه ۲۸ مهر، بر اساس اطلاع مستقیم پروین وفایی، همسر مهدی خانبابا تهرانی، خبر درگذشت او را منتشر کرده بود. خانم وفایی سپس در تماس تازهای اعلام کرد که همسرش همچنان در قید حیات است. این خبر بر اساس اطلاعات تازه خانواده اصلاح شده است.
































