«شکارچی دیکتاتورها»: همیشه از دیدن یک دیکتاتور با دستبند خوشحال می‌شوم، اما نه به هر قیمتی

    • نویسنده, نوربرتو پاردس
    • شغل, بی‌بی‌سی موندو
  • منتشر شده در
  • زمان مطالعه: ۱۰ دقیقه

رید برودی، ۷۲ ساله و ساکن نیویورک، از همان سال‌های جوانی آموخت که عدالت تنها یک آرمان نیست، بلکه مبارزه‌ای جسورانه و مداوم علیه فراموشی است.

او که در سال ۱۹۵۳ در نیویورک به دنیا آمد، فرزند خانواده‌ای یهودی بود که از نازیسم جان سالم به در برده بودند. خانواده او از اردوگاه‌های کار اجباری گریختند و بعدها در آزادسازی بوداپست نقش داشتند. همین پیشینه باعث شد از کودکی با این باور بزرگ شود که جنایت‌هایی با چنین ابعادی نباید بی‌پاسخ بمانند.

دهه‌ها بعد، همین باور او را به یکی از بانفوذترین وکلای حقوق بشر در جهان تبدیل کرد و لقب «شکارچی دیکتاتورها» را گرفت.

او از آمریکای لاتین تا آفریقا، در کنار قربانیان ایستاده، روایت‌های دفن‌شده را بازسازی کرده و به محاکمه رهبرانی کمک کرده که سال‌ها دست‌نیافتنی به نظر می‌رسیدند.

پرونده‌هایی مانند آگوستو پینوشه، رئیس‌جمهور پیشین شیلی، یا حسین حبری، رئیس‌جمهور سابق چاد، که رید برودی بیش از دو دهه او را تعقیب کرد، مسیر حرفه‌ای او را شکل داده و الهام‌بخش بسیاری از قربانیان در جهان شده‌اند.

حسین حبری در سال ۲۰۱۶ در سنگال به اتهام جنایت علیه بشریت، شکنجه و نقض سیستماتیک حقوق بشر در دوران حکومت استبدادی خود بین سال‌های ۱۹۸۲ تا ۱۹۹۰، به حبس ابد محکوم شد. این حکم پس از سال‌ها تلاش قربانیان و فعالان حقوق بشر صادر شد.

رید برودی در کتاب تازه خود با عنوان «به دام انداختن یک دیکتاتور: جست‌وجوی عدالت در دنیای مصونیت»، مهم‌ترین تلاش‌هایش برای مقابله با مصونیت از مجازات را با اتکا به حقوق بین‌الملل مدرن مرور می‌کند.

او توضیح می‌دهد که ابزارهای حقوقی که امروز امکان تعقیب رهبران متهم به نقض جدی حقوق بشر را فراهم کرده، چگونه در مسیری همراه با پیشرفت‌ها و عقب‌گردها شکل گرفته است.

رید برودی در حاشیه جشنواره «روایت آمریکای مرکزی» در پاناما با بی‌بی‌سی موندو گفت‌وگو کرده است.

بی‌بی‌سی: با تجربه‌ای که در تعقیب رهبران سابق کشورها داشته‌اید، آیا فکر می‌کنید عدالت در سطح بین‌المللی واقعا کار می‌کند یا این‌که هنوز برخی دیکتاتورها قابل قبول تلقی می‌شوند؟

رید برودی:‌ تا حدی کار می‌کند. فکر می‌کنم ما توانسته‌ایم الگو را تغییر دهیم، به این معنا که مصونیت از مجازات دیگر نه امری عادی تلقی می‌شود، نه پذیرفتنی و نه بخشی معمول از روندها.

امروز آرمان‌ها، اهداف، حقوق و قواعد موجود - که به ویژه در ۲۵ سال گذشته شکل گرفته - نشان می‌دهد که مردم انتظار دارند عدالت در برابر جنایت‌های هولناک اجرا شود.

مصونیت از مجازات اکنون نوعی ناهنجاری تلقی می‌شود، اما هنوز هم از عدالت رایج‌تر است.

با ایجاد دیوان کیفری بین‌المللی و توسعه قواعد حقوق بین‌الملل، توانسته‌ایم تا حدی این انتظارات را تغییر دهیم.

من در کتابم می‌گویم - و بارها هم این جمله از من نقل شده - که قبلا می‌گفتند اگر یک نفر را بکشی، به زندان می‌روی؛ اگر ۱۰ نفر را بکشی، به تیمارستان می‌روی؛ اما اگر ۱۰ هزار نفر را بکشی، در یک تبعیدگاه راحت با حساب بانکی در کشوری دیگر زندگی خواهی کرد.

در بخش بزرگی از تاریخ، اوضاع همین‌گونه بوده است. هنوز هم در بعضی موارد همین‌طور است. همه می‌دانند بشار اسد [که از سال ۲۰۰۰ تا زمان سرنگونی‌اش در ۲۰۲۴ بر سوریه حکومت می‌کرد] اکنون در روسیه در تبعیدی طلایی زندگی می‌کند.

اما ما با پرونده‌های مشخص نشان داده‌ایم که با پشتکار، سماجت، خلاقیت و جسارت، گاه می‌توان دستیابی به عدالت را برای قربانیان امکان‌پذیر کرد.

بی‌بی‌سی: چرا فقط گاهی؟ آیا فکر می‌کنید در نظامی که تصمیم می‌گیرد کدام رهبران محاکمه شوند و کدام نه، استاندارد دوگانه وجود دارد؟

رید برودی:‌ از زمان دادگاه‌های نورنبرگ، که پایه‌گذار عدالت بین‌المللی مدرن بودند، این نهادها عمدتا برای محاکمه دشمنان شکست‌خورده به کار رفته‌اند؛ درست مانند نورنبرگ که در آن جنایت‌های نازی‌ها محاکمه شد، اما بمباران درسدن نه، یا در توکیو که جنایت‌های ژاپنی‌ها پیگیری شد، اما این اتفاق برای بمباران اتمی هیروشیما و ناگازاکی نیفتاد.

در آفریقا نیز وضعیت مشابهی وجود داشت. رهبرانی مانند حسین حبری، برخلاف چهره‌هایی چون اسلوبودان میلوشویچ و ولادیمیر پوتین که از دشمنان یا رقبای غرب به شمار می‌رفتند، از سوی غرب تحت پیگرد قرار نگرفتند.

تناقض ماجرا این است که وقتی این سازوکار در جهت معکوس عمل کرد و حکم بازداشت بنیامین نتانیاهو و یوآو گالانت [وزیر دفاع وقت اسرائیل] صادر شد - نخستین بار در تاریخ که متحدان نزدیک غرب هدف عدالت بین‌المللی قرار گرفتند - آمریکا واکنش بسیار شدیدی نشان داد و به دلیل تحقیق دیوان کیفری بین‌المللی درباره اسرائیل، علیه این نهاد تحریم‌هایی وضع کرد؛ اقدامی که موجودیت این دادگاه را با خطری جدی روبه‌رو می‌کند.

بی‌بی‌سی: امروز خطر مصونیت از مجازات را بیش از همه در کدام نقاط آمریکای لاتین می‌بینید؟

رید برودی: نیکاراگوئه یکی از کشورهایی است که این خطر در آن بسیار بالاست. گروه کارشناسان ما در سازمان ملل، دانیل اورتگا و روزاریو موریو را به ارتکاب احتمالی جنایت علیه بشریت متهم کرده‌اند.

ما همچنین نام ۵۶ مقام دیگر دولت نیکاراگوئه و حزب ساندینیستا را مطرح کرده‌ایم. در حال حاضر بسیار بعید به نظر می‌رسد که تحقیقات قضایی علیه آنها انجام شود.

البته همچنان این امکان وجود دارد که چنین تحقیقات و پیگردهایی خارج از نیکاراگوئه انجام شود، اما در داخل کشور تقریبا هیچ امکانی وجود ندارد.

درباره السالوادور نیز گزارش تازه‌ای از یک گروه بین‌المللی درباره زندان‌ها و بازداشت‌های دولتی خوانده‌ام که به تازگی منتشر شده است. وضعیت آنجا هم امیدوارکننده نیست.

مشکل این است که وقتی دستگاه قضایی مستقلی وجود نداشته باشد، اجرای عدالت بسیار دشوار می‌شود.

بی‌بی‌سی: در ونزوئلا اکنون افراد زیادی، هم در دولت و هم در میان مخالفان، خواهان آشتی ملی هستند، اما گروهی دیگر می‌گویند نباید مصونیت از مجازات وجود داشته باشد. آیا فکر می‌کنید که یک کشور بدون اجرای عدالت بتواند به آشتی برسد؟

رید برودی: فکر می‌کنم کار دشواری است. هیچ فرمول جادویی وجود ندارد که برای همه کشورها جواب بدهد.

تجربه من در آمریکای لاتین، آفریقا و اروپا این بوده که تا زمانی که مصونیت از مجازات وجود دارد، برقراری حاکمیت قانون بسیار دشوار است.

چطور می‌توانیم فردی را که یک نفر را کشته بازداشت کنیم، در حالی که افرادی وجود دارند که صد نفر را کشته‌اند و آزادانه زندگی می‌کنند؟ قانون باید اجرا شود.

بی‌بی‌سی: شما بیش از ۴۰ سال پیش کار خود را در آمریکای لاتین آغاز کردید و در دهه‌های اخیر بیشتر در آفریقا فعالیت داشته‌اید. این دو منطقه چه تفاوت‌هایی با هم دارند؟

یکی از مهم‌ترین تفاوت‌ها این است که در آفریقا و اروپا، در بسیاری موارد - هرچند نه همیشه - درگیری‌های بزرگ میان جوامع متفاوتی رخ می‌دهد که باید با یکدیگر آشتی کنند؛ مانند صرب‌ها و بوسنیایی‌ها در یوگسلاوی یا هوتوها و توتسی‌ها در رواندا.

در آمریکای لاتین، مسئله معمولا این نیست. نه در ونزوئلا، نه در کوبا و نه در نیکاراگوئه، مردمانی از قومیت‌های متفاوت وجود ندارند که نیازمند آشتی باشند. افرادی هستند که به نقض قانون، ارتکاب جنایت‌های بین‌المللی، کشتار و شکنجه متهم‌اند و در مقابل، افرادی که قربانی شده‌اند.

هیچ‌کس نمی‌خواهد کسی باشد که به یک زن بیوه بگوید قاتل همسرش تبرئه خواهد شد.

بی‌بی‌سی: فکر می‌کنید حقوق بشر در آمریکای لاتین پیشرفت کرده یا پسرفت؟ و این منطقه را در مقایسه با دیگر نقاط جهان چگونه می‌بینید؟

رید برودی: به طور کلی، برای گروه‌های به‌حاشیه‌رانده‌شده، زنان، اقلیت‌های جنسی و تا حد زیادی برای کارگران، پیشرفت‌های زیادی حاصل شده است.

اما در ۲۰ یا ۳۰ سال اخیر، در سراسر جهان شاهد نوعی عقب‌گرد بوده‌ایم؛ روندی که شاید فضای دیجیتال و ضعف آموزش مدنی آن را تشدید کرده باشد.

من ۷۲ سال دارم و همیشه تصور می‌کردم در این مقطع از زندگی‌ام شاهد جهانی عادلانه‌تر خواهم بود.

در حال حاضر، وضعیت به ویژه از نظر سیاسی بسیار دشوار است.

اگر کیفیت زندگی، شمول اجتماعی و حق شهروند بودن را مقایسه کنیم، پیشرفت‌های زیادی حاصل شده است.

بی‌بی‌سی:‌ به نظر شما، پس از گزارشی که منتشر کردید، اکنون اولویت اصلی در نیکاراگوئه چیست؟

رید برودی: اولویت اصلی، احیای دموکراسی است. در نیکاراگوئه هیچ‌گونه آزادی وجود ندارد. نه احزاب مخالف حق فعالیت دارند و نه رسانه‌های مستقل.

هیچ سازمان غیردولتی منتقدی وجود ندارد؛ نه وکلای حقوق بشر، نه مدافعان حقوق بشر، نه اتحادیه‌های مستقل کارگری و نه تشکل‌های مستقل کارفرمایی.

نیکاراگوئه به کشوری خاموش تبدیل شده و اکنون دولت تلاش می‌کند صدای تبعیدیان را هم خاموش کند.

گزارش‌های اخیر ما تاکید زیادی بر «سرکوب فراملی» داشته‌اند، زیرا می‌دانیم حدود ۸۰۰ هزار نیکاراگوئه‌ای، یعنی نزدیک به ۱۲ درصد جمعیت کشور، در خارج زندگی می‌کنند و دولت پس از خاموش کردن صدای مردم در داخل، اکنون می‌کوشد کسانی را نیز که در کاستاریکا، اسپانیا، مکزیک و کشورهای دیگر زندگی می‌کنند، ساکت کند.

بی‌بی‌سی:‌ آیا فکر می‌کنید جامعه بین‌الملل به نیکاراگوئه پشت کرده است؟ چرا فشار بین‌المللی بیشتری وجود ندارد؟

رید برودی: بله. پرونده نیکاراگوئه جالب است، چون زمانی که من ۴۵ سال پیش در آن کشور کار می‌کردم، جین کرک‌پاتریک، سفیر وقت آمریکا در سازمان ملل، می‌گفت آمریکای مرکزی مرکز جهان است.

امروز آمریکای مرکزی منطقه‌ای فراموش‌شده است و همین وضعیت به مصونیت از مجازات و قدرت گرفتن حکومت‌های اقتدارگرا کمک می‌کند.

تیم ما در چهار سال گذشته توصیه‌هایی ارائه کرده است.

از جمله پیشنهاد شده گروهی از کشورها، نیکاراگوئه را به دلیل نقض کنوانسیون کاهش موارد بی‌تابعیتی، به دیوان بین‌المللی دادگستری ارجاع دهند.

یکی از جدی‌ترین سوءاستفاده‌های دولت، سلب خودسرانه تابعیت افراد است؛ از جمله نامزدهای پیشین انتخابات ریاست‌جمهوری، مدافعان حقوق بشر و حتی ساندینیست‌های سابقی مانند سرخیو رامیرز.

این اقدام نقض آشکار یکی از مهم‌ترین کنوانسیون‌ها، یعنی کنوانسیون ۱۹۶۱ است که هدف آن جلوگیری از بی‌تابعیت شدن افراد است. ما تلاش می‌کنیم یک کشور مستقل را تشویق کنیم که نیکاراگوئه را به دیوان بین‌المللی دادگستری ارجاع دهد، اما می‌دانیم طرح چنین پرونده‌ای در لاهه نیازمند سرمایه سیاسی، اقتصادی و دیپلماتیک است.

بسیاری از کشورها علیه مقام‌هایی که بیشترین نقش را در ارتکاب جنایت‌ها داشته‌اند تحریم‌های فردی اعمال کرده‌اند و این اقدام بسیار مهم است.

اما برای قربانیان و مردم نیکاراگوئه بسیار ناامیدکننده است که با توجه به آنچه در ایران، غزه و ونزوئلا رخ می‌دهد، احساس کنند جهان آنها را فراموش کرده است.

بی‌بی‌سی: اخیرا برخی سیاستمداران آمریکایی مواضع تندی علیه کوبا گرفته‌اند. از منظر حقوق بین‌الملل، تلاش برای مداخله خارجی در کشوری مانند کوبا چه پیامدهایی خواهد داشت؟

رید برودی: این موضوع به نوع مداخله بستگی دارد. من مداخله آمریکا در ونزوئلا را محکوم کردم.

به عنوان کسی که برای قربانیان مبارزه می‌کند، همیشه از دیدن یک دیکتاتور با دستبند خوشحال می‌شوم، اما نه به هر قیمتی.

اول این‌که فکر نمی‌کنم بازداشت مادورو با هدف محاکمه او به دلیل نقض حقوق بشری که به او نسبت داده می‌شود، انجام شده باشد.

مداخله آمریکا در ونزوئلا هیچ ارتباطی با دموکراسی نداشت و با نقض آشکار حقوق بین‌الملل انجام شد.

به نظر من همین مسئله درباره کوبا نیز صدق می‌کند. مردم کوبا سزاوار ادامه چنین وضعیتی نیستند، اما راه‌حل، مداخله نظامی نیست.

به‌عنوان یک انسان‌گرا و وکیل حقوق بشر، نمی‌توانم از مداخله نظامی حمایت کنم.

بی‌بی‌سی: پس چه گزینه‌های دیگری برای مواجهه با وضعیت کشورهایی مانند ونزوئلا و کوبا وجود دارد؟

رید برودی: فکر می‌کنم درست همان‌طور که درباره نیکاراگوئه مطرح می‌شود، می‌توان پرسید جامعه بین‌المللی کجاست.

اما نباید مجبور باشیم میان فراموش کردن یک کشور یا مداخله نظامی یکی را انتخاب کنیم. این نباید یک انتخاب دوقطبی باشد.

می‌توان بر رهبران این کشورها فشار وارد کرد و آنها را در عرصه دیپلماتیک منزوی کرد. در نیکاراگوئه شاهد آن هستیم که موثرترین گروه‌های حقوق بشری و رسانه‌ای، تمام یا بخش عمده کمک‌های آمریکا را از دست داده‌اند.

باید از نیروهای دموکراتیک حمایت کرد و باید گفت‌وگو ادامه یابد.

من پاسخ جادویی ندارم، اما فکر می‌کنم مهم‌ترین مسئله این است که مردم نیکاراگوئه، ونزوئلا یا کوبا در مرکز توجه قرار گیرند.

می‌دانم نهادهای بین‌المللی فعلا چنین امکانی نمی‌دهند، اما شاید در آینده بتوان درباره تشکیل نیرویی چندملیتی برای حمایت از قربانیان در کشورهایی که نقض شدید حقوق بشر در آنها رخ می‌دهد فکر کرد؛ نه نیرویی متشکل از آمریکا و چند جزیره کارائیب، بلکه نیرویی چندملیتی زیر نظر سازمان ملل.

ما نمی‌توانیم فقط تماشاگر آنچه در کشورها رخ می‌دهد باشیم، همان‌طور که اکنون در سودان شاهد آن هستیم.

بی‌بی‌سی: شما به انزوای دیپلماتیک و فشار بین‌المللی اشاره می‌کنید، اقداماتی که در مورد ونزوئلا هم انجام شد. گزارش‌هایی وجود دارد که حتی تلاش شد با مادورو گفت‌وگو شود، اما نتیجه‌ای نداشت.

رید برودی: درست است، درست است.

اما آیا امروز، پس از آن مداخله، وضع حقوق بشر در ونزوئلا بهتر شده است؟ نمی‌دانم.

بی‌‌بی‌سی: فکر می‌کنید تهدیدهای خارجی، مانند آنچه آمریکا اکنون درباره کوبا مطرح می‌کند یا پیش‌تر در مورد ونزوئلا انجام داد، در نهایت حکومت‌های اقتدارگرا را تقویت می‌کند یا تضعیف؟

رید برودی: پاسخی قطعی به این سوال وجود ندارد. واقعیت این است که دولت کوبا دهه‌ها از تحریم‌ها و محاصره آمریکا برای محدود کردن حقوق بشر در این جزیره استفاده کرده است.

باید اعتراف کنم که بیشتر دوستان ونزوئلایی من از آن مداخله استقبال کردند، اما امروز نمی‌دانم چه نظری دارند.

بی‌بی‌سی: نتایج یک نظرسنجی اخیر نشان می‌دهد در ونزوئلا نارضایتی از مداخله رو به افزایش است، چون دولت چاویستی همچنان در قدرت مانده و محبوبیت ترامپ در ونزوئلا نیز به همین دلیل به شدت کاهش یافته است.

رید برودی: این موضوع برای من تعجب‌آور نیست، چون هدف آن مداخله هرگز بهبود رفاه مردم ونزوئلا نبود.

البته این مداخله با خواست مردم ونزوئلا برای رهایی از مادورو هم‌زمان شد، اما این فقط یک هم‌زمانی بود.

در مورد کوبا، تصور وضعیتی بدتر از شرایط کنونی دشوار است، اما سابقه مداخلات آمریکا - نه فقط در آمریکای لاتین، بلکه در سراسر جهان - چندان امیدبخش نیست.

بی‌بی‌سی: آمریکای لاتین چه درس‌هایی می‌تواند از پرونده حسین حبری بگیرد؟

رید برودی:‌ این درس که اجرای عدالت ممکن است. شاید زمان ببرد، اما با خلاقیت، سماجت و پایداری می‌توان به آن رسید.

دو سال پیش برای پرونده محکومیت نهایی دسی بوترسه، دیکتاتور سابق سورینام، به آن کشور رفتم. او به خاطر جنایت‌هایی که ۴۲ سال پیش مرتکب شده بود محاکمه شد، اما در فاصله این سال‌ها حتی رئیس‌جمهور هم شده بود.

قربانیان همیشه عدالت می‌خواهند. به همین دلیل فکر می‌کنم آشتی، در بسیاری موارد، یک خیال‌پردازی است. یک زن بیوه، یک مادر و یک فرزند همیشه عدالت می‌خواهند.

در کتابم توضیح داده‌ام که پرونده حبری، نتیجه مستقیم پرونده پینوشه بود.

وقتی مجلس اعیان بریتانیا اعلام کرد که پینوشه با وجود مقام پیشینش به عنوان رئیس کشور می‌تواند بازداشت شود، فهمیدیم که عدالت بین‌المللی می‌تواند به ما کمک کند دیکتاتورها و شکنجه‌گرانی را که دست‌نیافتنی به نظر می‌رسیدند، به پای میز محاکمه بکشانیم.

پینوشه به لطف کار بسیار مهم مستندسازی جامعه مدنی بازداشت شد.

وقتی قربانیان نام، چهره و روایت دارند، تفاوت بزرگی ایجاد می‌شود. پرونده گروهی از مادران که برای هزار قربانی شناخته‌شده اعتراض می‌کنند، تاثیر بیشتری از پرونده یک میلیون قربانی بی‌نام دارد. و این نیز یکی از امتیازهای آمریکای لاتین است.