شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
راز بقای کهنترین تمدن آمریکا؛ سازگاری به جای جنگ
- نویسنده, هدر جاسپر
- شغل, نویسنده و عکاس
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۷ دقیقه
کشف شهری در دامنههای بیابانی پرو که ۳۸۰۰ سال قدمت دارد، میتواند درک ما از خاستگاه تمدن در قاره آمریکا را دگرگون کند.
در حدود چهار ساعت رانندگی در شمال لیما، دامنههای خاکی دره سوپه چشماندازی خشک و نامهربان دارند: دشتهایی بادخیز، دیوارهای فروریخته خشت و گلی و موج گرمایی که از دل بیابان برمیخیزد. دشوار است تصور کنیم که این دامنههای خشک زمانی میزبان یکی از نخستین تمدنهای بزرگ جهان بودهاند و اکنون نیز کشفی تازه در دل همین بیابان، روایت تاریخ قاره آمریکا را دگرگون میکند.
در ژوئیه ۲۰۲۵، دکتر روث شیدی، باستانشناس پرویی، از شهر پِنیکو رونمایی کرد؛ شهری ۳۸۰۰ ساله که به تمدن باستانی کارال در پرو تعلق دارد. در این محوطه تازه کاوششده، ۱۸ سازه از جمله معابد آیینی و مجموعههای مسکونی شناسایی شده است. اما اهمیت اصلی این کشف در ارائه شواهدی تازه از این واقعیت نهفته است که مردم کارال بدون توسل به جنگ، خود را با فاجعههای اقلیمی سازگار کردند؛ راهبردی برای بقا که امروز نیز به همان اندازه شگفتانگیز به نظر میرسد که هزاران سال پیش بوده است.
دکتر شیدی که سه دهه هدایت پژوهشها در این دره را بر عهده داشته، میگوید: «پِنیکو ادامهدهنده نگرش تمدن کارال به زندگی بدون مناقشه و درگیری است.»
خاستگاه صلحآمیز تمدن در قاره آمریکا
خیلی پیش از آزتکها، مایاها و اینکاها، سواحل خشک پرو محل زندگی تمدن کارال بود؛ یکی از کهنترین و صلحآمیزترین جوامع شناختهشده جهان. مهمترین مرکز این تمدن، کارال-سوپه، که از آن به عنوان خاستگاه تمدن در قاره آمریکا یاد میشود و از سال ۲۰۰۹ در فهرست میراث جهانی یونسکو قرار دارد، حدود پنج هزار سال پیش همزمان با نخستین مراکز شهری بینالنهرین و مصر در آن سوی جهان شکوفا شد. دکتر شیدی میگوید: «کارال از حدود ۳۰۰۰ تا ۱۸۰۰ پیش از میلاد مسکونی بود.»
اما برخلاف همتایانش در جهان باستان، کارال هیچ دیوار دفاعی نداشت و پژوهشگران نیز هیچ نشانهای از وجود سلاح در آن نیافتهاند. زمانی که دکتر شیدی در سال ۱۹۹۴ کاوشهای خود را در کارال آغاز کرد، با جامعهای روبهرو شد که بر پایه تجارت، موسیقی، آیینهای مذهبی و تصمیمگیری جمعی شکل گرفته بود.
بر اساس یافتههای دکتر شیدی، حدود سه هزار نفر در شهر کارال زندگی میکردند و چندین روستای کوچک نیز در اطراف آن قرار داشت. موقعیت راهبردی دره سوپه این منطقه را به حلقه اتصال سواحل اقیانوس آرام، درههای حاصلخیز رشتهکوه آند و نواحی دوردست آمازون تبدیل کرده بود؛ موقعیتی که به شکلگیری شبکهای از تبادلات فرهنگی و تجاری انجامید.
مردم کارال پنبه، سیبزمینی شیرین، کدو، انواع میوه و فلفل کشت میکردند و در مقابل، مواد معدنی را از مناطق کوهستانی و حیواناتی مانند میمونهای سنجابی و طوطیهای ماکائو را به عنوان حیوان خانگی از آمازون به دست میآوردند. آنها همچنین در سواحل، صدف، جلبک دریایی و ماهی جمعآوری میکردند.
دکتر شیدی میگوید: «آنها با مردمان جنگل، کوهستان و مناطقی دوردست، از جمله اکوادور و بولیوی، روابط فرهنگی و تجاری داشتند، اما این روابط همواره مسالمتآمیز بود.»
این در حالی است که تمدنهای آزتک، مایا و اینکا دولتهایی نظامیگرا بودند و اغلب درگیر جنگها و لشکرکشیهای طولانی علیه گروههای همسایه میشدند.
نبوغ کارال تنها به تجارت و سازمان اجتماعی محدود نمیشد، بلکه در معماری و هنر نیز نمود داشت. آمفیتئاتر این شهر به گونهای طراحی شده بود که در برابر شدیدترین زمینلرزههای کمربند اقیانوس آرام مقاوم باشد و در عین حال، از طراحی آکوستیکی منحصربهفردی برای برگزاری گردهماییها و اجراهای بزرگ برخوردار بود.
کاوشهای باستانشناسی همچنین ۳۲ فلوت عرضی را آشکار کرده است؛ برخی از آنها از استخوان پلیکان ساخته شده بودند و برخی دیگر با نقش میمونها و کندورها تزیین شده بودند. این یافتهها شواهدی ملموس از وجود شبکههای تجاری گسترده و تعامل فرهنگی با مناطق دوردست به شمار میروند.
دکتر شیدی میگوید: «آنها با این سازها از مردمانی که از سواحل، کوهستان و جنگل میآمدند در آیینها و مراسم خود استقبال میکردند.»
فروپاشی در دل بیابان
با وجود موفقیت اجتماعی این تمدن، کارال با چالشی بزرگ روبهرو شد: اقلیم. حدود چهار هزار سال پیش، دورهای ۱۳۰ ساله از خشکسالی، که بخشی از یک دگرگونی گسترده اقلیمی بود و همزمان بینالنهرین، مصر و چین را نیز تحت تأثیر قرار داد، به نابودی محصولات کشاورزی و بروز قحطی انجامید. در پی این بحران، میدانهای بزرگ و هرمهای باشکوه کارال رها شدند و به تدریج زیر شنهای بیابان فرو رفتند.
دکتر شیدی میگوید: «تغییرات اقلیمی باعث بروز بحرانی در کارال شد. رودخانهها و زمینهای کشاورزی خشک شدند. آنها ناچار شدند مراکز شهری خود را ترک کنند؛ اتفاقی که در بینالنهرین نیز رخ داد.»
سالها تیم دکتر شیدی بر این باور بود که بازماندگانِ گرفتار قحطی، منطقه را به طور کامل ترک کرده و به سواحل پناه بردهاند؛ جایی که میتوانستند با صید ماهی و جمعآوری صدفهای خوراکی امرار معاش کنند. کاوشها در ویچاما، محوطهای باستانی در دره مجاور اوائورا، نیز به نظر میرسید این فرضیه را تأیید میکند.
اما کشف اخیر پِنیکو روایت دیگری را پیش روی پژوهشگران قرار داده است.
پِنیکو؛ بقا از راه سازگاری
پِنیکو که در بالادست رودخانه و در ارتفاع ۶۰۰ متری از سطح دریا، تنها ۱۰ کیلومتر دورتر از کارال-سوپه ساخته شده بود، نشان میدهد که بخشی از مردم کارال با نزدیک شدن به منابع آبی تغذیهشده از یخچالهای طبیعی، خود را با شرایط جدید سازگار کردند. در درهای که رودخانههایش خشک شده بود، دسترسی به آب حاصل از ذوب یخهای کوهستانی به معنای بقا بود.
اما آنچه این موضوع را چشمگیر میکند، تنها جابهجایی به مکانی جدید نیست، بلکه نحوه واکنش این جامعه به بحران است. در پِنیکو هیچ نشانهای از جنگ، سلاح یا استحکامات دفاعی یافت نشده است؛ وضعیتی نادر در دورههایی که کمبود منابع اغلب به درگیری و خشونت منجر میشود.
دکتر شیدی میگوید: «پِنیکو ادامهدهنده سنت کارال در زندگی هماهنگ با طبیعت و برقراری رابطهای مبتنی بر احترام با دیگر فرهنگهاست.»
کاوشهای باستانشناسی همچنین نشانههایی از پیشرفت در هنر و آیینهای مذهبی را آشکار کرده است. تیم دکتر شیدی پیکرههای سفالی ظریف، گردنبندهای مهرهای و استخوانهای کندهکاریشدهای را کشف کرده که یکی از آنها به شکل جمجمه انسان ساخته شده است. در میان این آثار، مجسمهای چشمگیر از سر یک زن دیده میشود که آرایشی پیچیده بر موهایش دارد و چهرهاش با رنگدانه سرخ هماتیت رنگآمیزی شده است.
این اشیا نشان میدهند که این جامعه، حتی با وجود کاهش جمعیت، همچنان برای بیان فرهنگی و هنری اهمیت قائل بوده و از آن به عنوان ابزاری برای حفظ هویت جمعی و انسجام اجتماعی خود بهره میگرفته است.
این محوطه اکنون به روی بازدیدکنندگان باز است و آنها میتوانند از معابد آیینی و مجموعههای مسکونی آن دیدن کنند. همچنین مرکز جدیدی برای بازدیدکنندگان با نمایشگاههای آموزشی و تفسیری ساخته شده که طراحی دایرهای آن الهامگرفته از یکی از شاخصترین ویژگیهای کارال و پِنیکو است: میدانهای مرکزی دایرهایشکل.
این میدانها در بخشهایی از شهر قرار دارند که باستانشناسان معتقدند کارکرد اداری داشتهاند. به باور آنها، این امر میتواند نشانهای از جامعهای باشد که بر پایه اجماع و مشارکت جمعی اداره میشده؛ ساختاری که شاید شباهتهایی با نظامهای مردمسالارانهای داشته باشد که حدود دو هزار سال بعد در یونان شکل گرفتند.
دکتر شیدی تأکید میکند که کاوشها در پِنیکو هنوز در مراحل نسبتاً ابتدایی قرار دارد و بسیاری از بناهای این شهر همچنان زیر شنهای بیابان مدفون هستند. او میگوید: «هنوز چیزهای بسیار بیشتری برای آموختن داریم.»
درسهایی از گذشته
ایستادن در میان میدانهای پِنیکو این پرسش را پیش میکشد که چگونه یک جامعه باستانی در مواجهه با بحران، به جای جنگ و کشورگشایی، راه سازگاری را برگزید. راهبرد بقای آنها، یعنی نزدیک شدن به منابع آب، حفظ شبکههای تجاری و تداوم هنر و آیینهای فرهنگی، یادآور این واقعیت است که همکاری و همبستگی میتواند حتی در دشوارترین شرایط نیز دوام بیاورد؛ درسی ۳۸۰۰ ساله که همچنان برای جهان امروز معنا دارد.
این پیام امروز بیش از هر زمان دیگری فوریت دارد. پرو همچنان برای تأمین آب خود به یخچالهای طبیعی رشتهکوه آند وابسته است، اما بنا بر آمار یخچالشناسان دولتی، طی ۵۸ سال گذشته ۵۶ درصد از یخهای گرمسیری خود را از دست داده است.
دکتر شیدی درباره درسهایی که میتوان از پِنیکو آموخت، میگوید: «در مواجهه با تغییرات اقلیمی، کارهای زیادی هست که باید انجام دهیم. باید نگاه خود را به زندگی و به تغییراتی که در سیاره ما در حال رخ دادن است دگرگون کنیم تا جامعه انسانی بتواند با کیفیتی مطلوب و بر پایه احترام متقابل به حیات خود ادامه دهد.»
این شهر، حتی در حالی که نیمی از آن هنوز زیر شنهای بیابان پرو مدفون است، کشفی به نظر میرسد که فراتر از مرزهای این کشور، برای سراسر جهان درسهایی ارزشمند در خود دارد.