انقلاب فرهنگی مائو؛ روایتی از یک دهه خشونت در چین

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, بیبیسی موندو
- منتشر شده در
- زمان مطالعه: ۸ دقیقه
انقلاب فرهنگی چین، که از آغاز آن شش دهه میگذرد، یکی از تاریکترین دورههای تاریخ این کشور بود.
در سال ۱۹۶۶، مائو تسهتونگ، رهبر کمونیست چین، کارزاری ملی را آغاز کرد تا آنچه را در حکومت، آموزش و هنر «عناصر ضد انقلاب»، «نفوذ سرمایهداری» و «تفکر بورژوایی» خوانده میشد، پاکسازی کند.
مائو در حقیقت علیه گذشته و آنچه «اندیشههای کهنه» و «آداب و رسوم کهنه» نامیده میشد، اعلام جنگ کرده بود.
قرار نبود بار اصلی این نبرد بر دوش پلیس یا نهادهای امنیتی باشد؛ بلکه ماموریت بر عهده شهروندان عادی، بهویژه جوانان، گذاشته شده بود تا علیه هموطنان خود وارد عمل شوند.
یافنگ شیا، تاریخدان و استاد دانشگاه لانگ آیلند در آمریکا، توضیح میدهد: «پیام مائو این بود: علیه استاد دانشگاهتان، علیه معلمتان، علیه رهبر حزبیتان، علیه مافوقتان و علیه مدیران کارخانهها شورش کنید. شورش موجه است.»
این کارزار، که بهطور رسمی تا سال ۱۹۷۶ ادامه داشت، جامعه چین را بهکلی دگرگون کرد و آثار عمیق سیاسی و فرهنگیای بر جا گذاشت که هنوز هم در این کشور محسوس است.
ظهور مائو و شکست «یک گام بزرگ به جلو»

منبع تصویر، Getty Images
مائو در سال ۱۹۴۹، پس از شکست نیروهای ملیگرای کومینتانگ و تاسیس جمهوری خلق چین که از آموزههای مارکسیسم الهام گرفته بود، به قدرت رسید.
چین پس از قرنها حکومت دودمانهای امپراتوری، در حالی وارد قرن بیستم شد که از عقبماندگی عمیق اقتصادی رنج میبرد و زیر فشار تهاجم قدرتهای خارجی قرار داشت.
نابرابری میان فقیر و غنی، میان روستا و شهر، و میان زنان و مردان بسیار ژرف و چشمگیر بود.
مائو در سال ۱۹۵۸ برنامهای بلندپروازانه با عنوان «یک گام بزرگ به جلو» را آغاز کرد؛ برنامهای که هدفش صنعتیسازی سریع اقتصاد کشاورزی چین و رساندن این کشور به سطح کشورهای غربی ظرف چند سال بود.
کشاورزی اشتراکی شد و اهدافی بلندپروازانه و عملا دستنیافتنی، همراه با سیاستهای اقتصادی آشفته، به اجرا درآمدند؛ سیاستهایی که در نهایت نتیجهای معکوس به بار آوردند.
در آغاز دهه ۱۹۶۰، اقتصاد و کشاورزی چین عملا فروپاشیده بود.
این وضعیت، در کنار وقوع چندین بلای طبیعی، به یکی از بزرگترین قحطیهای تاریخ منجر شد؛ فاجعهای که برآورد میشود جان ۲۰ تا ۴۰ میلیون نفر را گرفته باشد.

منبع تصویر، Getty Images
یافنگ شیا میگوید: «مائو بهخوبی آگاه بود که خطاهای سیاسی سهمگینی رخ داده است.»
به گفته این تاریخدان، مائو در سال ۱۹۶۱ یک گام عقب نشست و دیگر رهبران، از جمله لیو شائوچی و دنگ شیائوپینگ، هدایت روند احیای اقتصادی را بر عهده گرفتند.
تا سال ۱۹۶۴، نشانههایی از بهبود در اقتصاد چین دیده میشد.
اما مائو هرگز بهطور کامل نپذیرفت که مرتکب خطا شده است.
به گفته آقای شیا، مائو همچنین نگران بود که جانشینانش او را مسئول شکست «یک گام بزرگ به جلو» و قحطی گسترده بدانند.
او در سال ۱۹۶۵ روند بازگشت سیاسی خود را آغاز کرد و رهبرانی مانند لیو شائوچی و دنگ شیائوپینگ را «پیروان سرمایهداری» خواند؛ اتهامی که در ادبیات کمونیستی چین بسیار سنگین محسوب میشد. دنگ شیائوپینگ نیز برکنار شد و برای کار به یک کارخانه تراکتورسازی فرستاده شد.
آغاز انقلاب فرهنگی
در ۱۶ مه ۱۹۶۶، مائو دستورالعملی صادر کرد که هدف آن حذف مخالفان سیاسی و همزمان بخشیدن جانی دوباره به باورهای ایدئولوژیک در میان تودههای جامعه بود.
به گفته این تاریخدان، مائو معتقد بود بسیاری از مقامهای دولت مرکزی، استانی و محلی فاسد شدهاند و دیگر به مردم خدمت نمیکنند؛ یا آنها را پیروان همان رهبرانی میدانست که پیشتر خود او پاکسازی کرده بود.
او میگوید: «مائو واقعا فکر میکرد در حال انجام یک انقلاب کمونیستی تازه است و باور داشت که باید یک انقلاب سیاسی مداوم وجود داشته باشد.»

منبع تصویر، Getty Images
بسیج تودهای گسترده بود: دهقانان، کارگران و بهویژه دانشجویان فراخوانده شدند تا علیه مافوقهای خود و هر کسی که در جایگاه قدرت بود، شورش کنند.
تمامی این وقایع در بستر کارزاری وسیع برای ترویج کیش شخصیت مائو رقم میخورد.
تصاویر هزاران جوان که در میدان تیانآنمن پکن گرد آمدهاند و «کتاب سرخ» مائو را در دست بالا بردهاند، از نمادهای آن دوران بهشمار میرود.
گارد سرخ و نابودی «چهار عامل کهنه»
شاخصترین جنبش جوانان در انقلاب فرهنگی، گارد سرخ بود؛ جنبشی متشکل از میلیونها دانشآموز دبیرستانی و دانشجو که در سراسر کشور شکل گرفت تا آموزههای مائو را به اجرا بگذارد.
آقای شیا توضیح میدهد: «برای این جوانان، رئیس مائو حکم خدا را داشت. هرچه میگفت درست بود.»

منبع تصویر، Getty Images
گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
این کارزار علیه آن چیزی بود که حکومت «چهار کهنه» مینامید: اندیشههای کهنه، فرهنگ کهنه، آداب و رسوم کهنه و عادتهای کهنه.
اعضای گارد سرخ در سراسر چین به راه افتادند تا سنتهایی را که با انقلاب ناسازگار تلقی میشدند، از میان ببرند.
معلمان، روشنفکران و کسانی که دشمن حکومت قلمداد میشدند، از خانههایشان بیرون کشیده میشدند؛ آنها را به بند میکشیدند، بازجویی میکردند، در ملا عام تحقیر میکردند و چنان مورد ضربوشتم قرار میدادند که گاه به مرگشان میانجامید.
نزدیک به یک دهه، دانشگاهها عملا فلج شدند و بیمارستانها تنها بهطور محدود فعالیت داشتند.
معبدها، فروشگاهها، خانهها، کتابها و بخش بزرگی از میراث فرهنگی چین نیز از میان رفت.
دامنه خشونت به خانوادههای عادی نیز کشیده شد؛ آقای شیا میگوید پدر و مادرش در یک شرکت دولتی در شهری کوچک در استان جیانگسو کار میکردند.
به گفته او افرادی که با مادرش خصومت داشتند، فعالیتهای او را گزارش کردند و او به همین دلیل دو سال زندانی شد.
پدرش که در ابتدا به فراخوان انقلابی مائو پاسخ مثبت داده بود، پس از سال ۱۹۶۸ خود هدف آزار و پیگرد قرار گرفت.

منبع تصویر، Getty Images
آشوب و جنبش اعزام گسترده به روستا
در سال ۱۹۶۸، جنبش از کنترل خارج شده بود و چین در فضایی آکنده از خشونت و آشوب فرو رفته بود؛ فضایی که برخی آن را با جنگ داخلی مقایسه میکردند.
برآورد میشود صدها هزار نفر در جریان پاکسازیها و کشمکشهای قدرت جان خود را از دست دادند.
مائو سرانجام به این نتیجه رسید که وضعیت دیگر قابل تداوم نیست و تصمیم گرفت گارد سرخ را مهار کند.
به گفته آقای شیا، بسیاری از این جوانان، دانشجویان شهری بودند که بدون مشارکت در کار تولیدی، در سراسر کشور در رفتوآمد بودند.
راهحل مائو این بود که آنها را به روستاها بفرستد تا بهعنوان کشاورز کار کنند و «از دهقانان بیاموزند».

منبع تصویر، Getty Images
حدود ۱۶ میلیون جوان به مناطق روستایی فرستاده شدند و این اقدام باعث شد شهرها تا حدی آرامش خود را بازیابند.
گرچه روایت رسمی چین انقلاب فرهنگی را دورهای از سال ۱۹۶۶ تا ۱۹۷۶ میداند، سه سال نخست آن رادیکالترین و خشونتبارترین دوره بود.
از سال ۱۹۶۹ به بعد، مائو به پاکسازی اعضای دولت و ارتش ادامه داد و با تکیه بر چهرههایی که رادیکال تلقی میشدند، از جمله همسرش جیانگ چینگ، قدرت خود را بیش از پیش تحکیم کرد.
جیانگ، همراه با ژانگ چونچیائو، وانگ هونگون و یائو ونیوان، گروهی را تشکیل داد که بعدها به «دسته چهار نفره» معروف شد.
مرگ مائو و میراث انقلاب فرهنگی
مائو تسهتونگ در سپتامبر ۱۹۷۶ درگذشت.
پس از مرگ مائو، حزب کمونیست چین او را «قهرمانی بزرگ» معرفی کرد و تلاش کرد تا حساب او را از رفتارهای افراطی و فجایع انقلاب فرهنگی جدا کند، انقلابی که در این کشور تجربهای فاجعهبار دانسته میشود.
رهبران جدید کسانی را که مسئول فکری این جنایتها میدانستند، بهویژه اعضای «دسته چهار نفره»، محاکمه کردند و اعضای این گروه به حبس ابد محکوم شدند.
به گفته آقای شیا، حزب کمونیست نمیتوانست مائو را بهطور کامل زیر سوال ببرد یا نفی کند، زیرا چنین کاری مشروعیت خودش را با چالشی جدی مواجه میکرد.
به همین دلیل، جانشینان مائو اعلام کردند که او در سالهای پایانی عمرش سالخورده و بیمار بوده و تحت تاثیر اطرافیان قرار داشته است.

منبع تصویر، Getty Images
اما با گذشت زمان، برخی از خطاهای این رهبر بهطور رسمی پذیرفته شد.
دنگ شیائوپینگ که در این زمان اعاده حیثیت شده بود، این نگاه را در جملهای خلاصه کرد که بعدها بسیار مشهور شد: مائو «۷۰ درصد درست عمل کرد و ۳۰ درصد خطا کرد.»
دنگ که در سال ۱۹۷۸ بهعنوان رهبر عالیمقام چین قدرت را در دست گرفت، تغییری در مسیر حرکت کشور ایجاد کرد که به شکلگیری چین معاصر انجامید.
دستگاه سرکوبگر دولت حفظ شد، اما کشور بهتدریج به سمت نزدیک کردن دو ایدهای حرکت کرد که در بخش بزرگی از قرن بیستم جهان را به دو اردوگاه تقسیم کرده بودند: کمونیسم سیاسی و گشایش اقتصادی سرمایهداری.
در کشوری که یک حزب کمونیست بر آن حکومت میکرد، سرمایهداری دیگر بهعنوان یک تناقض تلقی نمیشد.
دههها بعد، شخصیت و کارنامه مائو همچنان در چین موضوع بحث و مناقشه است.
به گفته آقای شیا، بسیاری از شهروندان همچنان آن دوران را آرمانی میبینند و معتقدند که در دوره مائوئیسم «مقامهای رسمی معمولا فاسد نبودند».
این تاریخدان میگوید: «بیش از ۵۰ درصد چینیها هنوز معتقدند مائو رهبری بزرگ بوده است.»
او اما تاکید میکند: «افراد تحصیلکردهتر میدانند در جریان انقلاب فرهنگی چه رخ داد.»


































