اپل با مدیریت جان ترنوس چقدر تغییر می‌کند؟

    • نویسنده, زویی کلاینمن
    • شغل, بی‌بی‌سی
  • زمان مطالعه: ۶ دقیقه

اپل از مدت‌ها پیش برای این جانشینی برنامه‌ریزی کرده است.

مدتی بود که شایعاتی در مورد کناره‌گیری تیم کوک ۶۵ ساله به گوش می‌رسید و در حالی که نام چند جایگزین بالقوه مطرح شد، نامی که بیش از همه بر سر زبان‌ها افتاد، جان ترنوس ۵۱ ساله، معاون بخش سخت‌افزار شرکت بود.

اخیرا در بریتانیا ملاقاتی غیررسمی با او داشتم و همان زمان پرسیدم که آیا واقعا وارث تاج و تخت اپل است یا نه. او خندید و با مهارت تمام، پاسخی داد که در تحریریه‌های خبری به «پاسخ سیاستمدارانه» معروف است؛ یعنی در واقع اصلا به سئوال جواب نداد.

او در عوض، با اشتیاق از رهبری تیم کوک تمجید کرد؛ هرچند که دلیل مشخص دیگری وجود نداشت که چرا حدود ۲۵ سال پس از پیوستنش به شرکت، ناگهان برای نوشیدن قهوه با او دعوت شدم.

آقای ترنوس را فردی مودب و صمیمی یافتم و هر چه به من گفت، اگرچه کمی بی‌روح، اما بی‌نقص ارائه شد. ای کاش می‌توانستم بگویم که خبر دست‌ اولی از او بیرون کشیدم ولی حتی برای یک لحظه هم از موضعش کوتاه نیامد.

اپل به‌طرز کلافه‌کننده‌ای در مدیریت دقیق آنچه می‌خواهد بگوید، حتی در جلسات خصوصی، مهارت دارد. او شاید توانسته باشد از پاسخ به سئوالاتم طفره برود اما اپل، به رغم موفقیت عظیمش، با چالش‌های جدی روبروست.

نحوه پاسخگویی آقای ترنوس به این چالش‌ها، نقشی تعیین‌کننده در آینده این غول فناوری خواهد داشت.

تمرکز بر سخت‌افزار

می‌توان گفت که شرکت اپل جایگزینی از جنس خود کوک برای او انتخاب کرده است: آرام، استوار و قابل اعتماد. در حالی که استیو جابز، یکی از بنیان‌گذاران شرکت، به نابغه بودن اما در عین حال بدقلق بودن و تندخویی شهرت داشت، تصور اینکه تیم کوک یا جان ترنوس واقعا از کوره در بروند، دشوار است.

هیچ‌کدام از آن‌ها جزو شخصیت‌های آتشینی نیستند که الان بر فضای عمومی آمریکا تسلط دارند. کوک و جابز در مجموع حدود ۳۰ سال از تاریخ ۵۰ ساله اپل را مدیریت کرده‌اند و به رغم این که کوک چند سال پیش به من گفت «هیچ عذر موجهی» برای کمبود زنان در بخش فناوری وجود ندارد، اپل، مانند بسیاری از شرکت‌های بزرگ فناوری، هنوز زنی را در راس امور قرار نداده است.

از جان ترنوس با لحنی محبت‌آمیز به عنوان «مرد محصول‌محور» یاد می‌شود. او به من گفت که دوست دارد در کار تیم‌های توسعه، حضوری فعال و مستقیم داشته باشد. تیم کوک در ابتدا به عنوان «مرد اجرایی» شناخته می‌شد ولی او نیز علاقه بسیار زیادی به سخت‌افزار دارد.

اولین باری که دیدمش، مجذوب دستگاه ضبط صدای قدیمی‌ام که متعلق به بی‌بی‌سی بود، شد؛ آن را در دستانش می‌چرخاند و دکمه‌ها و عقربه‌هایش را تحسین می‌کرد (من البته کمی نگران بودم که شاید آن‌ها را دست‌کاری کند.)

به او گفتم که مجبور شدم از تیم او هدفون باسیم قرض بگیرم چون هدفون خودم خراب شده بود و به شوخی از این که در عصر ایرپاد، هنوز استفاده از آن‌ها در دفتر مرکزی اپل مجاز است، ابراز تعجب کردم. او با جدیت تمام به من گفت که آن‌ها هنوز این محصول را می‌فروشند.

مدتی بعد، یکی از اعضای تیمش به من گفت که کوک هنگام بازدید از یک فروشگاه اپل در اروپا، هدفون‌های باسیم را روی دیوار دیده و از همکارش خواسته بود به من بگوید که آن‌ها هنوز پرطرفدارند.

برای آقای کوک مایه تاسف است که آخرین محصول بزرگی که عرضه کرد، یعنی سربند واقعیت مجازی اپل یا همان ویژن پرو، که سال‌ها پس از فراگیر شدن واقعیت مجازی وارد بازار شد و قیمتش ده برابر رقبا بود، ظاهرا موفقیت‌آمیز نبوده است.

رئیس جدید، چالش‌های جدید

بزرگ‌ترین چالش پیش روی آقای ترنوس، هوش مصنوعی است.

اپل به حرکت آهسته و استراتژیک شهرت دارد و این رویکرد تا امروز در زمینه گجت‌هایش سود سرشاری نصیب این شرکت کرده است. آیفون زمان عرضه در سال ۲۰۰۷، اولین گوشی هوشمند بازار نبود ولی محصولی بود که چشم‌انداز این صنعت را از نو تعریف کرد.

با این حال، اپل با انتقاداتی مبنی بر کندی در پاسخ به تقاضای فزاینده برای هوش مصنوعی روبرو شده است؛ این شرکت در نهایت تصمیم گرفت فناوری چت‌جی‌پی‌تی شرکت اوپن‌ای‌آی و جمنای گوگل را در سیستم‌عامل‌هایش ادغام کند و برخلاف انتظار، در این حوزه پررونق صنعت، مشارکت با دیگران را بر هوش مصنوعی اختصاصی ترجیح داد.

با این حال، هوش مصنوعی به رغم تمام هیاهوها، هنوز با آزمون و خطا همراه است و گزارش‌هایی از نرخ ناامیدکننده پذیرش در میان کسب‌وکارها و زمزمه‌هایی مبنی بر بزرگ‌نمایی بیش از حد آن به گوش می‌رسد.

سوزانا استریتر، استراتژیست ارشد سرمایه‌گذاری در ولث کلاب، می‌گوید: «اپل تمام توانش را صرف فرصت‌های هوش مصنوعی نکرده است. انتظار می‌رود که جان ترنوس این استراتژی تدافعی را بدون تخصیص بیش از حد سرمایه ادامه دهد؛ موضوعی که با توجه به نگرانی‌ها درباره احتمال ترکیدن حباب هوش مصنوعی، منطقی به نظر می‌رسد.»

البته این موضوع را به گوش دیگر غول‌های فناوری نرسانید که تمام توان و دارایی خود را پای هوش مصنوعی گذاشته‌اند.

یکی از مراحل بعدی در چشم‌انداز گسترده‌تر هوش مصنوعی، تجسم فیزیکی آن است که اساسا به معنای ربات‌هاست. آیا ترنوس باید به این فکر باشد که رونمایی بزرگ بعدی اپل یک ربات انسان‌نما باشد؟ آیا این شرکت می‌تواند از صفحه نمایش‌های کوچک به سمت ربات‌های بزرگ تغییر مسیر دهد؟

محصولات مصرفی شخصی اپل به طراحی کوچک و صیقلی مشهور هستند اما هوش مصنوعی لزوما نباید در دستان شما زیبا به نظر برسد و حس خوبی منتقل کند؛ بلکه باید کارایی داشته باشد.

چالش دیپلماتیک دیگری نیز وجود دارد که ترنوس باید آن را مدیریت کند: چطور با رئیس‌جمهور آمریکا که به دمدمی‌مزاج بودن مشهور است، کنار بیاید.

تیم کوک همواره گفته است که از نظر سیاسی بی‌طرف است. با این حال، او به صندوق مراسم تحلیف دونالد ترامپ کمک مالی کرد و همچنین مجسمه‌ای نسبتا پرزرق‌وبرق با پایه‌ای از طلای ۲۴ عیار به او هدیه داد.

با وجود این، اپل در جریان علاقه ترامپ برای وضع تعرفه‌ها ضربه خورد؛ زیرا به ‌رغم انتقال خطوط تولید از چین به هر جای ممکن، این شرکت هنوز نتوانسته است خود را به‌طور کامل از این قطب تولیدی شرق رها کند.

ترامپ اما روز سه‌شنبه در یک پست طولانی در شبکه‌های اجتماعی نوشت که «همیشه طرفدار بزرگ تیم کوک بوده» و کوک گاهی با او تماس می‌گرفته تا در مسائل مربوط به کسب‌وکار از او کمک بخواهد .او متن خود را با این جملات به پایان برد: «خیلی ساده بگویم، تیم کوک آدم فوق‌العاده‌ای است!!!»

در نهایت، در عصری که قدرت در دست شخصیت‌هاست، جالب خواهد بود که ببینیم جان ترنوس، قهرمان سابق شنا، چقدر از زندگی خصوصی‌اش را به اشتراک خواهد گذاشت.

کوک سال ۲۰۱۴ اعلام کرد که همجنس‌گراست اما به‌جز این مورد، هرگز چیز زیادی از زندگی خارج از محیط کار خود بروز نداده است. گمان می‌کنم اپل تمام زندگی اوست، چه در داخل و چه در خارج از محیط کار. او زمانی به من اعتراف کرد که «الگوی چندان خوبی» برای ایجاد تعادل میان کار و زندگی نیست.

آقای کوک همیشه ترجیح می‌داد که مراسم بزرگ عرضه محصولات تازه را از قبل ضبط کند و در حالی که جابز روی صحنه بالا و پایین می‌پرید، سبک ارائه کوک احتمالا دقیق‌تر و بی‌نقص‌تر ولی با شور و هیجان کمتری همراه بود.

ترنوس باید تصمیم بگیرد که آیا در فرهنگی که تشنه اصالت است و می‌خواهد قدرتمندترین چهره‌های جهان را همان‌گونه که هستند ببیند (یا دست‌کم شاهد نقش‌آفرینی خوب آن‌ها در این قالب باشد)، بیشتر از قبل باب گفت‌وگو را باز کند یا نه.