شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
«این بچهها با این روش آموزش چیزی یاد نمیگیرند»؛ جنگ، آموزش مجازی و افت تحصیلی
- نویسنده, روزبه حمیدیان
- شغل, روزنامهنگار
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۱۳ دقیقه
با افزایش تعطیلی و غیرحضوری شدن مدارس ایران، این نگرانی بین خانوادهها و معلمان ایجاد شده که دانشآموزان با افت تحصیلی جدی روبهرو شوند. مرکز پژوهشهای مجلس هم هشدار داده که اگر سیاستهای متناسب با این شرایط جنگی و آتشبس مهیا نشود، «آثار جبرانناپذیری برای نظام آموزشی کشور به دنبال خواهد داشت.»
بنابر قانون بازگشایی مدارس مصوب سال ۱۳۷۶، سال تحصیلی از مهر شروع و در اردیبهشت تمام میشود و خرداد، ماه زمان برگزاری امتحان است اما امسال دانشآموزان ایرانی حدود نصف زمان تحصیل را دور از مدرسه سپری کردهاند.
بر اساس سند برنامه درسی ملی که در سال ۱۳۹۱ از سوی شورای عالی آموزش و پرورش تصویب شده، دانشآموزان ابتدایی در هر سال باید ۹۲۵ ساعت در سال تحصیلی در کلاس حاضر باشند. دانشآموزان برای گذراندن هر سال تحصیلی متوسطه اول ۱۱۱۰ ساعت و متوسطه دوم ۱۲۹۵ ساعت باید در مدرسه باشند.
این در حالی است که امسال تقریبا تا پیش از نهم اسفند که جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران شروع شد، اکثر دانشآموزان بهخصوص در شهر تهران بیشتر از یک ماه از مدرسه دور بودهاند.
در پنج ماه اول سال تحصیلی در اکثر مناطق بهخصوص تهران، مدارس بسته به شرایط آب و هوایی، کمبود گاز، برق و آلودگی هوا بیش از یک ماه تعطیل بود و بعد از شروع جنگ نیز مدتی مدارس تعطیل شد و بعد هم آموزش و پرورش همه مدارس را مجازی کرد.
ایران حدود ۱۶ میلیون دانشآموز دارد و همه آنها باید در سامانه آموزش مجازی «شاد» از راه دور درس بخوانند. در حالی که این بستر ظرفیت حضور یکباره این جمعیت عظیم را ندارد و همزمان تنها حدود سه میلیون نفر میتوانند از آن استفاده کنند.
برای همین هم برای هر دوره تحصیلی در روز دو ساعت در نظر گرفته شده است؛ یعنی هر دانشآموز بسته به دوره در روز تنها دو یا سه ساعت میتواند در سامانه شاد به صورت آنلاین آموزش ببیند. البته تعداد معدودی از مدارس عمدتا غیردولتی از سامانههایی نظیر «مکتبخانه» استفاده میکنند که محدودیت ندارد و دانشآموزان طبق برنامه روزانه حضوری از این برنامه آنلاین برای آموزش استفاده میکنند.
مرکز پژوهشهای مجلس در گزارش «بررسی چالشها و مسائل آموزش و پرورش عمومی در شرایط جنگ تحمیلی» نوشته: «با در نظر گرفتن سهمیه دو ساعته آموزش برخط برای هر یک از دورههای تحصیلی توسط وزارت آموزش و پرورش در سامانه شاد، شاهد کاهش تقریبی ۱۳۵ساعت آموزش در دوره ابتدایی، ۱۸۰ ساعت در دوره متوسط اول و دوم ... به شیوه آموزش مجازی برخط خواهیم بود.»
به عقیده کارشناسان مرکز وابسته به مجلس «این میزان کاهش، در کنار کاهش مدت آموزش ناشی از تعطیلیهای مکرر به دلیل آلودگی و برودت هوا یا کمبود انرژی در ماههای گذشته، در مجموع شکاف قابل ملاحظهای میان ساعت آموزش تحقق یافته و ساعات استاندارد آموزش ایجاد کرده و تحقق اهداف برنامه درسی در طول سال تحصیلی را با چالش جدی روبهرو میسازد.»
یک برآورد ساده نشان میدهد که دانشآموزان ایران امسال تقریبا نیمی از سال تحصیلی را دور از مدرسه بودهاند یا مدرسه تعطیل بوده یا آموزش مجازی. پیش از شروع جنگ ۳۹ روزه دانشآموزان بیشتر از یک ماه از مدرسه دور بودند و بعد از جنگ هم به مدرسه بازنگشتند.
نگرانی خانوادهها از افت تحصیلی
تعطیلیها و آموزش از راه دور خانوادهها را مستاصل کرده است، آنها هم نگران افت تحصیلی فرزندانشان هستند و هم وضعیت کار و زندگی روزانه خودشان با چالش جدی روبهرو شده است.
میلاد دو فرزند دارد، یکی کلاس چهارم دبستان و دیگری کلاس هفتم یعنی اول متوسطه. او و همسرش کارمندند و صبح بچهها را در مدرسه میگذاشتند و به سر کار میرفتند. با تعطیلی مداوم مدارس، آنها ناچار میشدند به دلیل تعطیلی ناگهانی مدرسه و مراقبت از بچهها مرخصی بگیرند و یکیشان در خانه بماند.
میلاد میگوید: «تا پیش از جنگ نمیتوانستیم هیچجور برنامهریزی کنیم، صبح بلند میشدیم که برویم سر کار، میگفتند مدارس به دلیل آلودگی هوا تعطیل شده، یکی از ما ناچار باید پیش بچهها میماند، نمیشد دوتا بچه را در خانه رها کرد. تازه باید آنلاین هم درس بخوانند.»
این زن و شوهر جوان علاوه بر مشکلات شغلی به دلیل تعطیلی مداوم مدرسه، نگران وضعیت آموزشی بچهها هم هستند. آنها میگویند این بچهها چیز زیادی یاد نمیگیرند و از روی ناچاری خودشان سعی میکنند به بچهها کمک کنند.
کارشناسان آموزشی میگویند که تعطیلی مدارس به خصوص مدارس ابتدایی به هیچ وجه مناسب کودکان ابتدایی نیست و دانشآموز ابتدایی که در مدرسه نباشد نمیتواند مهارتهایی چون خواندن و نوشتن را بیاموزد.
آموزش مجازی دانشآموزان در مدارس ایران از زمان همهگیری کرونا رایج شد. بعد از آن به دلیل مشکلات اقتصادی، مثل کمبود برق، گاز و آلودگی هوا، دولت با وجود مخالفت آموزش و پرورش، بیشتر برای جبران کمبود انرژی مدارس را تعطیل میکرد.
آموزش و پرورش معتقد بود که مدارس حتی در شرایط آلودگی هوا نباید تعطیل شود، بلکه دانشآموزان باید در کلاسها بمانند و کمتر در فضای باز باشند؛ همان کاری که بعد از تعطیلی مدارس انجام میشود و دانشآموزان در خانه میمانند.
اما نازنین که یک فرزند ده ساله دارد، میگوید: «تا پیش از جنگ موضوع حکومت کمبود انرژی بود و آلودگی بهانهای بیش نبود. ما صبح بیدار میشدیم و میگفتند مدرسه تعطیل است. داشتم فکر میکردم اصلا این بچه را به مدرسه نفرستم. چون تا میرفت عادت کند، تعطیل میشد و معلمش میگفت بعد از هر تعطیلی انگار بچه تازه به مدرسه آمده. مدتی هم دخترم صبحها میگفت نمیخواهم به مدرسه بروم.»
«سعی میکردم قانعش کنم اما خیال میکنم که بچه اینطور فکر نمیکند و ناچار با خشم آماده میشد که برود مدرسه. سوالم این بود که این بچه با این وضع روحی اصلا چیزی یاد میگیرد؟»
این تعطیلیهای پشت سر هم ادامه داشت تا این که نهم اسفند جنگ شروع شد و مدارس به کلی تعطیل شد و آموزش آنلاین جای مدرسه را گرفت.
نازنین میگوید: «بعد از جنگ مشکل ما چند برابر شد، اول این که به سختی باید دخترم را بیدار کنم. بعد هم فقط به صورت آنلاین حاضری میزند و نمیتوانم قانعش کنم که الان مثلا ساعت مدرسه است نه ساعت استراحت.»
«وقتی مدرسه تعطیل است و کلاس بچه مجازی است، میبینم که به هر بهانهای سعی میکند تا سر معلم کلاه بگذارد که مثلا دارد به درس گوش میدهد در حالی که مشغول بازی است. حالا من ناچارم با این بچه سر و کله بزنم و مثل او قدم به قدم کتابهایش را بخوانم، کمک کنم که تمرینهایش را حل کند.»
«تازه با این همه زحمت، به نظرم نه تنها بچه من که همه بچهها به دلیل این تعطیلی طولانی و دوری از مدرسه، گرفتار آسیبهای روحی هم شدهاند.»
محمود، راننده یک تاکسی آنلاین، میگوید: «مشکل این است که این بچهها با این روش آموزش چیزی یاد نمیگیرند. چون هر وقت به خانه میروم، میبینم فرزندم گوشیاش را برداشته و رفته زیر پتو و میگوید الان در کلاس آنلاین هستم ولی بارها پیش آمده که دیدم زیر پتو خوابش برده است.»
«این بچه اولین روزی که میخواست برود مدرسه کرونا آمده بود و یک سال مدرسه نرفت و این چند سال هم دائم مدرسه به خاطر آلودگی هوا، کمبود برق و گاز دائم تعطیل بوده و حالا هم که جنگ شده و او در خانه زندانی است. این بچه به سختی میتواند بعد از چند سال کتاب را از رو بخواند یا چیزی را بیغلط بنویسد.»
تعطیلی طولانیمدت مدرسه و مجازی شدن آموزش، پیوستگی یادگیری را از بین برده و آرامش خانوادهها را مختل کرده است.
سینا، دانشآموز کلاس یازدهم، میگوید: «تعطیلی مدرسه نظم روزانهام را به هم ریخته است. خانه برایم محل استراحت است و مدرسه جای درس. وقتی خانه مدرسه میشود، نمیدانم چطور باید با آن کنار بیایم.»
ضربه جنگ به آموزش دانشآموزان
مخالفت با آموزش مجازی طولانی مختص دانشآموزان و خانوادههایشان نیست. ناصر، دبیر ریاضی است و تجربه سیساله در آموزش و پرورش دارد.
او میگوید: «آموزش مجازی ضربه سنگینی به آموزش مدرسه زده است و بچههایی که من با آنها سر و کار دارم، نوجوانانی هستند که در مدرسه حواسشان به درس نیست چه برسد به خانه. کاملا میفهمم که گاهی سر به سرم میگذارند و به بهانه قطعی اینترنت، هیچکس جوابم را نمیدهد. هر چه صدا میکنم، هیچکدام از بچهها جواب نمیدهند.»
قطعی اینترنت و سرعت پایین آن، مشکل بزرگ آموزش آنلاین است اما ناصر میگوید: «بچهها با هم یک گروه جداگانه در یکی از پیامرسانهای داخلی تشکیل میدهند و برنامهریزی میکنند که امروز مثلا فلان معلم را ادب کنیم و جوابش را ندهیم یا حالش را بگیریم. بخشی از این رفتار شیطنتآمیز دانشآموزان، شاید طبیعی باشد اما من میبینم که در چند سال گذشته میزان افت تحصیلی دانشآموزان چقدر بیشتر شده است.»
به عقیده ناصر: «ظاهرا کسی در این کشور به فکر آموزش فرزندان این مملکت نیست، معلم که به دلیل حقوق پایین ناچار است چند جا درس بدهد و کار کند، پدر و مادر هم همینطور، بچهها هم که دارند به مدارس نیمهتعطیل عادت میکنند. من چشمم آب نمیخورد با این وضع، بشود آیندهای برای این فرزندان تصور کرد.»
با آنکه آموزش و پرورش بر آموزش مجازی از طریق سامانه شاد تاکید دارد اما ناصر میگوید: «این نرمافزار واقعا ناکارآمد است و باید به جای همه این روزهایی که بچهها سر کلاس نبودند، دوباره کلاس حضوری بگذارند وگرنه دانشآموز در فضای مجازی که من هم به ناچار از آن استفاده میکنم، چیزی یاد نمیگیرد. فقط روح و روان من معلم و آن دانشآموز آسیب میبیند.»
مشکل بزرگ آموزش آنلاین، نبود بستری درست و حسابی برای آموزش است. اگر معلم بخواهد یک فایل درسی را برای دانشآموزان آپلود کند، یا یک دانشآموز بخواهد تمرین روزانه را برای معلمش بفرستد، باید ساعتها وقت بگذارد.
ناصر میگوید: «اینترنت که نداریم و با این اینترانت (اینترنت ملی) کمسرعت داخلی و این نرمافزار فشل، ساعتها وقتم گرفته میشود تا یک برنامه درسی تمرینی را برای دانشآموزان آپلود کنم یا آنچه دانشآموزان فرستادهاند را باز کنم.»
نبود بستر مناسب برای آموزش مجازی
آموزش غیرحضوری بعد از همهگیری کرونا در ایران شروع شد و در سال ۱۳۹۹ اپراتور همراه اول نرمافزار «شاد» را برای آموزش و پرورش طراحی و راهاندازی کرد. دانشآموزان، معلمان و مدیران میتوانند از این بستر برای آموزش مجازی یا غیرحضوری استفاده کنند.
برخی از والدین شکایت دارند که این نرمافزار مشکلات زیادی دارد و فرزندانشان برای استفاده ازاین نرمافزار به دلایل مختلف مثل سرعت کم اذیت میشوند، این در حالی است که بسیاری از مواقع اینترنت نیز مختل است. گاهی معلم دانشآموز را صدا میکند، اما هرچه دانشآموزان میگویند، معلم نمیشنود یا برعکس. اختلال در صدا و تصویر، باز نشدن لینکهای کلاس و قطع اینترنت از مهمترین مشکلات دانشآموزان با این نرمافزار است.
کیفیت پایین نرمافزار شاد، دانشآموزان را کلافه میکند؛ نوجوانانی که خودشان در دنیای دیجیتال بزرگ شدهاند و ضعفهای نرمافزار را بهخوبی میشناسند.
بهار، دانشآموز سال دهم، میگوید: «اصلا باورم نمیشود اینها برای فیلترینگ این همه پول خرج میکنند ولی یک سرور درست و درمان برای چندین میلیون دانشآموز نمیگیرند که این سامانه شاد درست کار کند.»
«ما از دست این نرمافزار کلافه شدهایم و برای همین به معلم پیشنهاد کردیم به جای آن در یک پیامرسان داخلی یک گروه درست کنیم و آنجا درس بدهد. هر چند آنجا هم مشکلات خودش را دارد ولی حداقل صدای معلم را میشنویم.»
نرمافزار شاد از سال ۱۳۹۹ که ساخته شد، تغییری نکرده است و وزارت آموزش و پرورش میخواست تا بودجهای برای توسعه آن در نظر بگیرد اما دولت این ردیف بودجه را حذف کرد.
تعطیلی و مجازی شدن مدارس مشکل همه است، از خانوادهها تا معلمان و مدیران مدارس. رحمان، مدیر یک مدرسه متوسط اول در تهران، میگوید: «این تعطیلی به بهانه حفظ سلامت دانشآموزان است اما من به چشم خودم میبینم که آموزش مجازی بر روند و کیفیت آموزش، سلامت روان و رشد اجتماعی دانشآموز تاثیر منفی گذاشته است.»
به گفته این مدیر مدرسه، تعطیلیهای مکرر در آموزش و یادگیری وقفه ایجاد میکند و آموزش مجازی شاید در شرایط بحران موثر باشد اما این آموزش نمیتواند جای آموزش حضوری را بگیرد: «تازه ما در تهران هستیم و زیرساختها و اینترنت داخلی بهتری داریم، در حالیکه در شهرستانهای دور مشکلات بیشتر است و این اینترنت مثلا ملی را هم ندارند، در حالی که یک خانواده با دو بچه مدرسهای باید با یک گوشی یا لپتاپ از آموزش مجازی استفاده کنند.»
آثار و عواقب تعطیلی مدارس و مجازی شدن آن تنها به افت تحصیلی منجر نمیشود. مریم روانپزشکی است که به عنوان یک مادر، مسئله آموزش مجازی در مدرسه را دنبال میکند. او میگوید که وقتی بچهها ساعتهای زیادی را از مدرسه دور میمانند، احساس تنهایی میکنند و این روند میتواند به افزایش اضطراب، افسردگی و کاهش انگیزه تحصیلی منجر شود.
مریم معتقد است که مدرسه تنها مکانی برای انتقال دانش نیست، بلکه یک محیط اجتماعی است که با دانشآموزان معنا پیدا میکند و کودکان و نوجوانان در آنجا ضمن ارتباطی که با هم برقرار میکنند، مسئولیتپذیری را تمرین میکنند؛ در حالی که آموزش مجازی مانع بسیاری از فعالیتهایی میشود که به رشد مهارتهای فردی دانشآموز کمک میکنند.
مرکز پژوهشهای مجلس هم در گزارش خود تاکید دارد: «جنگ به طور مستقیم و غیرمستقیم بر انگیزه تحصیلی و سلامت روان دانشآموزان، خانوادهها و معلمان اثر میگذارد. استرس ناشی از حملات، جابهجایی، ترس از آینده، فقدان امنیت و حتی از دست دادن اعضای خانواده، فرایند یادگیری برای دانشآموزان را مختل میکند.»
«در چنین شرایطی مدرسه و نظام آموزشی به یک پناهگاه روانی تبدیل میشود ولی هنگامی که این نهاد نیز دچار اختلال در کارکردهای خود باشد، تنش روانی دانشآموزان و به تبع آن، خانوادههایشان تشدید میشود.»
خسارت تعطیلی مدارس
آموزش آنلاین یا مجازی که قرار بود راهحلی موقت در شرایط بحران باشد حالا بخشی از زندگی روزمره خانوادههای ایرانی شده است. کمسوادی و کاهش یادگیری یکی از نگرانیهای والدین است و آنها میگویند که با این آموزش نصف و نیمه میترسیم که آینده بچههایمان خراب شود.
سال گذشته علی فرهادی، معاون آموزش و پرورش، هزینه هر روز تعطیلی مدارس را حدود یک هزار میلیارد تومان برآورد کرده بود و میگفت که جز در شرایط اضطراری نباید مدارس تعطیل شود.
تازه این رقم هزینه والدین را در بر نمیگرفت که برای جلوگیری از افت تحصیلی فرزندانشان باید هزینه مراقبت از فرزندان، کلاسهای جبرانی و مرخصی از کار را بپردازند. برای همین کارشناسان آموزشی میگویند که تعطیلی تنها یک تصمیم بهداشتی یا امنیتی نیست، بلکه مداخله پرهزینهای است که خانوارها ناچار به پرداخت آن هستند.
اما هزینه تعطیلی در مناطق محروم حتی از این هم خسارتبارتر است. کمبود امکانات دیجیتال و نبود اینترنت برای آنها به معنای قطع کامل جریان یادگیری و آموزش است، چون فرصت یادگیری در مدرسه را از دست میدهند، بدون آنکه راه جبرانی وجود داشته باشد.
مرکز پژوهشهای مجلس میگوید: «حداقل دو میلیون نفر از دانشآموزان، به دلایل مختلف از جمله عدم دسترسی به ابزارهای فناورانه یا اینترنت مناسب، از امکان اتصال به سامانه شاد و استفاده از دو ساعت آموزش مجازی برخط معلمان خود محروم شدهاند و در خوشبینانهترین حالت، آموزش برخی دروس آنها از طریق مدرسه تلویزیونی یا محتوای آموزشی مکاتبهای انجام شده است.»
«این شکاف در دسترسی به آموزشهای برخط، در صورت نبود مداخلات سیاستی مناسب و واکنش فعالانه تصمیمگیران، میتواند به تعمیق نابرابری آموزشی و بروز تبعات بلندمدت آموزشی منجر شود.»
این در شرایطی است که کیفیت آموزش و پرورش پیش از تعطیلیهای گسترده و مجازی شدن هم چندان تعریفی نداشت. آمارهای رسمی میانگین نمرات نهایی دانشآموزان در خرداد سال گذشته ۹/۹۴ بوده است.
بهترین وضعیت را استان یزد با میانگین ۱۲/۰۴ داشت و پس از آن خراسان جنوبی، سمنان و اصفهان نمرهای بالاتر از ۱۱ داشتند و سیستان بلوچستان با ۷/۷۳ کمترین نمره را در کشور داشت.
نمونه دیگر از کیفیت پایین مدارس ایران، نتایج آزمون بینالمللی «تیمز و پرلز» است که برای سنجش کیفیت آموزشی در ایران هم انجام میشود. در آزمون تیمز روند آموزش ریاضی و علوم و در آزمون پرلز مهارت و سواد خواندن سنجیده میشود. میانگین نمره در این آزمونها ۵۰۰ است و ایران هیچگاه نتوانسته است نمره میانگین را کسب کند. در سال ۲۰۲۳ نمره دانشآموزان ایرانی در درس ریاضی ۴۲۰ بوده و در درس علوم هم وضعیتش بهتر نبوده است.
در آخرین آزمون پرلز نیز دانشآموزان ایرانی نمره ۴۱۳ گرفتند که جزو پایینترین سطوح بر اساس معیار بینالمللی است. ایران در فهرست ۵۷ کشور شرکتکننده در انتهای جدول قرار داشت.
بعد از اعتراضات هجدهم و نوزدهم دی و کشتار هزاران نفر، مدارس شهر تهران یک هفته تعطیل شد، بعد از آن هم جنگ شد و مدارس به کلی تعطیل شدند و الان نزدیک به سه ماه است که همه دانشآموزان خانهنشین شدهاند.
برعکس پیش از جنگ که وزارت آموزش و پرورش مخالف تعطیلی مدارس بود، حالا این وزارتخانه چندان پیگیر بازگشایی مدارس نیست.
محمدرضا نیکنژاد، کارشناس آموزشی در گفتوگو با خبرآنلاین یکی از دلایل این استقبال پنهان دولت از آموزش غیرحضوری را «کسری بودجه» عنوان کرد، هرچند که به عقیده او تعطیلی مدارس پیامدهای اجتماعی و سیاسی هم دارد: «آن کنترل فضای اجتماعی است. وقتی مدارس و دانشگاهها تعطیل میشوند، فضاهای جمعی هم از بین میروند و طبیعتا برای حکومت، کنترل جامعه سادهتر میشود. دانشآموز و دانشجو در خانه هستند و آن فضای تعامل و جمعشدن دیگر وجود ندارد.»