شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
دختران هنرمند هرات؛ آثارشان میتوانند سفر کنند، اما خودشان نه
- نویسنده, محجوبه نوروزی
- شغل, بی بی سی
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۷ دقیقه
در یک کارگاه هنری در شهر هرات، گروهی از دختران که امکان ادامه تحصیل از آنها گرفته شده، به هنر پناه آوردهاند.
یکی مینویسد، یکی روی شیشه نقش میزند، و دیگری مینیاتوری خلق میکند.
دختران جوان دور یک میز نشستهاند. بیشترشان لباس سیاه پوشیدهاند و ماسک سیاه به صورت دارند. چشمهای برخی از آنها با دقت آرایش شده و بعضی ناخنهایشان رنگ شده است. جوان، پرانرژی و بلندپرواز به نظر میرسند.
اما روی دیوارهای اتاق، داستان دیگری هم دیده میشود؛ آثاری که خود این دختران ساختهاند و به گفته سمیه سلیمانخیل، هنرمند و بنیانگذار این مرکز، هرکدام روایتی از زندگی دختران افغانستان است.
گاهی برق نیست، اما کلاس ادامه دارد.
برای این دختران، اینجا فقط یک کارگاه هنری نیست. پس از بسته شدن درهای مکتب و دانشگاهها به روی دختران، این کلاس یکی از راههایی است که آنها برای ادامه یادگیری، کار کردن و ساختن آینده خود پیدا کردهاند.
از هفت شاگرد تا ۱۷۰ دختر
سمیه سلیمانخیل، هنرمند، مینیاتوریست و کارآفرین هراتی، مدیر و بنیانگذار «نگارستان نایکو» در ارگ هرات است.
او زمانی دانشجوی سال چهارم حقوق و علوم سیاسی بود، اما حالا بخش مهمی از وقتش را صرف آموزش هنرهای سنتی به دختران و زنان جوان میکند.
سمیه میگوید این مرکز فعالیت خود را با تنها هفت شاگرد آغاز کرد و حالا در چهار مرکز در هرات، حدود ۱۷۰ دختر و زن آموزش میبینند یا زیر پوشش این برنامهها هستند.
در این مراکز، مینیاتور، تذهیب و خوشنویسی آموزش داده میشود. دختران همچنین این هنرها را روی چوب، چرم و شیشه به کار میبرند.
بخشی از تلاش آنها زنده نگه داشتن سبک «مکتب هرات» و میراث هنری کمالالدین بهزاد است؛ سبکی که از شناختهشدهترین سنتهای هنر مینیاتوری افغانستان به شمار میرود.
اما برای سمیه، آموزش این هنرها فقط حفظ یک میراث فرهنگی نیست.
او میخواهد این مهارتها به دختران امکان بدهد که درآمد داشته باشند و تا حدی روی پای خود بایستند.
این کلاسها در شرایطی برگزار میشود که میلیونها دختر افغانستان از ادامه آموزش رسمی محروماند.
یونیسف و یونسکو در جنوری ۲۰۲۶ گفتند که حدود ۲/۴ میلیون دختر نوجوان در افغانستان از آموزش متوسطه محروم شدهاند. افغانستان همچنان تنها کشور جهان است که در آن آموزش متوسطه و عالی برای دختران و زنان ممنوع است.
یونیسف در گزارش دیگری گفته است که اگر این محدودیتها ادامه پیدا کند، افغانستان تا سال ۲۰۳۰ با کمبود حدود ۲۰ هزار معلم زن و ۵۴۰۰ نیروی صحی زن روبهرو خواهد شد.
«هنر جای تحصیل را نگرفته است»
برای شفیقه شمس، هنر با خاطره مکتب گره خورده است.
شفیقه ۲۱ ساله است و سه سال است مینیاتور را روی شیشه کار میکند.
او زمانی دانشآموز صنف دهم بود که از ادامه مکتب بازماند.
حالا مقابل یک شیشه مینشیند و با قلم، نقشهای ظریف میکشد.
او میگوید کاری که روی شیشه انجام میدهد، بخشی از هنرهای اصیل هرات است و برای ساختن یک مجموعه شامل یک کوزه و شش پیاله، حدود یک ماه وقت گذاشته است.
اما هنر برای شفیقه جای تحصیل را نگرفته است.
او هنوز میخواهد درس بخواند و خبرنگار شود.
میگوید: «اگر زمینه تحصیل برایم فراهم شود، هم میخواهم به کارهای هنری ادامه بدهم و هم میخواهم در رشته خبرنگاری درس بخوانم.»
محرومیت دختران از آموزش از سال ۲۰۲۱ آغاز شد و در مارچ ۲۰۲۲، حکومت طالبان مانع بازگشت دختران به مکاتب متوسطه شدند. از آن زمان، هر سال بر شمار دخترانی که از ادامه تحصیل بازماندهاند افزوده شده است.
یونیسف در مارچ ۲۰۲۵ گفته بود که اگر ممنوعیت تا سال ۲۰۳۰ ادامه پیدا کند، بیش از چهار میلیون دختر از آموزش فراتر از دوره ابتدایی محروم خواهند شد.
حکومت طالبان میگوید ممنوعیت آموزش دختران موقتی است و بازگشایی مکاتب و دانشگاهها به فراهم شدن شرایطی مطابق شریعت و فرهنگ افغانستان بستگی دارد. با این حال، برای بازگشایی آنها زمان مشخصی اعلام نکردهاند.
اما با گذشت پنج سال از بازگشت طالبان به قدرت، محدودیت آموزش دختران همچنان پابرجاست.
از اتاق هنر تا بازار
برای دخترانی که در هرات هنر میآموزند، مشکل تنها بسته بودن مکتب و دانشگاه نیست.
گاهی پیدا کردن مواد اولیه دشوار است و نبود برق هم روند کار و آموزش را مختل میکند.
اما از این اتاق کوچک تا بازارهای بیرون از افغانستان، مانع دیگری هم وجود دارد؛ راهی که برای خود هنرمندان و آثارشان به نمایشگاهها، بهسادگی پیموده نمیشود.
سمیه میگوید در داخل افغانستان نمایشگاههایی از آثار این دختران برگزار شده، اما حضور خود آنها همیشه آسان نیست.
گاهی خانوادهها یا نمایندگان مرد، آثار دختران را به نمایشگاه میبرند. بعضی از آثار نیز به دلیل محتوای تصویریشان قابل نمایش نیستند.
سمیه میگوید: «بعضی از آثار مینیاتوری ما که شامل فیگورها میشود، ما نمیتوانیم آنها را به نمایش بگذاریم. ولی از طریق بازارهای دیجیتال تلاش میکنیم این مشکل را جبران بکنیم.»
او میگوید دختران افغانستان استعداد و توانایی زیادی دارند، اما دسترسی محدود آنها به بازارهای جهانی میتواند انگیزهشان را کاهش دهد.
با این حال، آنها تلاش میکنند از طریق بازارهای دیجیتال، راهی برای معرفی و فروش آثارشان پیدا کنند.
برای نمایشگاههای خارج از افغانستان، موانع بیشتر است.
سمیه میگوید زنان برای سفرهای طولانی با محدودیتهایی از جمله نیاز به محرم مرد روبهرو هستند.
به گفته او، حتی اگر یک هنرمند زن برای یک نمایشگاه دعوت شود و ویزا هم داشته باشد، نبود امکان سفر همراه با محرم میتواند مانع حضور او شود.
او میگوید: «ما بدون محرم به خارج سفری انجام داده نمیتوانیم. در خارج نمایشگاه برگزار میشود اما نمیتوانیم شرکت کنیم، چون ویزا تنها برای ما صادر میشود.»
به این ترتیب، گاهی اثری که با دست یک دختر افغان ساخته شده میتواند از مرز عبور کند، اما خود هنرمند نمیتواند همراه آن باشد.
«میخواهیم آزادانه شنیده شویم»
سمیه میگوید محدودیتها فقط سفر و نمایشگاه نیست.
دسترسی به مواد خام، فرصتهای کاری و بازارهای بینالمللی نیز برای این دختران محدود است.
اما او میگوید آنها با وجود این مشکلات، تلاش میکنند کارشان را ادامه دهند.
وقتی از او میپرسم پنج سال دیگر جایگاه این هنر را در افغانستان کجا میبیند، لحظهای مکث میکند.
بعد میگوید: «تلاش و هدف ما این است که بتوانیم هنر، اصالت و تاریخ و فرهنگ خود را رشد بدهیم و به سطح جهانی برسانیم. و کوشش میکنیم هنر مینیاتوری جایگاه ویژهای در نمایشگاههای بینالمللی در سطح جهان پیدا کند.»
سمیه میگوید تغییر فقط از سیاستهای حکومت نمیآید. به گفته او، نگاه برخی خانوادهها نیز در حال تغییر است و دخترانی هستند که حتی پس از ازدواج، آموزش و کار هنری خود را ادامه دادهاند.
اما بزرگترین آرزوی خودش چیست؟
پاسخش ساده است:«ما میخواهیم بدون محدودیت و چالش کار بکنیم. زحمتی که میکشیم میخواهیم به جهان نشان بدهیم، بدون اینکه هربار با محدودیت ویزا، مشکلات نمایشگاهی و حتی محدودیت برای به دست آوردن مواد خام روبهرو باشیم. آزادانه کار بکنیم و آزادانه شنیده بشویم.»
راهی که هنوز باز است
شفیقه هنوز میخواهد خبرنگار شود.
سمیه میخواهد مینیاتور هرات را به نمایشگاههای جهانی برساند.
و دختران دیگری که دور همان میز نشستهاند، هرکدام آیندهای برای خود تصور میکند.
آنها میدانند که هنر جای مکتب و دانشگاه را نمیگیرد. اگر روزی درهای آموزش رسمی دوباره باز شود، بسیاریشان میخواهند به درس برگردند.
اما تا آن زمان، قلم و رنگ و شیشه به آنها امکان داده است که یادگیری را متوقف نکنند.
در این اتاق، گاهی حتی چراغی روشن نیست، اما دختران کار میکنند.
سمیه میگوید: «با چراغ خاموش، دروازههای بسته، به هر صورت ما ادامه میدهیم و کار میکنیم.»