از نتانیاهو تا رقیبانش؛ انتخابات اسرائیل چه معنایی برای ایران دارد؟

    • نویسنده, سعید جعفری
    • شغل, روزنامه‌نگار
  • منتشر شده در
  • زمان مطالعه: ۱۲ دقیقه

در آستانه انتخابات پارلمانی اسرائیل، مخالفان بنیامین نتانیاهو برای پایان دادن به نخست‌وزیری سیاستمداری تلاش می‌کنند که رکوردار حضور در قدرت است.

اختلاف مخالفان با دولت بر سر مسائل داخلی، از مسئولیت شکست امنیتی هفتم اکتبر گرفته تا معافیت حریدی‌ها از خدمت سربازی، آشکار است. اما پس از دو رویارویی مستقیم ایران و اسرائیل، این پرسش مطرح است که تغییر احتمالی دولت چه تاثیری بر سیاست این کشور در قبال تهران خواهد داشت.

گای زیو، استاد مطالعات اسرائیل در دانشگاه امریکن در واشنگتن، به بی‌بی‌سی فارسی می‌گوید: «در رویکرد اسرائیل به ایران، تفاوت‌های قابل تشخیص اندکی میان سیاست‌های نتانیاهو و دیدگاه‌های احزاب دیگر، از جمله مخالفان، وجود دارد. انتقادها از نتانیاهو درباره ایران معمولا به راهبرد و تاکتیک مربوط می‌شود، نه هدف از میان بردن آنچه تهدید ایران علیه اسرائیل تلقی می‌شود.»

نظرسنجی‌های منتشرشده در روزهای اخیر تصویر یکدستی از افکار عمومی جامعه اسرائيل ارائه نمی‌دهد و به نظر می‌رسد رقابتی بسیار نزدیک در راه باشد.

چهار جریان اصلی مخالف نتانیاهو را حزب یاشار به رهبری گادی آیزنکوت، فهرست مشترک بنت و لاپید، اسرائیل خانه ما و دموکرات‌ها تشکیل می‌دهند. احزاب عرب جدا از این اردوگاه محاسبه می‌شوند و نقش احتمالی آن‌ها در تشکیل دولت همچنان روشن نیست. علاوه بر این، عبور یا عدم عبور احزاب کوچک از حد نصاب می‌تواند در تعیین اکثریت پارلمانی نقشی تعیین‌کننده داشته باشد.

اردوگاه نتانیاهو؛ ادامه رویارویی با ایران

لیکود، شاس، اتحاد یهودیت توراتی، قدرت یهودی و صهیونیسم مذهبی، هسته اصلی اردوگاه نتانیاهو را تشکیل می‌دهند. اختلاف‌های این احزاب درباره اولویت‌های داخلی و شرایط پایان جنگ، می‌تواند بر تصمیم‌های دولت ائتلافی اثر بگذارد.

احزاب حریدی؛ حمایت از نتانیاهو با اولویت‌های داخلی

شاس و اتحاد یهودیت توراتی دو جریان اصلی نمایندگی یهودیان حریدی یا فوق‌ارتدوکس، از شرکای مهم نتانیاهو هستند. حفظ آموزش مذهبی، بودجه مدارس دینی و معافیت طلاب از خدمت سربازی، از اولویت‌های آن‌هاست؛ خواسته‌هایی که همکاری با برخی مخالفان نتانیاهو را دشوار می‌کند. مواضع رهبران این احزاب درباره ایران، در کنار حمایتشان از دولت، نشانه‌هایی از پذیرش توافق و پایان درگیری نیز دارد.

آریه درعی، رهبر شاس، در مصاحبه‌ای در ۹ آوریل ۲۰۲۶ با رادیو «کول براما»، از توافقی که آمریکا ضامن آن باشد استقبال کرد، اما گفت در نبود چنین توافقی، ترامپ وعده بازگشت به جنگ را داده است. او همچنین تغییر حکومت ایران را وابسته به اقدام مردم ایران دانست، نه اسرائیل. موشه گفنی، از رهبران اتحاد یهودیت توراتی، نیز در ژوئن ۲۰۲۵ از پایان جنگ دوازده‌روزه استقبال کرده و از نقش ترامپ در توقف درگیری تشکر کرده بود. این مواضع نشان می‌دهد همراهی این احزاب با دولت نتانیاهو را نمی‌توان به حمایت بی‌قیدوشرط از ادامه جنگ با ایران تعبیر کرد.

راست افراطی؛ سهم بیشتر از دولت آینده

در کنار احزاب حریدی، جریان‌هایی در راست مذهبی و ملی‌گرا قرار دارند که سیاستشان با گسترش شهرک‌های یهودی‌نشین، مخالفت با تشکیل کشور فلسطینی و تاکید بر اعمال قدرت نظامی پیوند خورده است. ایتامار بن‌گویر، رهبر حزب قدرت یهودی، و بتسالل اسموتریچ، رهبر صهیونیسم مذهبی، از شناخته‌شده‌ترین چهره‌های این طیف‌اند.

بن‌گویر به‌عنوان وزیر امنیت ملی و اسموتریچ به‌عنوان وزیر دارایی، در دولت نتانیاهو به جایگاهی رسیدند که به آن‌ها امکان تاثیرگذاری بر سیاست‌های امنیت داخلی و کرانه غربی را داده است. حضور آن‌ها همچنین از موضوعات اختلاف اسرائیل با شماری از شرکای خارجی‌اش بوده است.

نفوذ احتمالی این جریان به تعداد کرسی‌ها محدود نمی‌شود. بن‌گویر به وزارت دفاع چشم دارد، سمتی که نتانیاهو در مصاحبه‌ای تازه گفته باید در اختیار لیکود بماند. ترکیب کابینه امنیتی و میزان وابستگی نخست‌وزیر به این شرکا می‌تواند در تصمیم‌گیری درباره ادامه جنگ یا پذیرش ترتیبات پایان آن اثر بگذارد.

نتانیاهو؛ ادامه رویارویی با پشتوانه ترامپ

نتانیاهو، رهبر لیکود و باسابقه‌ترین نخست‌وزیر اسرائیل، مقابله با جمهوری اسلامی و برنامه هسته‌ای آن را به یکی از محورهای سیاست خارجی و کارزارهای انتخاباتی خود تبدیل کرده است. او اکنون در کنار دفاع از عملکرد دولت در جنگ‌ها، با مطالبه پاسخ‌گویی درباره شکست امنیتی هفتم اکتبر روبه‌روست.

نتانیاهو برای ادامه نخست‌وزیری به همکاری شرکای شناخته‌شده‌اش تکیه دارد، هرچند نظرسنجی‌ها درباره توان این اردوگاه برای دستیابی به اکثریت اختلاف دارند. دونالد ترامپ با حمایت صریح از نتانیاهو، او را نخست‌وزیری جنگجو توصیف کرده و از رای‌دهندگان اسرائيلی خواسته که به او رای دهند؛ اتفاقی که می‌تواند بر معادلات انتخاباتی اسرائيل اثر بگذارد.

حمایت انتخاباتی ترامپ به نتانیاهو فرصت می‌دهد رابطه با واشنگتن را از امتیازهای ادامه نخست‌وزیری خود معرفی کند.

نتانیاهو در سخنرانی ۲۱ اکتبر در مراسم فارغ‌التحصیلی افسران ارتش بر ضرورت سرنگونی حکومت ایران تاکید کرد؛ هرچند تحقق چنین هدفی همچنان با پرسش‌هایی درباره توان نظامی اسرائیل، واکنش تهران و میزان همراهی آمریکا روبه‌روست. ضمن اینکه حمایت ترامپ از شخص او، به‌تنهایی به معنای موافقت واشنگتن با هر عملیات تازه نیست.

دنی سیترینوییچ، تحلیلگر مسائل ایران و اسرائیل، در گفت‌وگو با بی‌بی‌سی فارسی، با اشاره به این حمایت می‌گوید: «با توجه به حمایتی که ترامپ از نتانیاهو کرد، احتمالا چیزی که خواهیم دید حمله مجدد آمریکا و اسرائیل به ایران خواهد بود.»

ارزیابی که برخی ناظران نظامی و سیاسی هم با توجه به تحولات در منطقه و همچنین بی‌نتیجه ماندن تلاش‌های میانجی‌ها برای دستیابی توافقی میان تهران و واشنگتن محتمل می‌دانند.

گای زیو درباره آینده رابطه دو متحد، به تغییر افکار عمومی آمریکا، به‌ویژه پس از جنگ غزه، اشاره می‌کند و می‌گوید: «رابطه با ایالات متحده احتمالا در سال‌های آینده، با توجه به تغییر افکار عمومی آمریکا نسبت به اسرائیل، متحول خواهد شد. انتخاب دوباره نتانیاهو خطر آن را دارد که به کاهش حمایت عمومی از اسرائیل سرعت دهد و تنش‌های موجود با متحدان مهم در آمریکا را تشدید کند.»

در نتیجه برخی ناظران استدلال می‌کنند که حمایت شخص ترامپ تضمین نمی‌کند که اسرائیل در بلند مدت نیز از همان میزان حمایت در جامعه و سیاست آمریکا برخوردار باشد و با توجه به فضای سیاسی و اجتماعی شکل گرفته در آمریکا بعد از جنگ در غزه، ممکن است بعد از روی کار آمدن یک رئيس‌جمهور جدید در ایالات متحده، روابط میان این دو متحد نیز دستخوش تغییراتی بشود.

مخالفان نتانیاهو؛ اختلاف درباره شیوه مقابله با ایران

احزاب اصلی مخالف نتانیاهو از راست سکولار و راست مذهبی تا میانه و چپ را در بر می‌گیرند. آن‌ها با فهرست‌های جداگانه رقابت می‌کنند و کنار زدن بنیامین نتانیاهو هدف مشترک این جریانات سیاسی است.

با این حال، این همکاری به معنای توافق بر سر شیوه مقابله با جمهوری اسلامی نیست و این گروه‌ها دیدگاه‌های یکسانی در خصوص نحوه تقابل با ایران ندارند. ضمن اینکه برخی از آنها حتی نتانیاهو را متهم می‌کنند که از قدرت نظامی به میزان کافی علیه ایران استفاده نکرده است.

گای زیو در گفت‌وگو با بی‌بی‌سی فارسی در این خصوص می‌گوید: «جناح‌های راست ملی‌مذهبی و چهره‌های تندرو در اپوزیسیون، مانند آویگدور لیبرمن، اغلب نحوه اجرای سیاست نتانیاهو را نقد می‌کنند. در موارد متعددی، انتقاد این بوده که او در موضع نظامی خود در برابر ایران و نیروهای نیابتی‌اش به اندازه کافی تهاجمی نبوده و شاید حتی بیش از حد تردید کرده است.»

احزاب عرب؛ وزنه‌ای تعیین‌کننده در معادله تشکیل دولت

در میان شهروندان عرب اسرائیل، احزابی با گرایش‌های متفاوت از اسلام‌گرایی تا چپ و ملی‌گرایی عربی فعالیت می‌کنند. رعام به رهبری منصور عباس، با تاکید بر مطالبات روزمره جامعه عرب، در سال ۲۰۲۱ به دولت بنت و لاپید پیوست. فهرست مشترک، متشکل از حداش، تعال و بلد، درباره همکاری با احزاب اصلی اسرائیل و مشارکت در دولت، با رویکرد رعام اختلاف دارد.

این احزاب مدعی تشکیل دولت نیستند، اما حمایتشان می‌تواند برای دستیابی مخالفان نتانیاهو به اکثریت لازم در کنست حیاتی باشد.

منصور عباس خواهان تغییر دولت و پایان جنگ‌ها شده است، اما شکل همکاری احتمالی با مخالفان نتانیاهو روشن نیست. گادی آیزنکوت، که حزب او در چند نظرسنجی پیشتاز بوده ، پیشتر همکاری ائتلافی با احزاب عرب را رد کرده بود؛ با این حال، یورام کوهن، از چهره‌های همراه او، در ۲۲ اکتبر گفت رعام در صورت پذیرش شروط تعیین‌شده حزب می‌تواند به ائتلاف بپیوندد.

درباره جنگ با ایران، برخی جریان‌های حاضر در فهرست مشترک آشکارا با سیاست دولت مخالفت کرده‌اند. حداش در بیانیه‌ای مشترک با حزب کمونیست اسرائیل در ۲۸ فوریه، حمله اسرائیل و آمریکا به ایران را محکوم کرد و درباره گسترش جنگ در منطقه هشدار داد. احمد طیبی، رهبر تعال، نیز در ماه مه نتانیاهو را متهم کرد که ترامپ را به «جنگی جنون‌آمیز با ایران» کشانده، بدون آنکه انتظار آن‌ها برای تغییر حکومت تحقق پیدا کند. ایمن عوده، از چهره‌های برجسته حداش، در ژوئن از توافق آمریکا و ایران استقبال کرد و با انتقاد از همراهی برخی رهبران مخالف دولت با سیاست جنگ، بر نقش توافق‌های سیاسی در جلوگیری از خون‌ریزی تاکید کرد.

لیبرمن؛ منتقد توافقی که حکومت ایران را حفظ کند

آویگدور لیبرمن حزب «اسرائیل خانه ما» را در سال ۱۹۹۹ تاسیس کرد. این حزب در آغاز بخش مهمی از حمایت خود را از مهاجران روس‌زبان اتحاد شوروی سابق می‌گرفت و به‌تدریج میان دیگر رای‌دهندگان راست‌گرای سکولار نیز پایگاه پیدا کرد.

لیبرمن که سابقه وزارت خارجه، دفاع و دارایی دارد، در مسائل امنیتی از چهره‌های سخت‌گیر اسرائیل است و در داخل با نفوذ احزاب مذهبی و معافیت سربازی حریدی‌ها مخالفت می‌کند.

در قبال ایران، مواضع او همچنان تندروانه است. لیبرمن در ماه مه، هنگام بحث درباره توافق احتمالی آمریکا و ایران، گفته بود توافقی که حکومت جمهوری اسلامی را بر سر کار نگه دارد برای اسرائیل فاجعه‌بار خواهد بود. او همچنین نتانیاهو را به کاهش قدرت تاثیرگذاری اسرائیل بر تصمیم‌های واشنگتن متهم کرده بود.

در دیدگاه لیبرمن مشکل سیاست نتانیاهو این است که فشار نظامی به نتیجه مطلوب نرسیده و حکومت ایران همچنان توان ادامه رویارویی را دارد. بنابراین حضور لیبرمن در دولت احتمالی مخالفان، لزوما به تقویت دیدگاه کسانی که از کم کردن درگیری‌های نظامی مستقیم با تهران می‌گویند نخواهد انجامید.

دموکرات‌ها؛ تردید در هدف تغییر حکومت

دموکرات‌ها از اتحاد حزب کارگر و مرتص در سال ۲۰۲۴ شکل گرفت؛ دو حزبی که برای دهه‌ها از نیروهای اصلی چپ اسرائیل بودند. حزب کارگر با پیشینه طولانی در اداره اسرائیل و مذاکرات صلح شناخته می‌شود و مرتص بیشتر بر حقوق مدنی و حل سیاسی مناقشه با فلسطینی‌ها تاکید داشت.

رهبری این جریان اکنون در اختیار یائیر گولان، معاون پیشین رئیس ستاد ارتش، است. او از منتقدان جدی نتانیاهو و نحوه اداره جنگ‌هاست، اما مانند بسیاری از چهره‌های سیاسی اسرائیل، از ساختار نظامی به سیاست آمده است.

دیدگاه گولان درباره نتیجه قابل انتظار از جنگ ایران، با برخی دیگر از مخالفان دولت متفاوت است؛ او در یک نشست امنیتی، تلاش برای تغییر حکومت ایران از راه بمباران و مداخله نیروهای کرد را غیرواقع‌بینانه خوانده و خواهان ابتکار سیاسی با اهداف دست‌یافتنی شده بود. انتقاد او به این مربوط می‌شود که دستاورد نظامی چگونه و با چه هدفی باید به نتیجه سیاسی تبدیل شود.

این موضع به معنای نرمش در برابر جمهوری اسلامی نیست، اما اختلاف بر سر هدف نهایی جنگ می‌تواند پیامدهای عملی مهمی داشته باشد. تمرکز بر مهار توان هسته‌ای و نظامی ایران، لزوماً به همان تصمیم‌هایی منجر نمی‌شود که راهبرد مبتنی بر تغییر حکومت ایجاب می‌کند.

بنت و لاپید؛ فشار بر تهران با ابزارهای بیشتر

نفتالی بنت و یائیر لاپید پیش‌تر در سال ۲۰۲۱، با گرد هم آوردن احزابی از راست، میانه، چپ و رعام، به نخست‌وزیری نتانیاهو پایان دادند. بنت ابتدا نخست‌وزیر شد و لاپید پس از فروپاشی ائتلاف در سال ۲۰۲۲، اداره دولت موقت را بر عهده گرفت.

پیشینه سیاسی آن‌ها متفاوت است؛ بنت از راست مذهبی و جریان نزدیک به شهرک‌نشینان است و لاپید، روزنامه‌نگار و مجری پیشین، با تاسیس حزب میانه‌رو و عمدتا سکولار «یش عتید» وارد سیاست شد. همکاری آن‌ها بر ضرورت جایگزینی دولت نتانیاهو تکیه دارد، بدون آنکه همه اختلاف‌هایشان درباره مذهب، جامعه و سیاست خارجی از میان رفته باشد.

این دو اکنون با فهرست مشترک «بیاخاد» یا «با هم» رقابت می‌کنند. بنت در برنامه امنیتی انتخاباتی خود در ۱۹ اوت گفته بود که در صورت حمله حزب‌الله، اسرائیل باید خود ایران را هدف بگیرد. این وعده ادامه دکترین «اختاپوس» اوست که براساس آن، مقابله با گروه‌های متحد تهران باید با وارد کردن هزینه مستقیم به ایران همراه شود. در چنین رویکردی، درگیری با حزب‌الله می‌تواند به حمله به خاک ایران گسترش یابد.

نخست‌وزیر پیشین اسرائيل در واکنش به توافق آمریکا و ایران در ژوئن، دولت را به ناتوانی در تبدیل دستاوردهای نظامی به امنیت پایدار متهم کرد. او از برنامه‌ای برای فروپاشی حکومت ایران و برچیدن برنامه هسته‌ای آن سخن گفت که ابزارهای دیپلماتیک، اطلاعاتی، اقتصادی، فناوری و نظامی را در بر می‌گیرد.

لاپید نیز مخالفت خود با حمله در آستانه انتخابات را به معنای رد اصل اقدام نظامی علیه ایران نمی‌داند. او در اظهاراتی که ۲۲ اکتبر منتشر شد، گفت براساس اطلاعاتی که در اختیار دارد، دلیلی برای حمله به ایران پیش از انتخابات نمی‌بیند، اما تصریح کرد که حرفش مخالفت با حمله به ایران نیست.

او در برنامه انتخاباتی بیاخاد، بازسازی حمایت دوحزبی آمریکا از اسرائیل را از اولویت‌های سیاست خارجی دولت آینده معرفی کرده و با کنار گذاشتن کمک نظامی آمریکا مخالفت کرده است.

آیزنکوت؛ پیشتاز نظرسنجی‌ها با محدودیت‌های ائتلافی

گادی آیزنکوت از سال ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۹ رئیس ستاد ارتش اسرائیل بود و در سال ۲۰۲۲ همراه بنی گانتس وارد سیاست پارلمانی شد. پس از حمله هفتم اکتبر به دولت اضطراری نتانیاهو پیوست، اما در ژوئن ۲۰۲۴ همراه گانتس از آن خارج شد و بعدتر با تشکیل حزب یاشار مسیر جداگانه‌ای در پیش گرفت.

یاشار، به معنای «درستکار»، از جریان‌های میانه با تاکید بر امنیت و اصلاح شیوه حکمرانی است. سابقه فرماندهی آیزنکوت به او امکان می‌دهد انتقاد از نتانیاهو را با ادعای تجربه در تصمیم‌های نظامی همراه کند. کشته شدن پسرش در جنگ غزه نیز بخشی از روایت عمومی زندگی او در سال‌های اخیر بوده است.

حزب او در نظرسنجی‌های والا و شبکه‌های ۱۲ و ۱۳ از لیکود جلوتر است، اما شرایط همکاری با احزاب عرب همچنان از موانع تبدیل این برتری به اکثریت پارلمانی است.

آیزنکوت ایران را مهم‌ترین تهدید خارجی اسرائیل می‌داند و درباره احتمال حرکت تهران به سوی ساخت سلاح هسته‌ای هشدار داده است. سابقه نظامی او نیز با عملیات علیه حضور ایران و متحدانش در سوریه پیوند دارد.

او در مصاحبه ۱۳ اکتبر گفته بود از تحول بحرانی‌ که حمله فوری به ایران را توجیه کند اطلاع ندارد؛ البته با این توضیح که دیگر به اطلاعات عالی‌رتبه دسترسی ندارد. او حمله تازه در آن مقطع را در صورت حرکت ایران به سوی سلاح هسته‌ای قابل توجیه دانست.

آیزنکوت همچنین سقوط جمهوری اسلامی را ضروری خوانده، اما گفته است این هدف از راه عملیات نظامی دست‌یافتنی نیست و باید از داخل ایران محقق شود. این موضع، در کنار تاکید او بر مقابله با برنامه هسته‌ای، نشان می‌دهد اختلاف با نتانیاهو می‌تواند به تعیین حدود ماموریت ارتش مربوط شود.

در صورت نخست‌وزیری او، مقابله با ایران همچنان در دستور کار خواهد بود، اما اینکه این مقابله تا کجا به جنگ برای تغییر حکومت گسترش پیدا کند، موضوعی است که نمی‌توان پاسخ آن را با سیاست نتانیاهو یکسان فرض کرد.

برای ایران چه چیزی تغییر می‌کند؟

با آرایش کنونی احزاب، هنوز معلوم نیست چه کسی می‌تواند دولت بعدی اسرائیل را تشکیل دهد. گای زیو می‌گوید نوسان موقعیت احزاب کوچک نزدیک به حد نصاب، مسیر هر دو اردوگاه به اکثریت را نامطمئن کرده است. به باور او، دولت وحدت ملی با حضور لیکود و بخش‌هایی از مخالفان میانه‌رو، یا ادامه بن‌بست و برگزاری انتخاباتی دیگر، هر دو امکان‌پذیرند.

با این حال، آقای زیو انتظار ندارد ترکیب نهایی ائتلاف، رویکرد عملی اسرائیل در قبال ایران را به شکل اساسی تغییر دهد: «در اسرائيل یک اجماع عمومی وجود دارد که برنامه‌های هسته‌ای و موشک‌های بالستیک ایران، همراه با حمایت آن از بازیگران غیردولتی مانند حماس و حزب‌الله، از مهم‌ترین تهدیدهای امنیت ملی اسرائیل هستند.»

زیو امکان تغییر این رویکرد را تا حد زیادی به رفتار تهران وابسته می‌داند. او می‌گوید از نگاه افکار عمومی و نهادهای امنیتی اسرائیل، ایران همچنان به آنچه آن‌ها بی‌ثبات‌سازی منطقه می‌دانند و حفظ توان هسته‌ای و موشک‌های بالستیک خود پایبند است. او در ادامه می‌افزاید: «تا زمانی که حکومت ایران به رویکرد تهاجمی خود ادامه دهد، هیچ دولت اسرائیلی سیاست سازش دیپلماتیک را دنبال نخواهد کرد.»

ایران برنامه هسته‌ای خود را صلح‌آمیز و توان موشکی‌اش را برای بازدارندگی ضروری می‌داند.

دنی سیترینوییچ رئیس پیشین بخش ایران در واحد پژوهش و تحلیل اطلاعات نظامی اسرائیل، نیز احتمال تغییر رویکرد تل‌آویو در قبال ایران بعد از انتخابات را بعید می‌داند و می‌گوید: «حتی اگر اسرائیل دولت جدیدی داشته باشد، تا جایی که به مسائل راهبردی مربوط می‌شود، رابطه با آمریکا، صرف‌نظر از اینکه چه کسی نخست‌وزیر باشد، همیشه مهم است.» به باور او، همه مدعیان اصلی همچنان بر ایران و کارهایی که می‌توانند با همکاری آمریکا در قبال آن انجام دهند متمرکز خواهند بود.

او درباره امکان تغییر رویکرد نسبت به ایران و جهان عرب نیز می‌گوید: «حتی اگر فرد جدیدی نخست‌وزیر اسرائیل شود، مطمئن نیستم تفاوت زیادی با آنچه نتانیاهو انجام داده ایجاد شود. شاید در سیاست داخلی تغییراتی رخ دهد، اما در سیاست خارجی نه.»

در میان مدعیان اصلی قدرت در اسرائیل، نشانه‌ای از تمایل برای کنار گذاشتن سیاست مقابله با جمهوری اسلامی دیده نمی‌شود. بنابراین، حتی اگر نتانیاهو قدرت را از دست بدهد، انتظار تغییر بنیادین در رویکرد اسرائیل به ایران یا کاهش چشمگیر تنش میان دو کشور، چندان با مواضع رقیبان او سازگار نیست.

با این حال، نتیجه انتخابات می‌تواند بر زمان، دامنه و اهداف هر حمله احتمالی به ایران اثر بگذارد. میزان همراهی آمریکا، شرایط پذیرش توافق و هدف نهایی این رویارویی از جمله موضوعاتی هستند که رقیبان نتانیاهو درباره آن‌ها دیدگاه‌های یکسانی ندارند.