چرا رژه پادشاهی‌خواهان با نمادهای ساواک در اروپا جنجالی شد؟

    • نویسنده, فرزاد صیفی‌کاران
    • شغل, راستی‌آزمایی بی‌بی‌سی
  • منتشر شده در
  • زمان مطالعه: ۸ دقیقه

در روزهای گذشته رژه طرفداران پادشاهی در چند شهر آلمان که شماری از شرکت‌کنندگان در آن با تی‌شرت‌ها و پرچم‌هایی با نشان ساواک، سازمان اطلاعات و امنیت حکومت محمدرضا شاه پهلوی، ظاهر شده بودند، توجه‌های زیادی را به خود جلب کرد.

رژه‌ای که بی‌شباهت به رژه نظامی نبود، شرکت کنندگان در حالی که یک دست را در پشت خود گذاشته بودند، در صف‌های منظم حرکت می‌کردند و شعار می‌دادند.

برگزارکنندگان آن را «رژه مردمی ساواک» نامیده‌اند. طرفداران ساواک در آلمان، در گردهمایی که به فراخوان رضا پهلوی، ولیعهد پیشین ایران، برای «اعتراض به خاموشی سراسری اینترنت، بازداشت‌های گسترده و ادامه اعدام» اعلام شده بود، شرکت کرده بودند، اما آنچه خبرساز شد، استفاده از آرم یک سازمان امنیتی بود.

در چند سال گذشته، علاوه بر پرچم اسرائیل، پرچم‌هایی با نشان ساواک آرام‌آرام راه خود را به برخی تجمعات پادشاهی‌خواهان باز کرد.

سازمان‌دهندگان «رژه مردمی ساواک» در آلمان می‌گویند، ارتباطی با آقای پهلوی ندارند و کاملا مستقل هستند، اما تصاویر آقای پهلوی پای ثابت تجمعاتشان است.

ما همچنین با دفتر آقای پهلوی تماس گرفتیم و پرسیدیم که آیا از تجمع‌های طرفداران ساواک اطلاع دارند و مایل‌اند نظرشان را درباره آنها با ما در میان بگذارند، اما پاسخی دریافت نکردیم.

سپهر محی‌الدین، از برگزارکنندگان رژه ساواک در آلمان، می‌گوید از سال ۲۰۲۰ همراه با چند نفر دیگر نهادی «اطلاعاتی، امنیتی و عملیاتی» تاسیس کرده‌اند، و هدفشان «شناسایی» عوامل جمهوری اسلامی و «اپوزیسیون‌نماهاست»، و فهرستی از اسامی ۶۰۰ فعال سیاسی در خارج از کشور هم تهیه کرده‌اند یا به قول خودشان «شناسنامه‌دار» کرده‌اند.

اما مشخص نیست که هدفی از تهیه این فهرست در نهایت چیست؟

آقای محی‌الدین به بخش راستی‌آزمایی بی‌بی‌سی گفت سازمانی که آنها راه‌اندازی کرده‌اند «مردم‌نهاد» است و به صورت رسمی ثبت نشده است:

«یک جریان مردم نهاد هستیم که ابتدا با چهارپنج نفر شکل گرفت، یواش یواش رشد کرد، کار رسانه‌ای کردیم، برخی از همکاران ما کار آکادمیک انجام می‌دهند و هیچ‌وقت به صحنه نمی‌آیند بلکه به ما کمک می‌کنند. یک بخشی از ما هم صحنه می‌آییم، این‌ها را وسط می‌گذاریم و به مردم نشان می‌دهیم.»

به گفته آقای محی‌الدین چون «اپوزیسیون در طی ۴۷ سال گذشته تشکیلات امنیتی» نداشته، «نفوذ» و «جریان‌سازی توسط جمهوری اسلامی» شکل گرفته است.

هشدار: این مقاله حاوی جزئیاتی است که برای برخی ممکن است ناراحت‌کننده باشد.

بی‌بی‌سی از وزارت داخلی ایالت بایرن درباره اینکه آیا آنها از تشکیل چنین سازمانی اطلاعاتی و امنیتی اطلاع دارند، پرسید.

آنها به این پرسش پاسخ ندادند، اما گفتند از «برگزاری تجمع ایرانیان با آرم ساواک مطلعند و ساواک را سازمانی می‌دانند که در سرکوب ایرانیان حتی در آلمان در گذشته نقش» داشته است.

مکس لوکس، نماینده حزب سبز در پارلمان آلمان، به بی‌بی‌سی فارسی گفت نمی‌توان کل یک تظاهرات را فقط به خاطر نمایش یک پلاکارد یا شعار محکوم کرد، اما به گفته او نمایش نمادهای ساواک «بد» است:

«زیرا نشان می‌دهد درک عمیق و محکمی از حقوق بشر، دموکراسی و نظام حاکمیت قانون ندارند، چرا که آن سازمان مسئول نقض‌های جدی حقوق بشر است. بنابراین معتقدم باید این موضوع را بررسی و تحلیل کنیم، قطعاً باید آن را جدی بگیریم و مورد انتقاد قرار دهیم. اما در عین حال نباید امیدمان را برای گرد هم آوردن افراد مختلف با دیدگاه‌های متفاوت از دست بدهیم، چه سلطنت‌طلب باشند، چه کمونیست و چه طرفدار گروه‌های کُرد. ایده این است که افراد مختلف با دیدگاه‌ها و زاویه‌ نگاه‌های متفاوت را کنار هم بیاوریم. اما طبیعتاً افراط‌گرایان در هر دو سو کمکی به هیچ حرکت دموکراتیکی در ایران نمی‌کنند. به همین دلیل باید این موضوع را نقد کنیم و در برابر آن بایستیم.»

آقای لوکس می‌گوید در آلمان تنها نهادها و سازمان‌های خاصی طبق قوانین این کشور و زیر نظر دولت فعالیت‌های امنیتی و اطلاعاتی انجام می‌دهند و تشکیل یک سازمان امنیتی خارج از این چهارچوب «منطقی» باشد.

آیا ساواک در شکنجه و سرکوب نقش داشته؟

ساواک که در سال ۱۳۳۵خورشیدی تاسیس شد، نخستین سازمان امنیتی مدرن ایران بود که هدف اعلام‌شده‌اش مقابله با مخالفان حکومت پهلوی بود.

اما در طول دو دهه فعالیت، نام این سازمان با بازداشت گسترده مخالفان، منتقدان و دگراندیشان، سرکوب، شکنجه و فضای خفقان گره خورد.

سپهر محی‌الدین، از برگزارگنندگان «رژه مردمی ساواک» در آلمان، سرکوب سیاسی و شکنجه توسط ساواک در دوران حکومت محمدرضا شاه پهلوی را روایت‌های «ساختگی» می‌داند و می‌گوید: «صحت ندارد»

رضا پهلوی، ولیعهد پیشین ایران، سال ۲۰۱۸ در کتاب «زمان انتخاب»، عملکرد ساواک را فراتر از وظایفش توصیف کرده است و ضمن تایید شکنجه‌های ساواک در زمان حکومت پدرش نوشته است:

«وجود شکنجه نیز اثبات شده و کسی نمی‌تواند آن را انکار کند. برای من شکنجه نه تنها خلاف قانون، بلکه کاری غیرانسانی است و قادر به پذیرش و توجیه آن نیستم، این موضوع برای من بسیار دردناک است، چرا که نهایتا پدرم مسئول آن شناخته می‌شود، اما از نظر من محکومیت شکنجه، محکومیتی اصولی است، حتی اگر پای پدرم در میان باشد. نمی‌توانم هیچ توجیهی برای این قبیل اعمال پیدا کنم.»

بسیاری از زندانیان سیاسی در زمان شاه، روایت‌های فراوانی از شکنجه در بازداشت توسط ساواک ارائه داده‌اند.

نسرین آزاد، پزشک و زندانی سیاسی سابق در دوران شاه به بی‌بی‌سی می‌گوید قبل از انقلاب تحصیلات آکادمیک خود را در آمریکا به پایان رساند و به ایران بازگشت تا خدمت کند.

خانم آزاد که در زمینه تخصص بیماری‌های داخلی و فوق‌ تخصص بیماری‌های غدد مترشحه داخلی تحصیل کرده بود، وقتی به ایران بازگشت و در دانشگاه تهران به عنوان استادیار رشته پزشکی استخدام شد.

در اوایل آبان ماه ۱۳۵۴ زمانی که از دانشگاه به خانه برگشت، دید که ماموران ساواک منتظرش هستند و منزل او را تفتییش کردند:

«ساواک بدون اینکه حکم قانونی ارائه دهد یا جرم من را بگوید به منزلم آمد، خانه‌ام را بهم ریختند. آنها دو تا مقاله پیدا کردند که یکی درباره خدمت به خلق بود از مائو. این دو مقاله برای آنها کافی بود تا همان روز من را دستگیر کنند.»

نسرین آزاد می‌گوید همان روز به بازداشتگاه کمیته مشترک ضدخرابکاری ساواک منتقل شد و شکنجه‌ برای اعتراف‌گیری و اینکه چه کسی این دو مقاله را در اختیار او گذاشته، آغاز شد:

«خود ساواکی‌ها به اتاق شکنجه، اتاق تمشیت می‌گفتند؛ شلاق زدن کف پا، آویزان کردن از سقف از مچ دست و استفاده از شوک الکتریکی. سه ماه مرتب من را شکنجه کردند، معمولا روزی دو نوبت. یکی از شکنجه‌ها دستگاه آپولو بود، تختی که من را نشاندند، یک کلاه‌خود داشت و دست و پاهایم را با چیزهای فلزی بستند، سپس با یک چوب هم به کلاه فلزی ضربه می‌زدند و هم به انگشتان دست و پایم، و چون انگشتانم ورم کرده و پر خون شده بود بسیار دردناک بود.»

خانم آزاد توضیح می‌دهد یکی دیگر از شکنجه‌های ساواک به گفته او خیلی کم از آن استفاده می‌شد، قفسی فلزی بود که زندانی را در آن می‌گذاشتند و از زیر حرارت می‌دادند:

«من را مجبور کردند داخل قفس بشینم، زیرش را داغ کردند و تمام باسنم سوخت. پاهایم تا وسط رانم حسابی ورم کرده بود و کبود بود، طوری که چندین بار من را به درمانگاه بردند. سوزاندن این کوره برای من وحشتناک‌ترین شکنجه بود، چون فکر می‌کردم زنده زنده در آتش از بین خواهم رفت، در دلم با خانواده و دوستانم خداحافظی کردم.»

رضا دقتی، عکاس سرشناس ایرانی، به دلیل فعالیت‌های هنری‌اش در زمان شاه چندین بار توسط ساواک بازداشت و شکنجه شد.، او اولین بار زمانی که تنها ۱۶ سال داشت:

«در دبیرستانی که در بندرعباس بودم، یک روزنامه به نام پرواز درست کردم و مطلبی نوشتم درباره یک زن پیر ماهی‌فروش که توسط پلیس مورد اخاذی قرار می‌گرفت. چند روز بعد ساواک آمد و از دبیرستان من را برد، من را حسابی کتک زدند و همه سی و پنج نسخه مجله که فتوکپی بود را جمع کرده بودند و جلوی چشم‌انم پاره‌شان کردند.»

نام ساواک از زمان اعتراض‌های زن، زندگی، آزادی در سال ۱۴۰۲ با انتشار عکسی از پرویز ثابتی، رئیس اداره سوم ساواک و مسئول امنیت داخلی این سازمان، که در اعتراضات ایرانیان در آمریکا شرکت کرده بود، بحث‌برانگیز شد.

مدتی بعد سه ایرانی ساکن آمریکا با طرح شکایتی، آقای ثابتی را به نقش داشتن در «شکنجه و بدرفتاری» و نهادینه‌کردن شکنجه در ساختار امنیتی حکومت پهلوی متهم کردند. پرونده‌ای که هنوز در جریان است و به مرحله صدور حکم نرسیده است.

نام این سه نفر به دلیل نگرانی‌های امنیتی اعلام نشده است.

دادگاه فلوریدا درخواست پرویز ثابتی برای مختومه کردن این دعوای حقوقی را رد کرده است و قاضی تشخیص داده است که ادعاهای شاکیان از نظر حقوقی به اندازه کافی معتبر است که پرونده از مرحله ابتدایی رسیدگی عبور کند. در این مرحله، شاکیان لازم نیست ادعاهای خود را اثبات کنند؛ فقط باید آن‌قدر واقعیت و جزئیات ارائه دهند که دعوا از نظر حقوقی «قابل قبول و محتمل» به نظر برسد.

در کتاب در دامگه حادثه، که مصاحبه عرفان قانعی‌فرد با پرویز ثابتی است، آقای ثابتی وجود شکنجه در ساواک طوری که توسط گروه‌های مخالف مطرح شده را انکار کرده است. البته بعدا نقدهای فراوانی به این کتاب وارد شد.

در دوران حکومت محمدرضا شاه، بارها سازمان‌های حقوق بشری، از جمله عفو بین‌الملل، درباره وضعیت زندانیان سیاسی و شکنجه در ساواک در گزارش‌های متعددی ابراز نگرانی کرده بودند.

دیانا الطحاوی، معاون دفتر منطقه‌ خاورمیانه و شمال آفریقا در عفو بین‌الملل، به بی‌بی‌سی گفت این سازمان دهه‌هاست نقض حقوق بشر در ایران را مستندسازی می‌کند و به گفته او این مستندسازی شامل موارد نقض حقوق بشر در دهه ۱۳۵۰ توسط ساواک بوده است:

«مواردی مانند بازداشت‌های خودسرانه، سرکوب مخالفان سیاسی، و استفاده نظام‌مند از شکنجه و سایر رفتارهای غیرانسانی و تحقیرآمیز. شکنجه طبق حقوق بین‌الملل یک جرم محسوب می‌شود و به‌طور مطلق ممنوع است. هیچ شرایطی وجود ندارد که بتوان تحت آن شکنجه را توجیه کرد. عفو بین‌الملل با همه بازماندگان شکنجه در ایران، صرف‌نظر از دیدگاه‌ها یا وابستگی‌های سیاسی آن‌ها، ابراز همبستگی می‌کند.»

منتقدان و زندانیانی سیاسی زمان شاه می‌گویند نمایش نماد ساواک در اروپا، تلاشی برای بازسازی و عادی‌سازی چهره یکی از مخوف‌ترین نهادهای امنیتی تاریخ معاصر ایران است.

در شبکه‌های اجتماعی، بسیاری از کاربران ایرانی استفاده از نماد ساواک را محکوم کرده‌اند و می‌گویند مخالفت با جمهوری اسلامی، نمی‌تواند به معنای نادیده گرفتن نقض حقوق بشر در گذشته باشد.

نسرین آزاد به بی‌بی‌سی می‌گوید این امکان وجود دارد که «روزی هم سازمان‌های امنیتی جمهوری اسلامی پرچم‌شان را مانند ساوام بلند کندد و بگویند ما برای شما امنیت، آزادی و ثبات آوردیم.»