جرمی بوئن: توافق آمریکا و ایران این پرسش را مطرح می‌کند که هدف از جنگ چه بود؟

زنی با لباس سیاه در ۱۵ ژوئن از مقابل نقاشی دیواری ضد آمریکایی در بیرون سفارت سابق آمریکا در تهران عبور می‌کند

منبع تصویر، AFP via Getty Images

توضیح تصویر، غیرنظامیان ایرانی ماه‌ها زیر تهدید حملات زندگی کرده‌اند
    • نویسنده, جرمی بوئن
    • شغل, سردبیر بین‌الملل بی‌بی‌سی
  • منتشر شده در
  • زمان مطالعه: ۶ دقیقه

یادداشت تفاهمی که دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا و مسعود پزشکیان، رئیس جمهور ایران امضا کرده‌اند، پیامدهای سیاسی، نظامی و اقتصادی تصمیم نسنجیده حمله به ایران در ۲۸ فوریه را تشریح می‌کند.

هزینه انسانی این جنگ از هم‌ اکنون روشن است. هزاران نفر که بسیاری از آنان غیرنظامی بوده‌اند، در ایران و لبنان کشته شده‌اند.

آمریکا، و در نتیجه اسرائیل، متحمل یک شکست راهبردی شده‌اند. حکومت تهران با بدترین کابوس خود روبه‌رو شد: یک عملیات نظامی مشترک برای فلج کردن یا نابودی آن به دست آمریکا، قدرتمندترین قدرت جهان، و اسرائیل، ابرقدرت خاورمیانه. این حکومت نه‌ تنها دوام آورده، بلکه قدرت بیشتری نیز پیدا کرده است.

راهبرد ایران برای بستن تنگه هرمز و در نتیجه متوقف کردن یک پنجم عرضه جهانی نفت و گاز و همچنین دیگر اجزای حیاتی اقتصاد جهانی، دونالد ترامپ را وادار کرده است با مجموعه‌ای از امتیازها موافقت کند. امتیازهایی که خشم و نگرانی تندروهای ضدایرانی آمریکا و دولت اسرائیل را برانگیخته است.

این یادداشت تفاهم، خواستار پایان جنگ در لبنان است. اسرائیل می‌گوید چنین چیزی نمی‌تواند رخ دهد. این کشور خواهان آزادی عمل در لبنان است و این موضوع ظرفیت آن را دارد که شکافی حتی عمیق‌تر میان اسرائیل و آمریکا ایجاد کند و به سود تندروهای ایرانی که با هرگونه توافق با آمریکایی‌ها مخالف‌اند، تمام شود.

در مقابل بازگشایی تنگه هرمز، متن یادداشت تفاهم می‌گوید آمریکا محاصره متقابل بنادر ایران را پایان خواهد داد، تحریم‌ها را به گونه‌ای تعلیق خواهد کرد که ایران بتواند میلیاردها دلار از صادرات نفت درآمد کسب کند و روند بازگرداندن میلیاردها دلار دیگر به ایران را از طریق آزادسازی دارایی‌های مسدود شده این کشور در خارج آغاز خواهد کرد.

اینها پیش از آن است که دو طرف وارد کار دشوار مذاکره بر سر توافق هسته‌ای شوند. این بهایی است برای بازگشت به وضعیتی که در ۲۷ فوریه وجود داشت. یک روز پیش از آنکه آمریکا و اسرائیل جنگ را آغاز کنند. در آن روز تنگه هرمز برای کشتیرانی باز بود و مذاکره‌کنندگان آمریکایی و ایرانی درباره یک توافق هسته‌ای گفت‌وگو می‌کردند.

امضای این یادداشت تفاهم به این معناست که مذاکره‌کنندگان دوباره کار خود را آغاز خواهند کرد و کشتی‌ها خواهند توانست از تنگه هرمز عبور کنند.

از % title % عبور کنید و به ادامه مطلب بروید
خبرنامه بی‌بی‌سی فارسی

گزیده‌ای از مهم‌ترین خبرها، گزارش‌های میدانی و گفت‌وگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.

اینجا مشترک شوید

پایان % title %

آنتونی بلینکن، وزیر خارجه دولت جو بایدن، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «تنها دستاورد آتش‌بس احتمالا بازگشایی تنگه هرمز است. تنگه‌ای که پیش از آغاز جنگ هم باز بود. و ظاهرا قرار است برای انجام این کار به ایران پول هم بدهیم.»

پرسش از اینکه دقیقا هدف این جنگ چه بوده است، گریز ناپذیر است و از میان نخواهد رفت. این جنگ تا اینجا بزرگ‌ترین اشتباه سیاست خارجی دونالد ترامپ محسوب می‌شود.

این مساله همچنین ممکن است به معنای پایان دوران طولانی فعالیت سیاسی بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل باشد. او در اکتبر با انتخابات روبه‌رو است و باید در برابر رای‌دهندگان اسرائیلی درباره نقش خود در شکست‌های امنیتی، که بدترین شکست‌ها در تاریخ اسرائیل محسوب می‌شوند، پاسخگو باشد. شکست‌هایی که باعث شد دستگاه‌های نظامی و اطلاعاتی مشهور اسرائیل نتوانند طرح حماس برای حمله از غزه به اسرائیل در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ را شناسایی کنند. سیاست‌های نظامی سخت‌گیرانه بنیامین نتانیاهو و بی‌اعتنایی او به دیپلماسی، دست‌کم تا حدی، برای بازسازی اعتبار او به عنوان نماد امنیت اسرائیل طراحی شده بود.

ایران همواره از قدرت بالقوه بستن تنگه هرمز آگاه بود. ارتش آمریکا، دیپلمات‌ها و دستگاه‌های اطلاعاتی این کشور نیز همین آگاهی را داشتند.

اما علی خامنه‌ای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی ایران، که مردی سالخورده و محتاط بود، ترجیح داد خطر استفاده از تنگه به عنوان سلاح را نپذیرد.

پس از آنکه اسرائیل او و نزدیک‌ترین مشاورانش را در نخستین موج حملات هوایی جنگ کشت، جانشینان او تشخیص دادند که درگیر نبردی برای بقا هستند و در بستن تنگه تردیدی به خود راه ندادند.

بنیامین نتانیاهو و دونالد ترامپ در حالی که مقابل پرچم‌های آمریکا و اسرائیل ایستاده‌اند با یکدیگر دست می‌دهند. هر دو کت‌وشلوار سرمه‌ای و کراوات قرمز بر تن دارند و دونالد ترامپ به سوی بنیامین نتانیاهو اشاره می‌کند

منبع تصویر، Reuters

توضیح تصویر، روابط دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو در نتیجه اقدامات نظامی اسرائیل در لبنان تحت فشار قرار گرفته است

آنها قدرت کنترل یکی از گلوگاه‌های اقتصادی جهان را کشف کرده‌اند. این سلاحی بسیار قابل‌ استفاده‌تر و بسیار ارزان‌تر از شبکه متحدان و نیروهای نیابتی است که ایران طی دهه‌ها و با صرف میلیاردها دلار در خاورمیانه ایجاد کرده بود.

به استثنای حکومت اسد در سوریه که در پایان سال ۲۰۲۴ سقوط کرد، آنچه ایران «محور مقاومت» می‌نامد، به‌زحمت همچنان پابرجا است. اما این محور چنان از سوی اسرائیل آسیب دیده است که این پرسش مطرح است که آیا اساسا هنوز توان «مقاومت» دارد یا نه.

ایران همچنین منابع مالی زیادی را صرف برنامه هسته‌ای کرده است. برنامه‌ای که همچنان انکار می‌کند برای ساخت سلاح طراحی شده بود، اما بدون تردید برای تهران یک گزینه و یک ابزار تهدید فراهم می‌کرد.

اما همین برنامه جنگی را برانگیخت که با وجود بقای حکومت، خسارت عظیمی به ایران وارد کرده است.

در مقابل، بستن تنگه هرمز آسان بود و اثری سریع و ویرانگر داشت و دامنه خسارت را به کشورهای عرب صادرکننده نفت و بخش بزرگی از جهان گسترش داد.

قدرت نیروی هوایی آمریکا و اسرائیل مجموعه‌ای از پیروزی‌های تاکتیکی به دست آورد. اما این پیروزی‌ها برای جلوگیری از یک شکست راهبردی کافی نبود. دلیل آن این بود که راهبرد آمریکا و اسرائیل برای تغییر حکومت بر مجموعه‌ای از فرضیات سهل‌انگارانه و نادرست استوار شده بود.

آنها تصور می‌کردند کشتن رهبر جمهوری اسلامی باعث فروپاشی حکومت خواهد شد.

اما طی نزدیک به نیم قرن، نهادهای جمهوری اسلامی به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در برابر تلاش‌ها برای نابودی‌شان مقاومت کنند.

ایران مانند ونزوئلا نبود. یک دیکتاتوری فاسد آمریکای لاتین که پس از ربوده شدن رهبرش و محاکمه او در آمریکا فرو پاشید. حکومت ایران بی‌تردید فاسد و به‌شدت سرکوبگر است. مردان آن در ژانویه هزاران معترض را در خیابان‌های ایران کشتند اما این حکومت همچنین بر ایدئولوژی، باور دینی و درکی از امنیت ملی، شهادت و بقا استوار است که از جنگ ویرانگر با عراق صدام حسین در دهه ۱۹۸۰ شکل گرفت.

دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا هنگام آغاز جنگ گفت حکومت تهران سقوط خواهد کرد. او به مردم ایران گفت خود را برای فرصتی که شاید تنها یک بار در هر نسل پیش بیاید آماده کنند تا کشورشان را پس بگیرند. مدت کوتاهی بعد نیز خواستار تسلیم بی‌قید و شرط آن شد.

بنیامین نتانیاهو که بارها تلاش کرده بود و نتوانسته بود روسای جمهور پیشین آمریکا در کاخ سفید را به جنگ با ایران متقاعد کند، برای توصیف عظمت آنچه تصور می‌کرد در شرف وقوع است، از زبان کتاب مقدس استفاده کرد و گفت: «این ائتلاف نیروها به ما اجازه می‌دهد کاری را انجام دهیم که ۴۰ سال آرزویش را داشته‌ام: درهم کوبیدن حکومت ترور از هر سو.»

هیچ‌ یک از این دو نفر به هدف خود نرسیدند.

یادداشت تفاهم یک توافق نهایی نیست. این توافقی برای گفت‌وگو درباره بزرگ‌ترین مسئله میان دو طرف، یعنی برنامه هسته‌ای ایران، است. اما از همان ابتدا مشوق‌های مهمی برای ایران در آن گنجانده شده است. آمریکا گفته است اگر مذاکرات پیشرفت کند، تحریم‌ها را لغو خواهد کرد.

همه چیز به موفقیت ۶۰ روز گفت‌وگو درباره توافق هسته‌ای وابسته است. گفت‌وگوهایی که می‌توانند تمدید شوند و احتمالا هم خواهند شد، زیرا مسائل مطرح‌شده پیچیده هستند. هیچ‌ یک به دیگری اعتماد ندارد. چیزهای زیادی ممکن است اشتباه پیش برود. تندروها در واشنگتن، تهران و اسرائیل نمی‌خواهند این توافق موفق شود.

ایران ممکن است در این روند زیاده‌خواهی کند، در مذاکرات پیش رو حداکثر خواسته‌های خود را مطرح کند و در نتیجه دستاوردهای اقتصادی‌ را که می‌تواند اقتصاد ازهم‌گسیخته آن را نجات دهد، به خطر بیندازد.

اما این توافق بسیار بهتر از جنگی است که هزاران نفر را کشته و اقتصاد جهانی را در معرض خطر رکود قرار داده است.

اگر توافق هسته‌ای حاصل شود، به گونه‌ای که هم آمریکا و هم ایران از آن رضایت داشته باشند، و اگر هر دو طرف به وعده‌های خود عمل کنند، خاورمیانه می‌تواند دگرگون شود. اما این «اگر» بزرگی است که در انتهای یک مذاکره طولانی و دشوار قرار دارد.