شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
آیا روزهای میانجیگری پاکستان بین آمریکا و ایران به شماره افتاده است؟
- نویسنده, عمر دراز ننگیانه
- شغل, بیبیسی اردو، اسلامآباد
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۸ دقیقه
در حالی که در روزهای اخیر برخی محافل در آمریکا نسبت به نقش پاکستان به عنوان میانجی مذاکرات ایران و آمریکا ابراز تردید کردهاند، واشنگتن و تهران بار دیگر بر اعتماد خود به نقش اسلامآباد تاکید کردهاند.
با این حال، به نظر میآید روند میانجیگری در بنبست قرار گرفته است. ایران چند روز پیش پیشنهادهای خود درباره آتشبس را از طریق پاکستان برای آمریکا فرستاد، اما دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، این پیشنهادها را «غیرقابل قبول» خواند و رد کرد.
از آن زمان تاکنون، تحول مهمی در این فرایند رخ نداده است.
اما تنها یک روز پیش از آغاز سفر دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، به پکن، چین از طریق خبرگزاری رسمی خود پیامی منتشر کرد و از پاکستان خواست «روند میانجیگری میان آمریکا و ایران را تسریع کند».
بر اساس گزارش این خبرگزاری، وزیران خارجه چین و پاکستان در گفتوگویی تلفنی درباره این موضوع رایزنی کردند. پکن همچنین از اسلامآباد خواسته است «در حلوفصل مناسب مسائل مربوط به بازگشایی تنگه هرمز ایفای نقش کند.»
این پیامها در شرایطی منتشر شدهاند که از یک سو روسایجمهور آمریکا و چین در پکن دیدار کردهاند و جنگ ایران بخشی از دستور کار گفتوگوهای آنها بوده، و از سوی دیگر در داخل آمریکا برخی محافل درباره نقش پاکستان به عنوان میانجی ابراز تردید کردهاند.
اکنون پرسش اصلی این است که اسلامآباد چگونه میتواند روند میانجیگری را که ظاهرا در بنبست قرار گرفته و فعلا بیشتر به انتقال پیام محدود شده، تسریع کند؟
آیا پاکستان آنقدر بر ایران و آمریکا نفوذ دارد که بتواند فراتر از انتقال پیام، نقش موثرتری ایفا کند؟
کارشناسان معتقدند چین، دستکم بر ایران نفوذ قابل توجهی دارد. بنابراین این پرسش نیز مطرح است که چرا خود چین مستقیما وارد میدان نمیشود و ترجیح میدهد پشت سر پاکستان قرار بگیرد.
پیش از پاسخ به این پرسشها، باید به این موضوع بپردازیم که چرا چین مایل است پاکستان روند میانجیگری را تسریع کند.
منافع چین در آتشبس میان آمریکا و ایران چیست؟
محمد شعیب، استادیار دانشکده سیاست و روابط بینالملل دانشگاه قائد اعظم اسلامآباد، از جمله پژوهشگرانی است که تحولات دیپلماسی آمریکا و سیاست چین را از نزدیک دنبال میکند.
او در گفتوگو با بیبیسی، با اشاره به توافق چند سال پیش میان ایران و عربستان سعودی، گفت چین، هم از این دو کشور مهم خاورمیانه نفت وارد میکند و هم آنها را بازارهای بزرگی برای کالاهای خود میداند.
او گفت: «چین برای تامین نیازهای انرژی خود وابستگی زیادی به این دو کشور دارد. بنابراین در راستای منافع چین است که در این منطقه صلح برقرار باشد، تنگه هرمز باز بماند و بازارهای این کشور نیز ثبات داشته باشند.»
هرچه جنگ طولانیتر شود و ثبات منطقه بیشتر آسیب ببیند، زیان آن برای چین بیشتر خواهد بود.
به گفته او، چین با این پیام میخواهد نشان دهد که از نقش پاکستان حمایت میکند و خود نیز خواهان پایان این جنگ است.
«حرکت به سمت وضعیت نه جنگ و نه صلح»
عبدالباسط، پژوهشگر ارشد مدرسه مطالعات بینالمللی اس راجاراتنام در سنگاپور، نیز با این ارزیابی موافق است. او به بیبیسی گفت: «چین اکنون میخواهد این جنگ از طریق میانجیگری پایان یابد.»
به باور او، جنگی که با حملات آمریکا و اسرائیل به ایران آغاز شد، اکنون به سمت وضعیتی شبیه «نه جنگ و نه صلح» حرکت میکند؛ وضعیتی که در آن بنبست به حالت عادی تبدیل میشود.
او میگوید: «اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، تنگه هرمز بسته بماند و محاصره دریایی ایران از سوی آمریکا ادامه یابد، شرایط به سود چین نخواهد بود، زیرا بخش عمده واردات انرژی چین از خاورمیانه تامین میشود.»
به همین دلیل، چین خواهان آن است که پاکستان تلاشهای میانجیگرانه را سرعت بخشد. آقای عبدالباسط میگوید چین همچنین میخواهد نشان دهد که در کنار پاکستان ایستاده و از نقش این کشور به عنوان میانجی حمایت میکند.
آیا پاکستان میتواند روند میانجیگری را تسریع کند؟
آقای عبدالباسط میگوید واقعیت این است که پاکستان، فراتر از نقش انتقال پیام، عملا کار زیادی نمیتواند انجام دهد.
او میگوید: «یکی از دلایل این مسئله این است که پاکستان آگاهانه دو قدم عقب ایستاده و نقش خود را تنها به پیامرسانی محدود کرده است، نه ارائه توصیه یا پیشنهاد به هیچیک از دو طرف. زیرا اسلامآباد نمیخواهد اگر مشکلی پیش آمد، مسئولیت آن متوجه پاکستان شود.»
این پژوهشگر میافزاید: «اما پاکستان به عنوان میانجی میتواند هر دو طرف را تشویق کند که روند آتشبس را تسریع کنند. همچنین میتواند بر این موضوع تاکید کند که ابتدا بر دستیابی به آتشبس کامل تمرکز کنند و پس از آن، گفتوگو درباره مسائل پیچیدهتر ادامه یابد.»
محمد شعیب نیز میگوید در حال حاضر پاکستان تقریبا تمام ظرفیتی را که برای ایفای نقش میانجی در اختیار دارد، به کار گرفته و فراتر از آن، امکان اقدام بیشتری ندارد، هرچند همچنان به هر دو طرف، یعنی آمریکا و ایران، دسترسی دارد.
او میگوید: «وظیفه میانجی همین است که میان دو طرف رفتوآمد کند و پیامها را منتقل کند. پاکستان میتواند آنها را تشویق کند که ابتدا مرحله فعال جنگ را متوقف کنند و سپس مذاکره را درباره دیگر مسائل حلنشده ادامه دهند.»
آقای شعیب میگوید: «تنش میان ایران و آمریکا سابقهای چهلساله دارد. بنابراین نمیتوان انتظار داشت همه اختلافها در قالب یک سند واحد حلوفصل شود.»
به همین دلیل، کارشناسان معتقدند پاکستان با استفاده از دسترسی مستقیم به مقامهای آمریکایی و همچنین حمایت چین، میتواند دو طرف را به حرکت به سوی آتشبس کامل تشویق کند تا دستکم در کوتاهمدت ثبات به منطقه بازگردد.
پاکستان در این مسیر با چه موانعی روبهرو است؟
به گفته محمد شعیب یکی از مشکلات اصلی پاکستان، مسئله اسرائیل است.
او میگوید: «پاکستان با اسرائیل روابط یا ارتباط مستقیم ندارد، در حالی که اسرائیل یکی از بازیگران اصلی این جنگ است. حتی پس از آتشبس موقت و در دور نخست مذاکرات ایران و آمریکا، پاکستان برای مهار اقدامات اسرائیل در لبنان ناچار شد از آمریکا درخواست کمک کند.»
او همچنین میگوید: «یکی دیگر از مشکلات پاکستان، لابیهایی در آمریکاست که از اسرائیل حمایت و با پاکستان مخالفت میکنند. این گروهها با مطرح کردن سوابق پاکستان تلاش میکنند فضا را به سمتی ببرند که درباره نقش کنونی این کشور تردید ایجاد شود.»
سابقه طولانی تنش میان ایران و آمریکا نیز باعث شده اعتماد میان دو کشور بسیار محدود باشد و همین موضوع کار پاکستان را به عنوان میانجی دشوارتر میکند.
آقای شعیب میگوید: «درگیری نظامی فعال پایان یافته، اما اکنون هم ایران و هم آمریکا میخواهند برای آتشبس کامل به توافقی برسند که بتوانند آن را در داخل کشور خود نوعی پیروزی جلوه دهند.»
برای مثال، دونالد ترامپ میخواهد توافقی به دست آورد که بتواند در آمریکا آن را به عنوان توافقی بهتر از برجام در زمان ریاستجمهوری باراک اوباما معرفی کند.
در مقابل، ایران نیز میخواهد به توافقی برسد که بتواند آن را در داخل کشور به عنوان یک پیروزی به افکار عمومی ارائه کند؛ از جمله از طریق لغو تحریمهای اقتصادی آمریکا یا جبران خسارتهای ناشی از جنگ.
«هر دو طرف میخواهند همه چیز همین الان حل شود»
عبدالباسط، پژوهشگر ارشد مطالعات بینالملل، میگوید همین مسئله بزرگترین چالش پیش روی پاکستان است.
او میگوید: «به دلیل نبود اعتماد میان ایران و آمریکا، هر دو طرف میخواهند همه چیز همین الان حل شود. تصور میکنند اگر اکنون به اهدافشان نرسند، شاید بعدا دیگر فرصتی وجود نداشته باشد. برای همین هر دو فکر میکنند زمان انجام همه چیز همین حالاست.»
آقای عبدالباسط بر این باور است یکی دیگر از مشکلات این است که در داخل ایران، به ویژه درباره مواضع سیاسی، اختلافنظرهایی دیده میشود. به گفته او، جریانهای تندرو در ساختار قدرت حضور دارند و سپاه پاسداران معمولا مواضع سختگیرانهتری اتخاذ میکند.
او میگوید: «همین اختلافها باعث میشود موضعی کاملا یکپارچه از سوی ایران دیده نشود.»
به گفته او، در واشنگتن نیز لابیها و جریانهای مختلفی با دیدگاههای متفاوت در داخل دولت دونالد ترامپ فعال هستند.
او میگوید: «تعداد بازیگران بسیار زیاد است و همه این عوامل در کنار هم، کل این روند را پیچیدهتر میکند. این همان چیزی است که کار پاکستان را دشوار کرده است.»
آیا ممکن است موقعیت پاکستان آسیب ببیند؟
یکی از پرسشهایی که با طولانیتر شدن جنگ بیش از پیش مطرح میشود، مربوط به جایگاه پاکستان به عنوان میانجی است. پس از آنکه در برخی گزارشهای اخیر رسانههای آمریکایی تردیدهایی درباره نقش پاکستان مطرح شد، مقامهای آمریکایی بار دیگر از اعتماد خود به پاکستان سخن گفتهاند.
ایران پیشتر اعلام کرده بود که «پاکستان همچنان میانجی مورد اعتماد آن است». کشورهای دیگری در منطقه، از جمله قطر و ترکیه، نیز از نقش پاکستان حمایت کردهاند. با این حال این پرسش همچنان مطرح است که اگر روند میانجیگری همچنان در بنبست باقی بماند، آیا جایگاه پاکستان در آینده آسیب خواهد دید؟ و آیا ممکن است این موضوع پیامدهای منفی برای اسلامآباد داشته باشد؟
آقای شعیب معتقد است بازیگران مهم در واشنگتن به خوبی میدانند که برخی بحثهای مطرحشده از سوی گروههای خاص، چندان پایه محکمی ندارد.
او میگوید: «به همین دلیل بعید به نظر میرسد جایگاه پاکستان به عنوان میانجی آسیب ببیند.»
او همچنین تاکید میکند: «پاکستان بخشی از این روند است، نه طراح مستقل آن؛ یعنی صرفا شرایط را برای گفتوگو میان دو طرف فراهم میکند.»
به همین دلیل، به باور او، حتی اگر در آینده تحولاتی در این روند رخ دهد، آسیب جدی متوجه پاکستان نخواهد شد.
آقای عبدالباسط نیز میگوید حتی اگر جنگ طولانی شود و آتشبس کامل نیز حاصل نشود، اعتبار پاکستان لطمه نخواهد دید.
او میگوید: «تلاشهای پاکستان پیشاپیش مورد توجه قرار گرفته است. پاکستان تاکنون با موفقیت نشان داده که برای تحقق آتشبس به طور جدی تلاش کرده است.»
او افزود: «اما جدا از مسئله آتشبس، اگر جنگ ادامه پیدا کند، پاکستان نیز مانند دیگر کشورها با مشکلات اقتصادی روبهرو خواهد شد. حتی ممکن است شرایط برای پاکستان دشوارتر باشد، زیرا به دلیل توافقهای دفاعی با عربستان سعودی، احتمال دارد در سطح نظامی نیز درگیر تحولات منطقه شود.»
او هشدار میدهد: «این وضعیت میتواند به تیرگی احتمالی روابط پاکستان با ایران و همچنین پیچیدگیهای سیاسی داخلی منجر شود؛ به ویژه در شرایطی که پاکستان هماکنون نیز در دو مرز خود با تنش روبهرو است.»