یک سال پس از درگیری هند و پاکستان؛ غیر از آتش‌بس تقریبا هیچ‌چیز دیگری برقرار نیست

    • نویسنده, سوتیک بیسواس
    • شغل, هند
  • زمان مطالعه: ۸ دقیقه

یک سال پس از درگیری چهارروزه میان هند و پاکستان که جنوب آسیا را تا آستانه یک تنش خطرناک پیش برد، این منطقه اکنون در وضعیت «تعادل شکننده و عمیقا نگران‌کننده» قرار دارد.

این بحران که با حمله مرگبار شبه‌نظامیان به گردشگران در کشمیر تحت کنترل هند آغاز شد و با حملات نظامی هند و اقدام تلافی‌جویانه پاکستان به اوج خود رسید، حدود ۹۰ ساعت ادامه یافت. با این حال، این درگیری گسست سیاسی و دیپلماتیک را عمیق‌تر کرد و راه را حتی برای یک عادی‌سازی حداقلی در روابط، به‌شدت دشوار ساخت.

اکنون دیپلماسی رسمی تقریبا وجود خارجی ندارد؛ مرزها بسته است، تجارت متوقف شده، پیوندهای ورزشی (کریکت) همچنان قطع است و معاهده «آب‌های سند» نیز در وضعیت بلاتکلیفی و تعلیق باقی مانده است.

حسین حقانی، دیپلمات سابق پاکستانی و پژوهشگر ارشد کنونی در آکادمی دیپلماتیک انور قرقاش و مؤسسه هادسن، به بی‌بی‌سی گفت: «روابط در وضعیت انجماد عمیق باقی مانده است. هیچ‌یک از دو طرف، بنا بر دلایل داخلی یا بین‌المللی، نیازی به برقراری ارتباط با طرف مقابل احساس نمی‌کند.»

حقانی می‌افزاید: «پیش از این نیز در زمان صلح، لحظات تیرگی روابط وجود داشته است، اما این دوره، یکی از طولانی‌ترین بازه‌های زمانی انجماد روابط میان دو کشور است.»

پس‌لرزه‌های این درگیری بسیار فراتر از «خط کنترل» — مرز غیررسمی و ناپایداری که این دو همسایه مجهز به سلاح هسته‌ای را از هم جدا می‌کند — گسترش یافته است.

دنیل مارکی، از دانشکده مطالعات بین‌المللی پیشرفته دانشگاه جانز هاپکینز، می‌گوید: «این درگیری به‌طور معناداری تصورات بیرونی از توازن منطقه‌ای را تغییر داد.»

او در گفت‌وگو با بی‌بی‌سی افزود: «پیش از می ۲۰۲۵، بسیاری از ناظران خارجی بر این باور بودند که هند از برتری قاطع نسبت به پاکستان برخوردار است؛ بسیاری از هندی‌ها نیز همین فکر را می‌کردند. توانایی پاکستان در دفع یورش اولیه هند، مزیتی راهبردی برای این کشور رقم زد؛ هرچند ابهام بزرگی باقی است که در صورت تداوم درگیری، اوضاع به کدام سو می‌رفت.»

قابل‌توجه‌ترین نکته این است که به نظر می‌رسد این درگیری چیزی را به پاکستان بازگردانده که مدت‌ها از دست داده بود: «اعتبار جیئوپلیتیک». ظهور این کشور به عنوان میانجی در جنگ ایران، بسیاری را شگفت‌زده کرد.

کریستوفر کلری، کارشناس امور امنیتی در دانشگاه «آلبانی» امریکا، می‌گوید: «پاکستان جایگاه و اعتبار خود را بازسازی کرده است. رهبران پاکستان در حال انجام دیپلماسی رفت‌وبرگشت در سراسر خاورمیانه هستند؛ اما پرسش اینجاست که آیا این وضعیت گذرا و صرفا محصول ترجیحات شخصی و خاص رئیس‌جمهور امریکا است یا خیر.»

این احیای نقش، در بحبوحه یک تحول بزرگ جیئوپلیتیک رخ داده است:

دونالد ترامپ بارها اعتبار میانجی‌گری در آتش‌بس هند و پاکستان را به نام خود زد و پیشنهاد داد که در موضوع کشمیر (منطقه مورد مناقشه که هر دو کشور ادعای مالکیت آن را دارند) نیز پادرمیانی کند. این اظهارات باعث رنجش دهلی شد که دیرزمانی است هرگونه میانجی‌گری شخص ثالث را رد می‌کند و همین موضوع به تنش در روابط هند و امریکا دامن زد.

کلری می‌گوید که «علاقه ظاهری» ترامپ به فرمانده ارتش پاکستان (که اکنون فیلد مارشال عاصم منیر است)، به‌طور معناداری فضای پس از درگیری را شکل داده است. او می‌گوید: «رئیس‌جمهور امریکا انگیزه‌های قوی‌ دارد که همیشه نمی‌توان آن‌ها را بر اساس استراتژی‌های کلان تبیین کرد. تمایل او برای دیده شدن در قامت یک مصلح و صلح‌طلب، بر نحوه مدیریت او در درگیری می ۲۰۲۵ تأثیر گذاشت.»

مایکل کوگلمن، از اندیشکده شورای آتلانتیک، معتقد است به نظر می‌رسد ترامپ عملکرد پاکستان در زمان جنگ را به مثابه داستان «داوود و جالوت» (پیروزی طرف ضعیف بر قوی) می‌بیند؛ امری که دست‌کم تا حدودی «تحسین او نسبت به منیر» را توجیه می‌کند.

همزمان، پاکستان از بحران ایران و تنش‌های خلیج فارس استفاده کرد تا خود را به عنوان یک میانجی کارآمد میان واشنگتن، تهران و پایتخت‌های عربی معرفی کند. با این حال، تحلیل‌گران نسبت به بزرگ‌نمایی دستاوردهای پاکستان هشدار می‌دهند.

بسیاری از تحلیل‌گران معتقدند اعتبار مجددِ پاکستان، بیش از آنکه ساختاری باشد، متکی بر رویکرد شخصی ترامپ به دیپلماسی و وزن جیئوپلیتیک مقطعی تنش‌ها با ایران است.

مارکی می‌گوید: «این برای شخص منیر هم یک قمار است. سیاست لغزنده‌ خاورمیانه، بازی خطرناکی است و کار کردن با دولت ترامپ اغلب با غافلگیری‌های غیرمنتظره همراه است.»

با این حال، این درگیری فرضیات دیپلماتیک هند را برهم زد.

سال‌ها بود که دهلی باور داشت مشارکت استراتژیکش با واشینگتن، معادلات منطقه‌ای را به نفع او دگرگون کرده است؛ اما آغوش باز ترامپ برای پاکستان، ادعاهای مکرر او مبنی بر میانجی‌گری و تنش‌های تجاری با هند، لایه جدیدی از پیش‌بینی‌ناپذیری را به این رابطه تزریق کرد.

اجی بیساریا، کمشنر عالی سابق هند در پاکستان، می‌گوید: «اعتبار امریکا که از زمان جنگ کارگیل [درگیری سال ۱۹۹۹ میان هند و پاکستان] به عنوان یک واسطه قابل‌اعتماد در زمان بحران‌ها تثبیت شده بود، به‌شدت کاهش یافته است.»

کریستوفر کلری بر این باور است که تیرگی روابط، به روند «بازنگری در محاسبات راهبردی» که پیش از این در دهلی کلید خورده بود، شتاب بخشیده است. او می‌گوید: «از می ۲۰۲۵ به این سو — که با جنگ تجاری کوچک میان امریکا و هند نیز تشدید شد — دهلی‌نو سبد روابط بین‌المللی خود را به گونه‌ای توازن‌بخشی مجدد کرده است که وابستگی کمتری به ایالات متحده داشته باشد.»

او می‌افزاید این رویکرد شامل «نزدیک‌تر شدن به اتحادیه اروپا، سرعت بخشیدن به ترمیم روابط دیپلماتیک با چین و مقاومت در برابر فشارهای امریکا برای قطع رابطه با روسیه» بوده است.

با این همه، مسیر راهبردی کلان هند همچنان دست‌نخورده باقی مانده است. کلری معتقد است: «هند قدرتی به اندازه کافی بزرگ هست که این عدم تعادل و صعود مستمر آن [در سلسله‌مراتب قدرت جهانی] را به خطر نیندازد.»

هرچند پیامدهای دیپلماتیک همچنان محل مناقشه است، درس‌های نظامی این درگیری کاملا روشن است.

تحلیلگران هر دو طرف، این منازعه را اولین نبرد «تحت شبکه»، «پهپادمحور» و «های‌تک» (مبتنی بر فناوری پیشرفته) در جنوب آسیا می‌دانند. اجی بیساریا در این باره می‌گوید: «ما شاهد یک میدان نبرد متفاوت از نظر تکنالوژی بودیم؛ هیچ هواپیمای سرنشین‌داری از مرز عبور نکرد.»

از آن زمان، هر دو کشور بودجه‌های دفاعی خود را افزایش داده، نوسازی نظامی را سرعت بخشیده و پیوندهای خود را با شرکای دفاعی خارجی عمق بخشیده‌اند. با این حال، کلری هشدار می‌دهد که نباید تصور کرد این درگیری توازن قوای منطقه‌ای را به‌طور بنیادین تغییر داده است.

او می‌گوید: «این اتفاق باعث تغییرات مهمی در ساختار، دکترین و فناوری هر دو ارتش شد، اما معتقد نیستم که هیچ‌یک از دو ارتش، دیدگاه کلان خود را درباره توازن قدرت نسبت به رقیب همسایه‌اش به‌طور اساسی تغییر داده باشد.»

آنچه در عوض تغییر کرده، ممکن است «آستانه‌ی تنش» در درگیری‌های آینده باشد. بیساریا فضای پس از درگیری را یک «وضعیت عادی جدید همراه با نوعی ابهام استراتژیک» توصیف می‌کند.

او می‌گوید: «آن ابهام به شما می‌گوید که از این پس، هر اقدام تروریستی، یک اقدام جنگی تلقی خواهد شد. اگر فعالیت‌های تروریستی از آستانه معینی عبور کند، درگیری‌ها دوباره از سر گرفته می‌شود.» (دهلی حمله به گردشگران را به گروه‌های شبه‌نظامی مستقر در پاکستان نسبت داد؛ اتهامی که اسلام‌آباد آن را رد کرد.)

سیگنال‌های ارسالی از سوی هند پس از این درگیری، گویای آن بود که تلافی‌جویی‌های آینده ممکن است از گروه‌های شبه‌نظامی فراتر رفته و خود ارتش پاکستان را هدف قرار دهد.

بیساریا با تکرار موضع دولت هند می‌گوید: «با تروریست‌ها و حامیانشان به یک شکل برخورد خواهد شد.»

تعلیق «معاهده آب‌های سِند» نیز به نشانه‌ دیگری از این موضع‌گیری سخت‌گیرانه تبدیل شده است. بیساریا می‌گوید: «خون و آب نمی‌توانند در یک مسیر جاری شوند؛ هیچ راهی برای احیای این معاهده وجود ندارد.»

با این حال، از نگاه پاکستان، به نظر می‌رسد این درگیری ایمان این کشور به «راهبرد تشدیدِ تنش» را تقویت کرده است؛ حقانی بر این باور است که «بازه زمانی کوتاه این منازعه، عملا به مفاد پاکستان تمام شد.»

او می‌گوید: «راهبرد پاکستان این بوده است که به‌سرعت از زینه سطح تنش بالا برود؛ تا تهدید جنگ هسته‌ای و پای جامعه بین‌المللی را به میان بکشد.»

به نظر می‌رسد این باور در میان محافل استراتژیک پاکستان گسترده است. عمر فاروق، تحلیلگر مستقر در اسلام‌آباد و خبرنگار سابق هفته‌نامه دفاعی «جینز»، می‌گوید اطمینان فزاینده‌ای در اسلام‌آباد وجود دارد که واشینگتن و پایتخت‌های کشورهای حوزه خلیج فارس در هر بحران احتمالی در آینده، به‌سرعت مداخله خواهند کرد.

او به بی‌بی‌سی گفت: «در پاکستان این باور وجود دارد که امریکایی‌ها پیش از این هند و پاکستان را به پای میز مذاکره کشانده‌اند و باز هم می‌توانند این کار را انجام دهند.»

او در عین حال می‌گوید که نخبگان سیاسی و نظامی پاکستان به‌شدت نسبت به آسیب‌پذیری داخلی این کشور آگاه هستند. فاروق می‌گوید: «اقتصاد ما از هم پاشیده است، جامعه عمیقا دوقطبی شده و ما با دو شورش داخلی دست‌ و پنجه نرم می‌کنیم. تفکر غالب در میان نخبگان سیاسی و نظامی این است که نباید وارد هیچ‌گونه درگیری با هند شویم.»

این تضاد — میان «اعتماد به توان بازدارندگی» و «آسیب‌پذیری اقتصادی» — می‌تواند توجیه‌کننده‌ سیگنال‌های به‌دقت تنظیم‌شده‌ای باشد که در ماه‌های اخیر از راولپندی (مرکز فرماندهی ارتش پاکستان) صادر شده است.

فرماندهان ارشد ارتش پاکستان اخیرا بدون نام بردن مستقیم از هند، بر لزوم «خویشتن‌داری و پرهیز از تشدید تنش» تأکید کرده و اظهار داشتند که ثبات منطقه در گرو «خویشتن‌داری جمعی، مسئولیت‌پذیری و احترام به حاکمیت ملی» است.

به گفته فاروق، این بیانیه «تداوم همان رویکردی است که پیش از این نیز در بدنه نظامی وجود داشت: اینکه گفت‌وگوها باید ادامه یابد.»

حتی در حال حاضر نیز کمتر کسی باور دارد که دو طرف بتوانند برای مدتی نامحدود، تبعات یک «انجماد کامل دیپلماتیک» را تاب بیاورند. دنیل مارکی می‌افزاید: «دو کشور تاریخچه‌ای طولانی در گفت‌وگوهای پشت‌پرده دارند و این گفت‌وگوها گاهی راهکارهای مؤثری برای کاهش خصومت و حتی زمینه‌سازی برای مذاکرات رسمی‌تر بوده‌اند.»

بیساریا نیز معتقد است اگر منطقه از حمله بزرگ دیگری توسط شبه‌نظامیان مصون بماند، می‌توان به «پرتوی از امید» چشم داشت. او می‌گوید شاید پاکستان در نهایت به این نتیجه برسد که «نه در عادی‌سازی، بلکه در تثبیت و آرام‌سازی جبهه هند» منفعتی نهفته است.

مایکل کوگلمن استدلال می‌کند که در حال حاضر، «بهترین نتیجه ممکن این است که اوضاع از این بدتر نشود.»

در نهایت، آینده ممکن است بیش از آنکه به جیئوپلیتیک وابسته باشد، به محاسبات دو رهبر قدرتمند گره بخورد: «نرندرا مودی» و «عاصم منیر». کلری می‌گوید: «فیلد مارشال منیر و نخست‌وزیر مودی نفوذ فوق‌العاده‌ای در پایتخت‌های خود دارند. اگر هر یک از این دو نفر اراده کند، این قدرت را دارد که دیپلماسی را از نو احیا کند.»

اما در حال حاضر، به نظر می‌رسد هیچ‌کدام برای این کار آماده نیستند.